چرا شیعه قایل به بطلان تثلیث است ؟

پاسخگویان
0 0

13 دقیقه

آنچه در مسیحیت کنونی وجود دارد، مبتنی بر نوعی نگرش اعتقادی ؛ یعنی ، آموزه تثلیث ( Thriad ) است که اساساً باطل و محال می باشد و تاکنون بسیاری از اندیشمندان مسیحی برای توجیه عقلی ( Justification ) آن به تکاپوافتاده و کتاب هایی به نگارش درآورده اند؛ ولی همه این تلاش ها با بن بست مواجه شد و همواره کلام مسیحی ( Christian Theology ) از این جهت آسیب مند است . در نگرش مسیحی حضرت عیسی خدا است ( خدای پسر ) و خداوند متعال خدای پدر است. اما آیا از نظر کارکرد شناختی و فونکسیونولوژیک ( Functionologic ) چنین ترسیمی از رابطه خدا وانسان بهتراست یا شیوه های جایگزین ؟ به نظر می رسد چنین ترسیمی اشکالات عدیده ای دارد .در ادبیات اسلامی روش های بدیل ( Alternative ) بهتری به جای آن وجود دارد.اشکالاتی که در ترسیم مسیحی وجود دارد عبارت است از : ۱– نگرش انسان به خداوند را تنزل می دهد و خداوند را موجودی جسمانی و ( ( انسان وار ) ) ( Manlike ) می نمایاند و این باتنزه و تعالی ( Exhaltness ) خداوند بزرگ ناسازگار است. ۲- ( ( پدر ) ) از جنس مذکر است و نماد ارتباط با جنسیت خاصی است و از عوارض نگرش پدرسالارانه ( Patriavchic ) تهی نیست ، در حالی که رابطه انسان و خدا عاری از چنین شوایبی می باشد.۳- کلمه ( ( پدر ) ) بالاترین واژه برای بیان لطف و مهر در مناسبات انسانی نیست و واژه های دیگری مانند ( ( مادر ) ) بار عاطفی افزون تری دارد .ازاین رو حتی برخی از متکلمان ( Theologist ) مسیحی برآنند که واژه پدر را حذف و به جای آن کلمه ( ( مادر ) ) را جایگزین کنند .جالب است بدانید اخیراً نحله ای کلامی به نام ( ( خداشناسی زن گرا ) ) ( Feminist Theology ) در غرب پدید آمده است که معتقد است در همه جای اناجیل باید کلمه ( ( پدر ) ) را به ( ( مادر ) ) تبدیل کرد و برخی ازکشیشان نیز چنین اجازه ای داده اند و چاپ های جدیدی از اناجیل با این تغییر تولید و توزیع شده است. آری وقتی که قرار باشد نصوص دینی براساس سلیقه های بشری تنظیم شود، این گونه دگرگونی ها و تحریفات به سادگی امکان پذیر است ؛ یعنی ، همان طور که به جای ( ( خدا ) ) ، ( ( پدر ) ) به دست بشر وارد نصوص دینی شد، همان بشرهم می تواند چند روزی ( ( مادر ) ) را جایگزین خدا سازد و چند سالی دیگر خواهر و خاله و عمه و. …۴- پدر در ادبیات مسیحی به معنای پدر انسان ها نیست ، بلکه پدر حضرت عیسی ( خدای پدر، پدر خدا ) می باشد.بنابراین چنین واژه ای فاقد ترسیم رابطه انسان ها و آفریدگار هستی است. ۵- واژگانی که درباره رابطه انسان و خدا به کار می رود باید افزون بر توصیف پیوند صمیمی و دوستانه بیانگر جایگاه منیع الهی ، مالکیت ، ربوبیت ، احاطه قیومی و معیت دایمی و صاحب اختیاری خداوند بر انسان نیز باشد .از نظر کارکردشناختی چنین واژگانی هم پیوند محبت آمیز بین انسان و خدا ایجاد می کند و هم جایگاه انسان را در پیشگاه خدایادآور می شود و می فهماند با کسی روبروست که همه کاره او است ، صاحب اختیار او است ، بنابراین هم باید در برابراو کرنش و تواضع کند و هم در همه امور به او توکل نماید .چنین واژگانی دو چراغ ( ( عشق و هیبت ) ) و دو مشعل ( ( امید ورجا ) ) را در دل آدمی برمی افروزد .ازاین رو در ادبیات اسلامی از واژه های دیگری استفاده شده است ؛ از جمله واژه ( ( ولی ) ) . چنان که در قرآن مجید آمده است : ( ( الله ولی الذین امنوا ) ). ولی به معنای نزدیکی ، دوستی و زمامداری است . چنین واژه ای هیچ یک از اشکالات وارد بر واژه ( ( پدر ) ) را دارانیست و از مزیت هایی نیز برخوردار است ، از جمله : ۱- بیانگر رابطه نزدیک و دایمی بین خدا و انسان است . به عبارت دیگر به طور ضمنی مفادی مانند آیه ( ( و هو معکم اینما کنتم ) ) دارد؛ یعنی ، او همواره با انسان است . صدای او را می شنود و خواسته های او را اجابت می کند .در حالی که واژه پدر هرگز مفید چنین معیت جدایی ناپذیر ( Insepareable ) نیست. ۲- بیانگر پیوند صمیمی و محبت آمیز بین خالق و مخلوق است. ۳- بیانگر رابطه زمامداری و صاحب اختیاری خداوند است . این ولایت مراتب و مراحل مختلفی دارد، از جمله : الف ) ولایت و حاکمیت تکوینی الهی بر کل نظام هستی ،ب ) ولایت و ربوبیت تشریعی عام خداوند بر کل انسان ها،ج ) ولایت خاص الهی بر بندگان صالح و شایسته که به موجب آن امورشان را تدبیر و اصلاح نموده و در مسایل مختلف از آنان دستگیری می کند .آیه ای که اشاره شد ناظر به این قسم از ولایت می باشد.نکته دیگری که باید به آن توجه داشت ، این است که رابطه انسان و خدا هرگز به صورت ( ( ارباب و بنده ) ) ترسیم نگردیده است ؛ بلکه اساساً قرآن نافی چنین پیوندی است و می فرماید : ( ( ارباب متفرقون خیر ام الله الواحد القهار ) ) ، ( یوسف ، آیه ۳۹ ). آنچه در اسلام است ( ( رب ) ) است ، نه ( ( ارباب ) ) و رابطه ( ( رب ) ) و ( ( مربوب ) ) یک رابطه حقیقی و تکوینی است ورحیمانه و خیرخواهانه است نه قراردادی و ظالمانه. امیرالمومنین ( ع ) در مناجات مسجد کوفه می فرمایند : ( ( مولای یا مولای انت الرب و انا المربوب و هل یرحم المربوب الا الرب ؛ آقای من آقای من ، تو رب ( پرورش دهنده ، تربیت کننده ) هستی و من مربوب ( تربیت شونده و پرورش یابنده ) ام . آیا ( ( مربوب ) ) را جز ( ( رب ) ) ترحم کننده ای و خیرخواهی هست ؟ ) ). هم چنین ترسیم رابطه ( ( بنده – خدا ) ) از بهترین و معنادارترین گونه های تبیین رابطه انسان با آفریدگار و مدبر خویش است که شرح آن مجال واسع تری می طلبد و اهل معنا و حقیقت و عرفان بیش از هر چیز چنین رابطه ای را می جویند ومی ستایند؛ زیرا اوج کمال انسان در عبودیت و بندگی است . چنان که گفته اند : ( ( العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ سرسپاری و بندگی حقیقی است که ژرفای آن ربوبیت است ) ) . ولی متاسفانه جهان غرب برای گریز از تکلیف الهی نسبت به این تعابیرواکنش منفی نشان داد و آثار زیان بار آن در قالب های التقاطی به جهان اسلام نیز راه یافته است. برای آشنایی بیشتر درباره گونه های ترسیم رابطه انسان و خدا به مناجات امیرالمومنین ( ع ) در مسجد کوفه مراجعه کنید.;

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.