چرا ظاهر برخی روایات متناقض اند مثلا در ثواب الاعمال ؟

پاسخگویان
0 0

10 دقیقه

مطلب اول – توضیحی درباره روایات متعارض : بسیاری از روایاتی که به ظاهر متعارض می نمایند، در واقع متعارض نیستند؛ بلکه مکمل و قرینه همدیگرند .توهم تعارض در این گونه روایات ، از نگاه ابتدایی و بدون تامل ناشی می شود، در حالی که با تامل ، می توان این روایات به ظاهر متعارض راجمع کرد .گاه روایتی حکمی عمومی را بیان می کند و روایت دیگر، مواردی خاص را از شمول حکم خارج می نماید، یا روایتی حکمی را با اطلاق بیان می کند و روایت دیگر قیدهای آن حکم را مشخص می نماید؛ مثلا روایتی می گوید : ( ( ربا حرام است ) ) و روایتی دیگر می گوید : ( ( ربای بین پدر و فرزنداشکال ندارد ) ) وقتی مردم در برابر این دو سخن قرار می گیرند می فهمند که مقصود واقعی متکلم این است که ربا برای غیر پدر و فرزند حرام است . یاروایتی می گوید : ( ( همه مردم بر اموال خود مسلطند ) ) و روایتی دیگر می گوید ( ( تصرفات مالی مریض در مرض موت ، منوط به اذن وارث است ) ) و روایتی دیگر می گوید : ( ( سفیه ، حق تصرف در اموال خود را ندارد ) ) . از این سخنان فهمیده می شود که مراد گوینده از سخن اول ، همه انسان ها غیر از سفها و غیراز مریض نزدیک به مرگ است . این شیوه ، در زبان قانونگذاری بشری و هم درزبان عرفی متداول است . مطلب دوم – عوامل پیدایش تعارض در روایات : مهم ترین عواملی که باعث تعارض در روایات می شود، به شرح زیر می باشد : ۱ .یکی از دو روایت متعارض ، جعلی باشد .فقیه ، در جست و جوی روایات صحیح، ملاک هایی را رعایت می کند که در علم رجال به آن پرداخته می شود.سند بعضی از روایات موجود در منابع روایی ، صحیح نیستند و به عنوان روایات ضعیف ، کنار گذاشته می شوند؛ لیکن غیر فقیه به بررسی های سندی نمی پردازد و با همسان انگاری همه روایات ، آن ها را متعارض می پندارد .۲٫در بین روایاتی که واجد شرایط اعتبار سندند تعارض پیش می آید .در این صورت احتمال دارد یکی از دو روایت در واقع جعلی بوده است ، ولی نشانه های جعلی بودن آن از بین رفته است . در چنین مواقعی فقیه با قراین دیگری ، صحیح را از سقیم باز می شناسد .۳ .یکی از دو روایت متعارض ، براثر ( ( تقیه ) ) صادر شده باشد .جو اختناق خفقان حاکم در زمان امامان معصوم ( ع ) ، گاه آنان را مجبور می ساخت که سخنی را مطابق یکی از مذاهب اهل سنت بگویند .این حالت که به آن ( ( تقیه ) ) گفته می شود، یا برای حفظ جان مخاطب بوده است و یا برای خطری که خود امام را تهدید می کرده است. قطعا وقتی این روایت ، در کنار روایتی که بدون حالت تقیه صادر شده است ،قرار گیرد، با آن متعارض می شود .بازشناسی موارد از وظایف فقیه است . ۴٫اشتباه در استنساخ روایت . گاه روایتی دارای سند صحیحی است و از روی تقیه نیز صادر نشده است ؛ اما در ثبت آن اشتباهی رخ داده است که معنای روایت را عوض می کند و آن را با روایت دیگری متعارض می کند .در این موارد نیز قواعدی وجود دارد که بر اساس آن ها فقیه باید با ظرافت و دقت ویژه ای مشکل را حل کند .۵ .مفقود شدن بخشی از روایت . گاه بخشی ازروایت ، که می تواند مفسر بخش دیگر آن باشد، به عللی در گذر تاریخ به دست ما نرسیده است و این باعث می شود که معنای ناقص و ناصحیحی ازبخش باقی مانده به دست آید و با روایات دیگر متعارض شود .از جمله عواملی که در مفقود شدن بخشی از قراین روایات دخیل است می توان به امور زیر اشاره کرد : الف . اعتماد راوی بر قراین حالی و فضای فکری زمان خود و ذکر نکردن آن ها در روایت و از بین رفتن آن قراین در زمان ما .ب. فراموشی یا خطای راوی در نقل قراین . ج . از بین رفتن بخشی از روایات بر اثرآتش سوزی ، مخفی نمودن به خاطر ترس از حکام جور و سپس اندراس آن که قرینه روایات دیگر بودند .مطلب سوم – علاج روایات متعارض : از آن جا که در زمان حیات معصومین ( ع ) بسیاری از این عوامل باعث پیدایش روایات متعارض شده است ، خود آنان راه علاج روایات متعارض را آموزش داده اند.راهی که می تواند فقیه را در شناخت رای صحیح امام معصوم ( ع ) یاری کند.بنابراین ، وجود روایات متعارض ، نشانه تعارض در دین یا عدم عصمت ایمه اطهار ( ع ) نیست . روایات متعارض گرچه فهم احکام دینی را برای فقیه دشوارمی کند، خود دین راه علاج آن را آموزش داده است و با رعایت قواعد آن ، این مشکل برطرف می شود، یا به حداقل می رسد .برای شناخت کامل دیدگاه دین در یک مسیله ، نمی توان تنها به یک روایت بسنده کرد، بلکه باید همه آیات و روایات و دلایل عقلی مربوط به آن مسیله را به دقت بررسی کرد .;

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.