اگر هدف از بعثت پیامبران اصلاح جامعه انسانی بوده پس چرا این هدف عملی نشده و صفحات تاریخ بشر پر از جرایم است؟

پاسخگویان
0 0

9 دقیقه

ما هم قبول داریم که برخی از انسانها ـ اگر بتوانیم نام انسان را بر آنها بگذاریم- جنایاتی انجام دادهاند که چهره تاریخ را سیاه و ظلمانی کرده است. امّا، مهمّ این است که اگر تعلیمات انبیاء نبود، چه میشد؟ و جوامع انسانی چه شکلی داشت؟ به تعبیر دیگر، برای ارزیابی خدمات پیامبران، باید وضع کنونی را با وضعی که در صورت عدم بعثت آنها بوجود میآمد، مقایسه کنیم. بدون تردید، این کار، اگر چه محال نیست، ولی مشکل است ما راههائی برای بررسی این موضوع در تاریخ گذشته و معاصر در اختیار داریم. مثلاً میتواینم از مقایسه وضع عرب در عصر جاهلیت –که فروغ تعلیمات انبیاء در آن خاموش شده بود- با وضعی که پس از قیام پیغمبر اسلام (ص) به وجود آمد بسنجیم، و درنتیجه، اثر سازنده و وسیع قیام پیامبر راستین را به خوبی ارزیابی کنیم.
آیا «جهل» و مظاهر مختلف آن مانند بت پرستی، خرافات، پراکندگی و تفرقه، فقر و فساد، با قیام پیامبر اسلام از محیط جزیزهالعرب و تا آنجا که شعاع اسلام نفوذ کرد برچیده نشد، و علم، تمدن، توحید، اتحاد، و حرکت اقتصادی و اخلاقی جای آن را نگرفت؟ آیا به دنبال این قیام، تمدن شکوفای اسلامی و جنبش علمی و فرهنگی در بخش عظیمی از جهان پیدا نشد؟ تمدن و حرکتی که تمام مورخان منصف غربی به آن اعتراف کرده و آن را ریشه حرکت علمی غرب (رنسانس) شمردهاند، آیا منشأ دیگری جز ظهور اسلام داد؟
شک نیست که با قیام پیامبر اسلام (ص) مفاسد به کلی ریشه کن نشد، ولی مهم آن است که قبل و بعد از این قیام را مورد مطالعه قرار دهیم و تفاوتها را بنگریم.
و اما تاریخ معاصر و در همین دوران که زندگی میکنیم، نیز میتوانیم بررسی جالبی در این زمینه انجام دهیم، زیرا با اینک در عصر ما علم و دانش فنی و پزشکی جهش برقآسائی کرده، و سطح درک و آگاهی انسانها در این زمینهها بالا رفته، اما این پیشرفتهای چشمگیر، هرگز از جنایات بشر نکاسته، بلکه ابعاد آن را وسیعتر از گذشته ساخته است.
قساوت و سنگدلی، کشتار افراد بیدفاع و کودکان بیگناه با سلاحهای مخرب و با فجیعترین شکل به خاطر توسعهطلبی و یا انگیزههای مشابه آن، کمک به گسترش فقر در جهان از طریق مکیدن آخرین رمق ملتهای گرسنه و غارت کردن منافع حیاتی جهان سوم، توسعه مواد مخدر و مرگزا در شکل یک تجارت پرسود جهانی، صادرات فحشاء و انحرافات جنسی در اشکال گوناگون به عنوان یک منبع پردرآمد مادی و امثال آن، همه مظاهر ننگینی هستند از جوامع مادی که از تعلیمات پیامبران فاصله گرفتهاند. و هر قدر این فاصله بیشتر میشود، آن فجایع نیز دردناکتر میگردد. بدون شک افراد و جامعه هائی که به تعلیمات پیامبران نزدیکترند، از این فجایع، به همان نسبت دورترند. و آنها که دورترند، به همان نسبت نزدیکترند.
این موضوع نشان میدهد که اگر عواطفی در میان انسانها وجود دارد و ارزشهای اخلاقی –همانند گذشت، نوعدوستی، عدالت، امانت، درستکاری، محبت، رحم، جوانمردی و فداکاری در راه اهداف مقدس- دیده میشود، نتیجه تعلیمات پیامبران در طی هزاران سال است. نهال این مفاهیم با تعلیمات آنها آبیاری شده، و اگر آنها نبودند، از این حقایق نیز خبری نبود، و جهان چهرهای دیگر –به مراتب زشتتر از امروز- داشت.
حتی آب و رنگی از اخلاق و حقوق بشر که در گوشه و کنار جوامع مادی دیده میشود، در واقع از آثار همان تعلیمات است، هر چند به ظاهر با آنها پیوندی ندارند. به دلیل اینکه هیچگونه انگیزه مادی برای بسیاری از این ارزشها وجود ندارد، و به همین جهت نمیتواند محصول یک محیط مادی باشد.
نقش پیامبران در برانداختن بت پرستی که همانند یک مرض مزمن به جان انسانها افتاده بود، قابل انکار نیست. اگر آنها نبودند، جامعه ای بر اساس توحید وجود نداشت. تاریخ به ما نشان میدهد که هر وقت جامعه ها از تعلیمات انبیاء دور میشدند، جوانه های شرک به سرعت پرورش مییافت.
کوتاه سخن اینکه گرچه دنیا نتوانسته –یانخواسته- با الهام از تعلیمات این مردان بزرگ، مدینه فاضلهای بی ظلم و فساد و بدور از نابسامانیها بسازد، ولی به مقدار قابل ملاحظه  ای از انحرافات و مفاسد و ناهنجاریها کاسته شده است.

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.