همه چیز را خدا آفریده است پس خدا را که آفریده ؟

پاسخگویان
0 10

8 دقیقه

از دیرباز یکی از دستاویزهای مادیها همین پرسش بوده است . آنـان مـی پرسند : به گفته شما اگر همه چیز آفریده خداست  پس خدا آفریده کیست ؟ و گمان دارند که این پرسش را پاسخی نیست و نیز می پندارند که تنها این ایراد بر خدا پرستان وارداست. پـیـش از پاسخ قطعی به این پرسش می گوییم : پاسخ به چنین پرسشی تنها به عهده خداپرستان نیست بلکه بر مادیها نیز همین ایراد وارد است .

چرا که وقتی آنان می گویند , همه جهان به ماده باز می گردد بی درنگ این پرسش پیش می آید : شما که ماده را سرچشمه جهان می پندارید , این ماده خود از کجا آمده است ؟پس می بینیم که این تصور غلطی است که مادیها گمان کرده اند تنها خدا پرستان بایدپاسخگوی این پرسش باشند .

اینک به خود مساله باز می گردیم :قبل از دریافت پاسخ , به چند مثال زیر توجه کنید تا ذهن شما برای درک پاسخ اصلی آماده تر گردد .

رطوبت هر چیز از آب است ( و یا به طور کلی از آبگونه هاست ) رطوبت آب از چیست ؟از کجاست ؟

چربی همه غذاها از روغن است  پس چربی روغن از چه و کجاست ؟ شوری هر چیز از نمک اسـت  شـوری نـمک از چیست ؟ بدیهی است که رطوبت آب  چربی روغن شوری نمک از چیز دیگری نیست  این خاصیت ذاتی و طبیعی آنهاست . آب ذاتا مرطوب است .

روغن ذاتا چرب است . نمک ذاتا شوراست . (۱)پـس می بینیم که هر پدیده و هر اثر به منبع و سرچشمه آن پدیده برمی گردد که درآنجا دیگر نمی باید پرسید که آن تاثیر از کجاست و به چه باز می گردد . وجـود و هـسـتی نیز چنین است  در آفرینش  هستی موجودات از خود آنها و ذاتی آنهانیست , و بی تردید طبق قانون علیت می باید به سرچشمه ای باز گردد.

خـدا پـرستان سرچشمه هستی و منبع وجود را خدا می نامند اما می گویند هستی خدا ذاتی وخود اوست . چـرا کـه اگـر آنهم مانند موجودات جهان پدیده و معلول باشد لازم می آید جهان جملگی معلول بدون علت باشد و واضح است که معلول بدون علت امکان ندارد . پـس برای اینکه جملگی آفریده ها بدون علت نباشد لازم است از مبدا و حقیقتی سرچشمه گرفته باشد که پیرایه معلولیت در آن مبدا راه نداشته باشد.

بـنابراین هستی همه موجودات به علتی باز می گردد که خود معلول و پدیده نیست وهستیش از خود اوست و ( او ) خدای جهان است , بی آغاز , بی انجام , ازلی , ابدی . و گـویـی ایـن اشـتباه از اینجا تولید شده است که پنداشته اند خدا پرستان می گویندهمه چیزها علتی دارد ؟ آنگاه مادیها می پرسند پس علت خدا چیست ؟ .

در صورتیکه خدا پرستان نمی گویند هر چیزی علتی دارد . بلکه می گویند هر پدیده ای که نبوده و پدید آمده و هر آفریده ای که هستیش ذاتی خود او نباشد .

علت و سبب وآفریننده ای لازم دارد . چنین حکمی نه تنها ما را به مبدا جهان و علت پیدایش و وجود همه پدید آمده هارهنمون می شود ; بلکه در ضمن بیان می کند که آن مبدا و علت خود دیگر مبداء وعلتی نباید داشته باشد زیرا که ( او ) هستیش ذاتی اوست و پدیده نیست .

فلاسفه بزرگ این مفهوم را در جمله ای کوتاه خلاصه کرده اند می گویند : کل مابالعرض ینتهی الـی ما بالذات هر وجود عرضی – یعنی غیر ذاتی – سرانجام به وجودی ذاتی باز می گردد و بدان منتهی می شود . مردی یهودی از امیرالمومنین (ع ) پرسید :

خدا از کی بوده است آن گرامی در پاسخ فرمودند : کی بوده که او نبوده تا بتوان پرسید ازکی بوده است ؟ چنین پرسشی همه جا معنا ندارد . تنها در آن مورد معنا دارد که چیزی نبوده و سپس پدیدار گشته باشد . وجـود خـدا را آغـاز و انـجـامی نیست , پیش از هر پیش بوده و پس از هر پس نیز خواهدبود و این پرسش در مورد خداوند خالق صحیح نیست ۰۰۰

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.