دشمنان پیامبر برای مقابله با او از چه راههایی وارد میشدند؟

پاسخگویان
0 1

8 دقیقه

شما به دنبال این مطالب هستید:

تاریخ اسلام گواهی میدهد که مخالفان پیامبر گرامی از راه های گوناگونی وارد مبارزه شدند و مخالفت و کارشکنی خود را آغاز نمودند و فهرست برخی از پیکارهای ناجوانمردانه آنان به قرار زیر است.
۱ ـ حربه تهمت
آنان با تهمت‎های ناروا از قبیل شاعر، کاهن، مجنون، ساحر، خواستند که از نفوذ سخن او بکاهند ولی پیشرفت چشمگیر اسلام در میان طبقات گوناگون، ثابت کرد که مقام وی بالاتر از آنست که این تهمت ها به او بچسبد.
۲ ـ آزار و زجر و شکنجه و کشتن پیروان پیامبر یکی دیگر از نقشه های شوم آنان بود که به این وسیله میخواستند از گسترش نفوذ سخن او بکاهند، ولی مقاومت پیروان وی در برابر هر نوع شکنجه و تهدید، سران قریش را مدهوش ساخت و همگی از ارادت و اخلاص علاقمندان محمد (ص) انگشت به دندان گرفتند تا آنجا که ابو سفیان میگفت: من قیصر و کسری را دیده ام ولی هیچ کس را در میان پیروانش به عظمت محمد (ص) نیافتم که در راه اعتلاء و هدف او این قدر جانباز و فدا کار باشند.
۳ ـ دعوت از داستانسرای بزرگ عرب
آنان در جذبه روحی قرآن سخت درشگفت و تعجب بودند و تصور میکردند که علت سرو دست شکستن مردم برای شنیدن آیات آن، همان داستانها و سرگذشت اقوام پیشین مردم برای شنیدن آیات آن، همان داستانها و سرگذشت اقوام پیشین است، از این جهت از «نضر بن حارث» بزرگ داستانسرای عرب دعوت شد که در مواقع خاصی در کوچه و بازار به نقل داستان های قهرمانان «ایران» بپردازد و از این طریق افراد را از گرایش به رسول خدا باز دارد. این نقشه به قدری احمقانه بود که خود قریش از شنیدن داستانهای او خسته و از دور او پراکنده شدند.
«نضر» بازرگانی بود که گاه گاهی به ایران مسافرت میکرد و با داستان سرایان معروف ایران انس و الفتی داشت و در ضمن داستان های مربوط به رستم و اسفندیار را یاد میگرفت و یک مشت کتاب های قصه و داستان خریداری میکرد.
وی در موقع بازگشت به مکه به خاطر سرگرم کردن و باز داشتن مردم از شنیدن قرآن معرکه هائی برپا میکرد و شروع به نقالی مینمود و میگفت اگر محمد، سرگذشت عاد و ثمود را میگوید من نیز داستان و جریان قهرمانی های رستم و اسفندیار را میگویم. خداوند در قرآن در انتقاد از عمل وی چنین میفرماید:
«وَمِنَ الناسِ مَنْ یَشْتَری لَهْوَ الْحَدیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِ اللهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَها هُزُواً اُولئِکَ لَهُمْ عذابٌ مُهینٌ.»
[برخی از مردم داستانهای باطلی را میخرند (انتخاب میکنند) تا مردم را ندانسته از راه خدا (قرآن) باز دارند، و آیات قرآن را استهزاء کنند، برای آنان است عذاب خوار کننده.]
اکنون به نکات آیه توجه فرمائید:
۱ ـ نضر به خاطر هدف های پلیدی این داستانها را تهیه و کتابهای مربوط به این رشته را خریداری میکرد، چنانکه میفرماید:
«وَمِنَ الناسِِ مَنْ یَشْتَری لَهْوَ الْحَدیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِ اللهِ»
[برخی از مردم هستند که داستانهای باطل را میخرند تا مردم را گمراه سازند.]
۲ ـ او نه تنها خود گمراه بود بلکه گروهی را نیز ناخود آگاه از حق باز میداشت، قلب و روح آنان با سخنان باطل مملو میشد دیگر مجال برای شنیدن آیات الهی پیدا نمیکردند. چنانکه میفرماید:
«لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِ اللهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ»
[تا مردم را نا آگاه از راه خدا (قرآن) گمراه سازد و باز دارد.]
۳ـ وی با گفتار خود «اگر محمد از عاد و ثمود خبر میدهد من نیز داستان رستم و اسفندیار میگویم» قرآن را به باد سخریه و استهزاء گرفته و کتاب سراسر حکمت را با کتابهای رمان و داستان یکسان معرفی میکرد چنانکه میفرماید:
«وَیَتَّخِذَها هُزُواً» [آیات قرآن را به سخریه و استهزاء میگیرد.]

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.