آیا بخشنامه خلیفه دوم مبنی بر ممنوعیت کتابت حدیث با سیره پیامبر سازگار بود؟

پاسخگویان
0 0

5 دقیقه

روشن ترین گواه بر این که پیامبر (ص) هرگز مردم را از نوشتن احادیث باز نداشته بود، وجود شورایی است که در زمان خود عمر برای نوشتن احادیث تشکیل گردید و یاران پیامبر در آن شوری طرفدار نوشتن احادیث پیامبر بودند، و خلیفه یک ماه در این زمینه به فکر و تدبر پرداخت و در آخرین جلسه شوری، نظر خود را چنین ابراز نمود:
«نظر من قبلاً این بود که احادیث پیامبر نوشته شود، ولی دو چیز مانع از اجرای این تصمیم گردید:
۱٫پیش از شما گروهی کتابهایی را نوشتند و همین کار سبب شد که کتاب خدا را ترک کنند.
۲٫نمی خواهم کتاب خدا را با چیزی آمیخته کنم و یا آن را به کلام مخلوق مشتبه سازم.»
عذرهای خلیفه از حد پوزشهای کودکانه تجاوز نمی کند، زیرا روزی که پیامبر اکرم (ص) بدورد زندگی گفت، تمام آیات و سوره های قرآن مضبوط و شمرده شده بود، نویسندگان وحی و قاریان قرآن با حافظه های قوی و نیرومند خود، تمام قرآن را حفظ و ضبط کرده بودند. خصوصیات قرآن آنچنان مضبوط و تحدید شده بود، که احدی نمی توانست حرفی را از قرآن کم نماید، و یا حرفی بر آن اضافه کند، آیا با این وضع نوشتن احادیث پیامبر، لطمه ای بر قرآن وارد می ساخت؟
گذشته از این، قرآن مجید از نظر فصاحت و بلاغت، سلاست و شیرینی بیان، در سطحی است که هرگز به هیچ کلامی شباهت ندارد، و هر نوع سخن هر چه هم از نظر فصاحت در عالیترین درجه قرار بگیرد قابل اشتباه با قرآن نیست.
سخنان علی (ع) در نهج البلاغه و برخی از خطبه های پیامبر (ص)، از نظر فصاحت و سلاست بیان و شیرینی تعبیر، تالی قرآن می باشند و در درجه علی از شیرینی قرار دارند، ولی هرگز قابل اشتباه با قرآن نیستند.
امام علی (ع) در میان خطبه های خود، گاهی به برخی از آیات قرآن استشهاد می کند و با یک ملاحظه انسان درک می کند که آیات قرآن، بسان در شاهوار در لا به لای سخنان امام می درخشد، و هر خواننده آشنا به زبان عرب در نخستین برخورد به چنین خطبه های آمیخته به سخن خدا، میان دو نوع کلام فرق می گذارد.

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.