از نظر اسلام چه نوع بدعتی حرام شناخته شده است؟

پاسخگویان
0 0

15 دقیقه

نو آوری که در دین اصل و ریشه نداشته باشد
کارهایی که به عنوان دین صورت میگیرد، بر سه نوع است:
الف – کاری که اسلام همه خصوصیات آن را از اصل و فرع، از ماده و صورت از واقعیت و شکل بیان کرده و در بست در انحصار خود قرار داده است، مانند نماز و روزه و اعمال حج که آنچه که مربوط به واقعیت این عبادات است، با تمام خصوصیات بیان شده است. انجام چنین عباداتی به عنوان دین، اطاعت خدا محسوب میشود و بس.
ب – کارهایی که اسلام، اصل وحقیقت و مادّه آن را بیان کرده ولی شکل و صورت و لباس آن را به مقتضیات زمان واگذار نموده است و اینکه مسلمانان در هر عصری به مقتضای زمان و امکانات خود و با در نظر گرفتن دیگر اصول اسلام به فرمان الهی جامعه عمل بپوشانند.
در اینجا تحقق بخشیدن به فرمان خدا به هر صورت و به هر کیفیت که با دیگر اصول مخالف نباشد، حرام و بدعت نخواهد بود، زیرا فرض اینست که اساس آن در کتاب و سنت بیان شده و شکل و کیفیت آن، در اختیار امت گذارده شده است. نمونه های این قسمت در فقه اسلام کم نیستند. اینک برخی را یاد آور میشویم:
۱ – اسلام به آموزش فرزندان، فرمان داده و با دیو جهل و بی سوادی مبارزه میکند، آیات و روایات در این زمینه بهاندازهای است که حتی با نقل نمونه های آنها سخن به درازا میکشد، ولی چگونگی این آموزش در اسلام معین نشده بلکه آن را به مقتضیات زمان موکول کرده است. روزگاری بشر از طریق نوشتن بر لوحه های سنگی، و پوست حیوانات و پوسته درخت خرما، آموزش میدید، ولی با گذشت روزگار، چگونگی آموزش، دچار دگرگونی شده و از نگارش با قلم نی گرفته تا به امروز که از دیسکتهای کامپیوتری استفاده میکنند همه و همه به آرمان اسلامیتحقق میبخشند. هرگز بر هیچ فقیهی شایسته نیست که بر این وسائل آموزشی ایراد بگیرد و آنها را بدعت بشمارد و بگوید در زمان پیامبر این شکلها و آموزشها نبود، زیرا یک چنین ایراد کننده فقیه واقعی نیست. اگر فقیه بود؛ چنین خردهای نمیگرفت، و اصولا آیین خاتم اگر بخواهد، خاتمیت آن محفوظ بماند باید دست بشر را در شکل دادن به احکام کلی اسلام باز بگذارد، مشروط بر آنکه با دیگر اصول آن مخالفت نکند، و در غیر این صورت، اسلام قابل پیاده شدن نخواهد بود.
۲ – دفاع از اسلام و نوامیس مسلمین یک فرضیه الهی است مسلمانان باید پیوسته بر توان رزمیخود بیفزایند تا قدرتمندان جهان از آنان حساب ببرند و قرآن این حقیقت را در ضمن آیه کوتاهی بیان کرده و میفرماید:
«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مُنْ قُوَهٍ…» انفال/۶۰
[در برابر کافران، تا میتوانید نیرو آماده کنید…]
جای گفتگو نیست که شکل اجرای این اصل، در هر زمان فرق میکند و هرگز اسلام، کیفیت آن را مشخص نفرموده و اگر مشخص مینمود، نمیتوانست آیین خاتم باشد، زیرا شکل اجرای یک حکم نمیتواند در برابر تحولات عمیق جامعه بشری مقاومت نماید. از این جهت، رهبر مسلمانان باید در هر عصری ارتش اسلام را با پیشرفته ترین سلاحها مجهز کند، تا آنجا که برتری آنان محفوظ بماند بنا بر این خدمت زیر پرچم آنگاه که شرائط زمان، عمومیبودن آن را ایجاب کند نوعی تحقق بخشیدن به این اصل قرآنی است، هر چند این مطلب به صورت جزئی در لسان رسول خدا نیامده است، تا چه رسد آموزش دادن جوانان مسلمان با تجهیزات نظامیامروز از قبیل پرواز در اعماق آسمانها و سیر در زیر دریا و پرتاب موشکهای بالستیک و… .
۳ – قرآن حفظ اموال یتیمان را توصیه فرموده و حیف و میل آن را تحریم کرده است، ولی این اصل کلی در هر زمان برای خود شکل و خصوصیتی دارد، و تجارت با مال یتیم و یا سپردن آن به بانک و یا سرمایه گذاری در کارهای سود آور و غیر اینها، اشکال مختلف آن است که ولیّ یتیم باید غبطه او را در نظر بگیرد، آنگاه دست به کار شود.
بنابراین، هر چیزی که اصلی در اسلام دارد، ولی برای آن شکل خاصی معین نشده، تحقق بخشیدن به آن اصل، مطابق مقتضیات زمان بدعت نیست. ما قبل از آن که از این بیان، نتیجه بگیریم به بیان قسم سوم میپردازیم آنگاه از مجموع نتیجه میگیریم.
ج – کارهایی که به عنوان امر دینی انجام گیرد، و به هیچ نحوی در دین، اصل و سابقه نداشته باشد مثلاً پیامبر گرامیفرائض یومیه را هفده رکعت تعیین کرده است. اگر کسی تعداد رکعات را افزایش دهد، این بدعت است، قرآن، ازدواج با محارم را تحریم کرده است. اگر کسی برخی از آنها را حلال اعلام کند، این کار بدعت بشمار میرود، سنت پیامبر اجزاء اذان و اقامه را مشخص کرده اگر شخصی بر اجزاء آن بیافزاید این هم بدعت است. خلاصه در قلمرو امور دینی و به عنوان دین، در کیفیت واجب تصرف کند و یا واجبی را حرام و یا حرامیرا حلال معرفی کند به گونهای که نتوان برای آن دستوری و اصلی در اسلام جست.
شکی نیست هر کار دینی که ماده و صورت آن در آیین اسلام وارد نشده است، بدعت بوده و انجام دهنده آن، بدعت گذار به شمار میرود. مثلاً شیعه معتقد است که یکی از فصول اذان، جمله « حیّ علی خیر العمل» است «الصّلاه خیر من النوم» جزء فصول اذان نیست. هر گاه کسی اذانی را به غیر از این صورت بگوید طبعاً بدعت خواهد بود، و روشن ترین مصداق «شرُّ الْأُمورِ مُحْدَثاتُها» است.
با توجه به این تقسیم اکنون وقت آن رسیده است که به نتیجه گیری بپردازیم. درباره قسم نخست و قسم سوم سخنی نیست. اولی، مصداق روشن اطاعت و سومیمصداق واضح بدعت است. آنچه مهم است، سخن درباره قسم دوّم است که باید به نوعی تشریح شود. چیزی که در اسلام، اصل و ریشهای دارد. نمیتوان صورت آن را بدعت خواند و با توجه به مثالهایی که یادآور شدیم؛ مسأله کاملاً روشن است. این تنها مانیستیم که آن را بدعت نمیخوانیم. بلکه این سخنی است که جملگی بر آنند.
ابن حجر عسقلانی در شرح حدیث «وشرّ الامور محدثاتها» میگوید:
«والمراد بها ما أحدث و لیس له أصل فی الشرع و یسمیفی عرف الشرع بدعه و ما کان له أصل یدل علیه الشرع فلیس ببدعه» (ابن حجر: فتح الباری فی شرح صحیح البخاری۱۳/۲۵۳)
[مقصود، آن نو پردازی است که در شرع، اصلی و حکمینداشته باشد و در اصطلاح شرع به آن بدعت میگویند. و اگر چیزی در اسلام حکم و ریشهای داشته باشد؛ بدعت نیست.]
ما اگر بخواهیم گفتار ابن حجر را در قالب علمیبریزیم و با توضیح فزونتری بیان کنیم، باید بگوییم مقصود اینست، کارهایی که انسان به عنوان شرع انجام میدهد، اگر شارع مقدس اصل و فرع ماده و صورت و حقیقت و شکل آن را بیان کرده و به کسی اجازه نداده باشد که در آن از هیچ نظر، تصرف کند، تصرف در آن امر، به هر غوی، بدعت است، و لذا اذان دوم پس از اذان اول، و اقامه دوم پس از اقامه اول ، بدعت است، و کسی حق ندارد بگوید چون اصل اذان و اقامه در شرع وارد شده، پس دومیوسومینیز بی مانع است.
ولی اگر شارع، اساس حکمیرا بیان کرده، ولی شکل و لباس آن را محدود نکرده باشد، طبعا هر نوع دگرگونی در شکل و صورت و کیفیت اجزاء، امر مطلوبی بوده و بدعت نخواهد بود.

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.