چرا اهل سنت حضرت علی ( ع ) را به عنوان وصی بعد از پیامبر(ص) قبول ندارند؟ لطفا کتابهایی در این زمینه معرفی نمایید؟

پاسخگویان
0 0

25 دقیقه

درباره حقانیت شیعه ، در طول تاریخ صدها جلدکتاب پر حجم و عمیق توسط عالمان و فرزانگان نگاشته شده که در غالب آنها استناد به معتبرترین منابع اهل سنت شده و هیچ جای گریزی برای مخالفین باقی نگذاشته است . برای روشن شدن این مطلب باید ابتدا توجه کرد که اساسی ترین رکن اختلاف بین شیعه و دیگر مسلمانان چیست ؟ آنچه در این باره می توان گفت این است که : شیعه معتقد است پیامبر ( ص ) به امر الهی برای رهبری دینی و اجتماعی امت افراد معصوم و شایسته ای رانصب و معرفی نموده اند که اولین آنها حضرت علی ( ع ) می باشد .بنابراین رهبر و پیشوای حقیقی امت پس از پیامبر ( ص ) ، امامان اهل بیت ( ع ) می باشند .تنها یکی از ده ها دلیل متقن و معتبر شیعه در این باره حادثه غدیرخم در حجه الوداع است . در رابطه با مساله حجه الوداع و غدیر خم ، عین واقعه را به نقل از ترجمه الغدیر ( ج ۱، ص ۲۹ – ۳۷ ) تقدیم می داریم . لازم است بدانید که این واقعه و خطبه پیامبر اکرم ( ص ) در آن ، مورد اجماع واتفاق جمیع مسلمانان شیعه و سنی است و جایگاه ویژه ای در نصوص دینی وادبیات و اشعار مسلمانان – اعم از عرب و غیر عرب – دارد .در متون اسلامی هیچ روایتی به اندازه این واقعه به حد فوق تواتر نرسیده است واحدی را یارای تردید در آن نیست . در میان صحابه پیامبر ( ص ) ۱۱۰ نفر و ازتابعین ۸۹ نفر آن را نقل کرده اند و طبقات راوی آن ، به ۳۶۰ نفر رسیده است . شاعران بسیاری نیز این جریان را به نظم آورده اند ؛ از جمله : در قرن اول : امیرالمومنین ( ع ) ، حسان بن ثابت انصاری ، قیس بن سعد بن عباده انصاری ، عمر و بن عاص بن وایل ، محمد بن عبدالله حمیری . در قرن دوم : کمیت بن زیاد، سید اسماعیل بن محمد حمیری ، شعیان بن مصعب کوفی . در قرن سوم : ابو تمام حبیب بن اوس طایی ، دعبل بن علی بن رزین الخزاعی و درقرون بعد ده ها نفر دیگر .از اهمیت این واقعه ، همان بس که علامه امینی یازده جلد کتاب ارزشمند ( ( الغدیر ) ) را درباره ً این حادثه به نگارش درآورده است . اکنون این سوال رخ می نماید که اگر این واقعه در میان همه مسلمین ،اجماعی و مورد اتفاق است ، پس اختلاف در چیست ؟ اساس اختلاف بر سرهمان ماهیت و دلالت این واقعه است : ۱- برادران اهل تسنن اظهارمی دارند که این حادثه عظیم تاریخی و سخنان و تاکیدات پیامبر اکرم ( ص ) ،صرفا به معنای لزوم ( ( محبت و دوستی ) ) حضرت علی ( ع ) است ، و هیچ دلالتی بر امامت و زمامداری و لزوم پیروی از ایشان ندارد .دلیل آنان نیزآن است که ( ( ولایت ) ) چند معنا دارد و یکی از معانی آن ( ( دوستی ) ) است . بنابراین تا زمانی که به این معنا قابل حمل است ، نمی توان به معانی دیگر آن تمسک جست . ۲- دیدگاه شیعه این است که ماهیت این حادثه و سخنان پیامبر اکرم ( ص ) ، نصی صریح و قاطع بر امامت و پیشوایی حضرت علی ( ع ) است و قراین و شواهد حالی ، مقالی و مقامی به گونه ای است که هرگز نمی توان آن را تنها به دوستی و محبت تفسیر کرد .البته باید توجه داشته باشید که شیعه ادله بی شمار دیگری از قرآن و عقل وسنت بر امامت آن حضرت در دست دارد و این مساله یکی از آن ادله می باشد، نه تنها دلیل . در عین حال این رخداد، حجتی قاطع و خلل ناپذیراست و به هیچ روی نمی توان از آن دست برداشت . دلایل و قراینی که برصحت دیدگاه شیعه گواهی می دهد، عبارت است : ۱- معنای ولایت : لغت شناسان و کتاب های برجسته و ممتاز لغت ، کلمه ولایت را به معنای سرپرستی ، عهده داری امور، سلطه ، استیلا، رهبری و زمامداری معنا کرده اند.در این جا معنای این کلمه را با برخی از مشتقاتش فقط از کتاب های لغت اهل سنت برایتان نقل می کنیم : – راغب اصفهانی می نویسد : ( ( ولایت ؛یعنی ، یاری کردن . و ولایت ؛ یعنی ، زمامداری و سرپرستی امور و گفته شده است که ولایت و ولایت مانند دلالت و دلالت است و حقیقت آن ( ( سرپرستی ) ) است . ولی و مولی نیز در همین معنا به کار می رود ) ) ، ( المفردات الراغب ، ص ۵۷۰ ) . – ابن اثیر می نویسد : ( ( ولی ؛ یعنی ، یاور…و هر کس امری را بر عهده گیرد، ( ( مولی و ولی آن است ) ) . سپس خودش می گوید : ( ( و از همین قبیل است حدیث ( ( من کنت مولاه فعلی مولاه ) ) … وسخن عمر که به علی ( ع ) گفت : ( ( تو مولای هر مومنی شدی ) ) ؛ یعنی ، ( ( ولی مومنان گشتی ) ) ، ( النهایه ، لابن اثیر، ج ۵، ص ۲۲۷ ) . – صاحب صحاح اللغه می نویسد : ( ( … هر کس سرپرستی امور کسی را به عهده گیرد ولی او است ) ) ، ( الصحاح فی لغه العرب ، ج ۶، ص ۲۵۲۸ ) . – صاحب مقاییس می نویسد : ( (.. هر کس زمام امر دیگری را به عهده گیرد ( ( ولی او است ) ) ، ( معجم مقاییس اللغه ، ج ۶، ص ص ۱۴۱ ) . اکنون با این گفته های مصرح ارباب لغت ، چگونه می توان ( ( من کنت مولاه فعلی مولاه ) ) را به ( ( دوستی ) ) صرف معنا کرد وسرپرستی اجتماعی و زمامداری را از آن جدا ساخت ؟! مگر نه این است که ( ( ابن اثیر ) ) لغت شناس معروف عرب و سنی ، خودش تصریح می کند که کلمه ( ( مولی ) ) در روایت ( ( من کنت مولاه فعلی مولاه ) ) از زبان پیامبر ( ص ) و در گفتار عمر در همین معنا به کار رفته است ؟ ۲- خطاب تند و قاطع الهی : آیا اگر حادثه غدیر صرفا برای اعلام دوستی حضرت علی ( ع ) بود، آن قدر اهمیت داشت که خداوند به پیامبرش وحی کند، که اگر آن را ابلاغ نکنی ، رسالت الهی را انجام نداده ای ؟ خداوند می فرماید : ( ( یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس ان الله لایهدی القوم الکافرین ) ) ، ( مایده ، آیه ۶۷ ) . آیا این اخطارشدید اللحن به خوبی نشان نمی دهد که مساله بالاتر از این حرف ها است ؟البته محبت امیرالمومنین ( ع ) جایگاه بسیار بلندی دارد و یکی از نشانه های ایمان است ؛ لیکن بحث در این است که این خطبه بنا به دلایل ذکر شده ،قطعا منحصر به ( ( ولایت محبت ) ) نیست . ۳- دلداری خدایی : در آیه یادشده ، خداوند پیامبر را دلداری داده ، می فرماید : در راستای اجرای این ماموریت ، خداوند تو را در مقابل توطیه های مردم محافظت می کند ( ( والله یعصمک من الناس ) ) . آیا این مساله نشان نمی دهد که این ماموریت ، مساله مهمی بوده است که پیامبر ( ص ) بیم آن داشته که برخی بر اثر هواهای نفسانی به مقابله برخاسته و توطیه کنند؟ آیا فقط با اعلام دوستی حضرت علی ( ع ) جای چنین خوفی بود؟ ۴- گزینش مکان : آیا این که پیامبر ( ص ) جحفه را – که مکان جدا شدن و انشعاب مسافران است – انتخاب کردند، تاهمگی قبل از انشعاب در سخنرانی آن حضرت حضور داشته باشند و نیز این که پیامبر ( ص ) دستور دادند کسانی که از آن مکان گذشته بودند برگردند، وصبر نمودند تا کسانی هم که عقب مانده بودند، از راه برسند و …نشانه چیست ؟ این که دستور دادند که شاهدان به غایبان اطلاع دهند و این ( ( نباعظیم ) ) را به گوش همگان برسانند، دلالت بر این ندارد که مساله ، برای امت اسلامی فوق العاده مهم و حیاتی است ؟ آیا عاقلانه است که پیشوای بزرگ مسلمانان در آخرین سخنرانی برای جمعیت باشکوه حج گزاران و در آن گرمای سوزان ، مسافران خسته و کوفته را گرد آورد و با این تاکیدات ، باآنان سخن بگوید و تنها مقصودش این باشد که بگوید : ( ( علی را دوست داشته باشید ) ) ؟! ۵- نزول آیه اکمال : این که پس از اجرای این ماموریت ،آیه نازل شد که : ( ( الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا ) ) ، ( مایده ، آیه ۳ ) . آیا دلالت بر این ندارد که مساله بالاتر از صرف محبت بوده و آیا فقط با دوستی حضرت علی ( ع ) – نه رهبری و پیشوایی آن حضرت – دین کامل شد و خداوند اسلام را پسندید؟ اگر مساله فقط دوستی و مودت بود، که در این رابطه قبلا آیه ای نازل شده و از این جهت نقصی در دین نبود ؛ زیرا آیه ( ( قل لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی ) ) ، ( شوری ، آیه ۲۳ ) قبلا نازل گشته بود .پس نتیجه می گیریم که آیه اکمال ، پیام دیگری را در بر دارد .۶- چرا پیامبر ( ص ) در آن حادثه ، به مسایل اعتقادی استشهاد نموده و در کنار آنها مساله ولایت را مطرح کردند؟۷- چرا پیامبر ( ص ) عترت را در کنار قرآن و به عنوان ( ( ثقل اصغر ) ) ذکرنمودند؟ ۸– چرا پیامبر ( ص ) فرمودند : قرآن و عترت از یکدیگر جدا نمی شوندو فرمودند : امت باید به هر دو چنگ زند؟ آیا صرف دوست داشتن قرآن کافی است یا باید از آن پیروی کرد و آن را امام و پیشوای خود دانست ؟وحدت سیاق نشان می دهد که در مورد اهل بیت ( ع ) ، نیز باید همین گونه رفتار کرد و آنان را سرمشق ، الگو و پیشوای عملی خود قرار داد .۹- چراپیامبر ( ص ) به مساله ایفای رسالت و سپس به ( ( اولویت ) ) خود بر مومنان انگشت می گذارد و بلافاصله مساله ولایت را طرح می کند؟ ۱۰- چرا پیامبر ( ص ) مساله ولایت را سه یا چهار بار تکرار می کند؟ این همه تاکید برای چیست ؟۱۱- چرا پیامبر ( ص ) بعد از این حادثه فرمودند : ( ( الله اکبر ) ) بر اکمال دین واتمام نعمت و خشنودی خدا به رسالت من و ولایت علی ( ( بعد از من ) ) ؟نکته مهم در این جا این است که اگر مقصود از ( ( ولایت ) ) محبت باشد دیگرقید ( ( بعد از من ) ) ، زاید است ؛ زیرا محبت حضرت علی ( ع ) مقید به زمان پس از مرگ پیامبر ( ص ) نیست و بسیار مسخره است اگر منظور پیامبر ( ص ) را این بگیریم که بعد از رحلت من ، علی را دوست بدارید؟ زیرا محبت علی ( ع ) باحیات پیامبر ( ص ) قابل جمع است و این رهبری امام علی ( ع ) است که پس ازپیامبر ( ص ) مورد نظر می باشد ؛ زیرا در یک زمان وجود دو پیشوا در عرض هم ممکن نیست . ۱۲- چرا بعد از این ماجرا، مردم با حضرت علی ( ع ) بیعت کردند؟ مگر دوستی بیعت دارد؟ بیعت در لغت به معنای التزام به فرمان برداری و تبعیت است و حتی ابوبکر و عمر نیز با آن حضرت بیعت کرده و هر یک گفتند : ( ( بخ بخ لک یا علی ، اصبحت مولای و مولی کل مومن ) ) . ۱۳- نکته دیگر آن که همه حاضران در آن جلسه از خطابه پیامبر ( ص ) مساله ( ( امامت و پیشوایی حضرت علی ( ع ) ) ) را فهمیدند و بلافاصله ( ( حسان بن ثابت انصاری ) ) از پیامبر ( ص ) اجازه گرفت و اشعاری زیبا سرود که دریکی از ابیات آن از زبان پیامبر ( ص ) چنین می گوید : ……… قم یا علی فاننی ==رضیتک من بعدی اماما و هادیا یعنی : ای علی ! برخیز،خرسندم که تو امام و هادی بعد از من می باشی . ذکر این نکته لازم است که تقریر ؛ یعنی ، سکوت و عدم مخالفت پیامبر ( ص ) در برابر یک سخن یارفتار در نزد همه مسلمانان – اعم از شیعه و سنی – حجت و جز سنت است. بنابراین اگر مساله غدیر معنایی غیر از امامت داشت ، چرا پیامبر ( ص ) سخنان ( ( حسابن بن ثابت ) ) را تایید کرده و او را تشویق فرمودند؟ و چرا دیگران اعتراض نکردند که منظور پیامبر ( ص ) ( ( امامت و هدایت ) ) امت نبوده است ؟ ۱۴- نکته بسیار جالب توجه دیگر، مساله ( ( جابر بن نضر ) ) یا ( ( حارث بن النعمان الفهری ) ) است . در روایت است که پس از انتشار سخن پیامبر ( ص ) در غدیر خم ، وی نزد پیامبر ( ص ) آمده و عرض کرد : ( ( ای محمد ؛ ازجانب خدا به ما گفتی شهادت دهیم که جز خدای یگانه پروردگاری نیست و شهادت دهیم که تو پیامبر خدایی و نماز بخوانیم و روزه بداریم و حج انجام دهیم و زکات بپردازیم ما نیز همه این ها را از تو پذیرفتیم ؛ لیکن به این حد راضی نگشتی و پسر عمویت را بر ما برتری دادی و گفتی : ( ( هر که رامن مولای اویم ، این علی مولای او است ) ) . اکنون بگو که این سخن را از پیش خود گفتی ، یا از جانب خدا؟ پیامبر ( ص ) فرمودند : سوگند به آن که جز اوخدایی نیست ، این مطلب از سوی خداوند است . در این هنگام او برگشت وبه سوی اسب خود شتافت ، در حالی که می گفت : خدایا! اگر آنچه محمد ( ص ) می گوید حق است ، پس سنگی بر ما ببار، یا ما را به عذابی دردناک گرفتار کن ! هنوز به اسب خود نرسیده بود که از طرف خدا، سنگی بر سرش بارید و او را بر زمین کوبید و جانش را بگرفت . آن گاه این آیه نازل شد که : ( ( سال سایل بعذاب واقع ، للکافرین لیس له دافع ، من الله ذی المعارج ) ) ، ( سوره معارج ، آیات ۱ – ۳ ) . ا

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.