بررسی مطالب دسته بندی

آیا می دانید

جمع دیوانگان

جمع دیوانگان هارون الرشید به همراه مهمانانش عیسی بن جعفر برمکی و مادر جعفر برمکی در قصر نشسته بود و حوصله اش سر رفته بود از سربازان خواست بهلول را بیاورند تا آنها را…

عاقبت …

عاقبت ... روزی بهلول در قبرستان بغداد کله های مرده ها را تکان می داد ، گاهی پر از خاک می کرد و سپس خالی می نمود. شخصی از او پرسی: بهلول ! با این " سر های مردگان " چه می…

فروختن خانه ای در بهشت

فروختن خانه ای در بهشت آورده اند که روزی زبیده زوجه ی هارون الرشید در راه بهلول را دید که با کودکان بازی میکرد و با انگشت بر زمین خط می کشید. پرسید : چه می کنی؟ گفت :…

چند عاقل؟

چند عاقل؟ بهلول وقتی در بصره بود به او گفتند: دیوانه های این شهر را برای ما بشمار. گفت: " دیوانه های " شهر آنقدر زیادند که نمی شود شمرد ، اگر بخواهید : " عاقلان و…