چرا بعضی پسر ها و دخترها امروز عاشق کسی هستند و فردا عاشق کس دیگر؟

پاسخگویان
0 5

9 دقیقه

در پاسخ سؤال اوّل گفتیم که یکی از خصوصیّات دورهجوانی رسیدن انسان به بلوغ عشق ورزیدن، محبت کردن و مورد محبت قرار گرفتن است. عشق ورزیدن اولین گام در ایجاد ارتباطات اجتماعی و سپس تشکیل خانواده است. از این رو عاشقی کردن بسیاری از موانع در کنار جوانی کردن آمن است:

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد

منتها باید توجه داشت که عشق ورزیدن در کنار نیاز به محبّت و نیاز به برطرف ساختن نیروی جنسی است و نباید در آن ها افراط کرد. متأسفانه بسیاری از عشق های امروزی از عنصر هوس نشأت می گیرند و هوس چیزی نیست جز غلبه میل به ارضای شهوات بر میل دوست داشتن و عشق.

از این رو، دختران و پسران امروز به جای توجه عمیق به مسایل مهم زندگی خویش، تنها در لایه ای سطحی از زندگی به تکاپو می پردازند و با مراودات و ایجاد ارتباطات متنوع، موقّت و بدون ظابطه به رواج بی بند و باری دامن می زنند. از سویی، از آنجا که این روابط در تعالی روح وجان ایشان تأثیر به سزایی ندارد و حتی گاهی اوقات به تخریب روانی می انجامد، دائماً شاهد گسسته شدن این روابط و تشکیل یک سری روابط دیگر هستیم.

در این جا دوست داریم نظر شما را به این نکته جلب کنیم که مفهوم بی بند و باری و فساد،تنها در اعمال منافی عفت خلاصه نمی شود. این را از آن جهت آوردیم که امروزه در جامعه ما سخن از محسّنات عشق آزاد با عناوینی چون عشق پاک، روابط خواهر برادری، دوستی های مسالمت آمیز، روابط افلاطونی، ارتباط روحی و … گفته می شود و عده بسیاری این سؤال را دادند که مگر چه عیبی دارد ما این گونه با هم رابطه داشته باشیم؟ ما که گناهی نمی کنیم؟ یا مثلاً می نویسند که دوست پسر من اهل نماز و روزه و هیئت و … است و به خاطر همین مذهبی بودنش با او رابطه دارم!؟ ، این ها تمام از جنسِ لباس حق بر پیکر باطل پوشاندن است. فقط الفاظ با تربیت تر و کلیدی تر شده اند وگرنه تمامی آن ها تحت عنوان روابط بدون ضابطه می گنجد.

البته شاید شما را این کلام ما خوش نیاید و گمان کنید که ما از سر تعصّب و تزیّد این کلمات را می گوییم، ولی می توانید مطمئن باشید که چنین نیست. علت این امر را در دو مثال و با دو بیان عرض می کنیم:

۱- بیان اوّل سؤالی است از شما و آن این که آیا دوست داری همسر فرضی آینده شما از این نوع عشق های افلاطونی و معاشرت های مسالمت آمیز با دیگری غیر از شما داشته باشد؟

همسر فرضی شما چطور؟ آیا او می پسندد از این عشق های پاک با دیگری داشته باشید؟

از این مثال می خواهیم این نتیجه را بگیریم که در جایی که فطرت و غیرت آدمی از کاری کراهت دارد و حاضر به تحمل آن نیست، چگونه می توان آن را در جامعه توصیه کرد و با هر عنوان زیبا یا زشتی و به هر بهانه ای به آن اقدام کرد؟!

۲- مسئله دوم: چرا این روابط پنهان است؟ اگر احیاناً آشکار باشد، از آن به دریدگی و بی آبرویی تعبیر می شود؟ اصولاً مگر فرق میان ازدواج و این نوع روابط چیست؟

به نظر ما فرق این است که ازدواج به صورت آشکار و با ظابطه است و قانونی دارد که طبق آن مرد و زن دارای حقوقی مشخص می گردند و مسئولیت هایی نسبت به هم پیدا می کنند. در حدیثی زیبا از رسول خدا می خوانیم که فرق میان زنا و نکاح در آشکار بودن آن است. در کدام یک از این روابط خیلی پاک، حقوق عاطفی (بگذریم از مادی) دختران و پسران جوان رعایت می شود؟ مگر عاطفه، روح، علایق و اصلاً خود انسان لباس است که بپوشیم و اگر خوشمان نیامد دورش بیاندازیم و پی نفری دیگر برویم؟! در اطراف مشکلات روحی و روانی این گونه روابط سخن بسیار می توان گفت که مجال آن نیست.

متأسفانه امروزه بسیاری از جوانان گمان می کنند که دستورهای اسلام کهنه شده و عمل به آن ارتجاع، کهنه پرستی و مقدس بازی است. در حالی که اسلام در قلمرو دستورها و تعالیم خود، سلامت روانی جامعه، سلامت روانی افراد و حقوق اجتماع را در نظر گرفته و اهتمام ویژه بر عدم تضییع این هرسه دارد.

علت بسیاری از این روابط آزاد و متنوع که در جامعه می بینیم، عدم توجه افراد به پیامد ها و زمینه های افزایش این گونه روابط و عدم توجه شان به تضییع حقوق متقابل است. نتیجه آن همین است که ما و شما در سطح جامعه مشاهده می کنیم.

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.