– علت چیست که پس از سالها هنوز از عاشورا به عنوان مسئله داغ و تازه ای یاد می شود؟

پاسخگویان
0 4

25 دقیقه

با عرض سلام و تشکر از اینکه سوال خوبتان را با ما مطرح نمودید در پاسخ عرض می شود دوست عزیزم همان طور که می دانید حادثه عاشورا حادثه ای است که در آن اسلام مجسم شده است، یعنی افرادی به اوامر الهی مثل مبارزه با ظلم عدالت خواهی مروت و ایثار و جوانمردی ،صبر و استقامت در مصائب ،و داشتن بالاترین درجه محبت و عشق نسبت به خدا در این حادثه جامع عمل پوشیدند و به قول استاد مطهری :حادثه کربلا یک نمایش از سربازان اسلام است اما نه نمایش که صرفاً نمایش و صورت سازی باشد که آدمهایی سازنده و صورتکی درست کنند ولی حقیقت نداشته باشند (۱) بلکه نمایشی است که توسط افراد حقیقی وبه نحو طبیعی به اجرا در می آید .
و فلسفه عزاداری امام حسین (علیه السلام) این است که داستان کربلا به صورت یک مکتب تعلیمی و تربیتی همیشه زنده بماند، جریان کربلا یاد آوری فداکاریها ، ایثارها، جان فشانیها، و شکوه و عظمت آنهاست همچنین یاد آوری فجایع و زشت کاریها و محکومیت آنها است حال برای آنکه این حادثه در دلها و افکار برای همیشه زنده بماند بهترین راه آن است که غیر از نقد و بررسی جنبه عقلانی و شناختی این واقعه به جنبه احساس و عاطفی آن توجه کرد و از آن بهره گرفت . روان شناسان می گویند : اگر ما تصور کنیم راه نفوذ در افکار دیگران تنها از طریق آشنایی ، استدلالات قوی وغیر قابل انکار درهر موضوع در ذکر محاسن و معایب امور مورد نظر است سخت در اشتباه خواهیم بود. زیرا استدلالات هر قدر قوی و منطقی باشد تنها با بخش خود آگاه روح انسان سر وکار دارد در حالیکه بخش مهم روح مرحله تا خود آگاه یا نیمه آگاه است که نفوذ در آن ازطریق استدلالات به تنهایی ممکن نیست ،بنابر این باید کوشید تا عواطف در طرح مسئله بی تفاوت نماند، بلکه در همان سمت قرار گیرد که عقل قرار گرفته است تا عواطف به کمک عقل شتابند و قدرت کشش عقل را بیشتر کند.(۲)
دوست عزیزم :هر گاه شما رفتار خود را تحلیل کنید خواه رفتار مربوط به زندگی فردی شما باشد و خواه رفتار خانوادگی ،رفتار اجتماعی یا رفتار سیاسی شما باشد ،می بینید عامل اصلی که شما را به انجام آن رفتار واداشته است همین عوامل تحریک کننده (احساسات و عواطف)بر انگیزانند است تا این عوامل نباشد کارانجام نمی گیرد حتی اگر انسان به یقین بداند که فلان ماده غذایی برای بدن او مفید است، اما تا اشتها نداشته باشد و یا اشتهای او تحریک نشود به سراغ خوردن آن غذا نمی رود اگر فرضاً اشتهای کسی کور شود و یا به بیماری مبتلا شود که اشتها پیدا نکند هر چه به او بگویند که این ماده غذایی برای بدن او مفید است تمایلی به خوردن آن پیدا نمی کند ،پس غیر از آن داشتن باید این میل وانگیزه نیز در درون انسان باشد حال بعد از اینکه پذیرفتیم برای حرکت های آگاهانه و رفتارهای انسانی دو دسته عوامل شناختی و انگیزی، یا عواطف و احساسات لازم است و بعد از اینکه دانستیم حرکت سید الشهداء چه نقش مهمی در سعادت انسانها داشته است متوجه خواهیم شد این شناخت خود به خود برای ما حرکت آفرین نمی شود هنگام دانستن و به یاد آوردن آن خاطرات ما را به کاری مشابه و پیمودن راه او وا می دارد که در ما نیز انگیزه ای به وجود آید و بر اساس آن ،ماهم دوست داشته باشیم آن کار مشابه را انجام دهیم خود شناخت این میل را یجاد نمی کند بلکه باید عواطف ماتحریک شود و احساسات ما بر انگیخته شود تا این که ما هم بخواهیم کاری مشابه به کار او انجام دهیم پس تحقیق چنین امری نیا زمند دو دسته از عوامل است .جلسات بحث و گفت و گو و سخنرانیهامی تواند آن بخش اول را تأمین کند .
یعنی شناخت لازم را به ما بدهد اما عامل دیگری هم برای تقویت احساسات و عواطف لازم داریم ، البته خود شناخت ، یادآوری و مطالعه یک رویداد می تواند نقش داشته باشد ، اما نقش اساسی را چیزهایی ایفا میکند که تأثیر مستقیمی بر احساسات و عواطف ما داشته باشد .
هنگامی که صحنهای بازسازی می شود و انسان از نزدیک به آن صحنه می نگرد این مشاهده با هنگامی که انسان بشنود چنین جریانی واقع شده، یا اینکه فقط بداند چنین حادثه ای اتفاق افتاده است ، بسیار تفاوت دارد . خود شما می توانید این نکته را در زندگی خود تجربه کنید چیزی را که مطلع شدید انجام شده ، یا انجام می شود ، اما وقوع آن را ندیده اید ، تأثیر آن سخت به زمانی که به چشم خودتان دیده اید که آن حادثه واقع شده ، تفاوت زیادی خواهد داشت . همه ما می دانیم که در این شهر مردم محروم زیادی هستند اما دیدن یک شخص محروم با یک حالت رقت آور می تواند در ما تأثری ببخشد که صرف دانستن ،هیچگاه آن اثر را ندارد . وقتی انسان حالت رقت آور مریضی یا حالت طفل یتیمی را دید ، آری در روح او ایجاد می شود که هرگز دانستنی ها، چنین اثری را نمی تواند داشته باشد، خدای متعال انسان را به گونه ای آفریده است که هنگامی که چیزی می بیند یا مناظری مشاهده می کند اثری می پذیرد که هیچگاه گفته ها ، شنیده ها و دانسته ها آن اثر ندارد . هر گاه صحنه ایی را بسازیم و بازسازی کنیم ،خواه در قالب سنتی و یا با استفاده هر روش های جدید و به صورت نمایش وفیلم ،به گونه ای که جریان عاشورا را برای مردم مجسم کند ، بازسازی آن صحنه ها و نشان دادن آنها اثری دارد که گفتن و دانستن آنها نمی تواند آن اثر را داشته باشد .نمونه چنین تأثیری را می توانید در زندگی فردی ونیز زندگی اجتماعی خود بیایید به خصوص در این سی چهل سال اخیر که حرکت حضرت امام «ره » دستگاه طاغوت و کفر شروع شد ملاحظه کردید که در ایام محرم و صفر نام سید الشهداء(علیه السلام ) و عزاداری سید الشهداء مردم را به حرکت وادار می کند این شور و این هیجان جز در ایام عاشورا پیدا نمی شود و جز با همین مراسم سنتی عزاداری یانظایر آن حاصل نمی شود باید عمل کرد و رفتاری نشان داد که احساسات و عواطف مردم را تحریک کند ، آنگاه اثر بخش خواهد بود اینجاست که متوجه می شویم چرا امام بارها می فرمود آنچه داریم از محرم و صفر است .
چرا این همه اصرار داشت که عزاداری به همان رسم سنتی برگزار شود ؟ چون در طول سیزده قرن تجربه شده بود که این امور نقش عظیمی در بر انگیختن احساسات و عواطف دینی مردم إیفا می کند و معجزه می آفریند تجربه نشان داد که بیشتر پیروزیهایی که در دوران انقلاب و یا در دوران جنگ در جبهه ها حاصل شد ،در اثر شور و نشاطی بود که مردم در ایام عاشورا و به برکت نام سید الشهداء (علیه السلام) حاصل می کردند این تأثیر کمی نیست با چه قیمتی می شود چنین عاملی در اجتماع آفرید که این همه شور و حرکت در مردم ایجاد کند این همه عشق مقدس بیافریند، تا جایی که افراد برای شهادت آماده کند اگر بگوییم در هیچ مکتبی و یا در هیچ جامعه ای چنین عاملی وجود ندارد سخن گزافی نگفته ایم (۳) در تاریخ آمده است که ائمه اطهار( علیهم السلام ) دستوری میدادند افرادی که شاعر بودند نوحه خوان و نوحه سرا بودند ذکر مصیبت کنند و ایشان می گریستند .البته بهترین و ارزشمندترین اشکی که در عزای حسینی ریخته می شود، اشکی است که با شناخت هر چه بهتر و بیشتر روح شریف و بزرگ حسینی همراه باشد چنین اشکی توأم با تعظیم به روح مقدس بزرگ حسین است که در عین محبت بسیار پاک و بیدریغی که به خانواده،یاران و دوستان و حتی دشمنان خود داردـ و با خواهش و تمنا از آنها می خواهد که به سپاه او بپیوندند ـبخاطر مصلحت دین و زنده نگه داشتن حیات معنوی و انسانیت دست به حماسه ای جاوید می زند به مسلخ عشق می رود و در آن از عزیزترین کسان خود تا دختر سه ساله و کودک خرد سالش را آماده قربانی میکند،
آری در مسلخ عشق جز نکو را نکشتند . روبه صفتان زشت خورا نکشتند

سؤال دوم:
زیارت عاشورا که خوانده می شود بر معاویه ،یزید و عمر لعنت می شود در حالی که آنها مرده اند و لعن بر آنها بی فایده است و شمر و معاویه زمان لعن نمی شوند مثلاً بوش و شارون که جنایت کاران بزرگی هستند. آیا به روز کردن اسلام وظیفه مبلغان دینی نیست ؟
جواب سؤال دوم:
دوست عزیز :همان طور که می دانید یکی از فروع دین ،تولی و تبری یعنی؛ دوست داشتن دوستان خدا و دشمن داشتن دشمنان خدا است حال اگر خواسته باشیم صفات دوستان خدا و صفات دشمنان خدا را به صورت قائده کلی بیاوریم که هیچگاه فراموش نشود بهترین روش آن است که آن را به صفحه نمایش عاشورا ارجاع دهیم چرا که واقعه عاشورا واقعه ای است که دوصفحه دارد.
یک صفحه سفید و نورانی و یک صفحه سیاه و ظلمانی که هر دو صحفه اش یا بی نظیر است و یا کم نظیر . اما صفحه سیاه و تاریکش از آن نظر سیاه و تاریک است که در آن فقط جنایت بی نظیر و یا کم نظیر می بینیم و مظهر این صفحه سیاه و ظلمانی افراد پست و فرومایه ای چون ابو سفیان ،معاویه و یزید هستند که در زیارت عاشورا به آنها لعن می شود.
اما همان طور که شما فرمودید لعن به این گروه زمانی سودمند است که یزید هر زمان مشخص شود و مورد نفرت مردم قرار گیرد و به این امر در خود زیارت عاشورا اشاره شده آنجا که گفته می شود { اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وال محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا } که این قسمت از زیارت عاشورا نشان می دهد منظور از لعن و اظهار نفرت و بیزاری مخصوص یزید و معاویه وابوسفیان نیست، بلکه هر کسی که تفکر و عمل آنها را داشته باشد یزیدی و پلید و سزاوار نفرین ولعن بلکه سزاوار جهاد و مبارزه عملی است و راز این که ائمه اطهار به زنده نگه داشتن واقعه عاشورا تکیه داشتند همین امر است که در هر زمان فساد و شرک مبارزه شود و از این طریق دین زنده وپایدار بماند و اینکه امام خمینی«ره » می فرمایند :این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است و نیز تاکید بر همین مسئله است چرا که بعد از واقعه عاشورا جریان ها و انقلابات زیادی رخ داد که همه الهام گرفته از حادثه و حماسه پر شور کربلا است و یکی از بارز ترین این انقلابات در عصر حاضر انقلاب اسلامی ایران است .تاریخ و نوع انقلاب به خوبی نشان گر آن است که نطفه مبارزه با استکبار جهانی در سخنرانی ها و عزاداریهای محرم وصفر گذشته شده و به ثمر نشسته است .
استاد مطهری«ره » در یکی از سخنرانی های خود در روز عاشورا به مسئله به روز بودن شعارهای حسینی اشاره کرده و می فرمایند :اگر می خواهیم به عزاداری حسین ابن علی ارزش بدهیم ،فکر کنیم که اگر حسین بن علی امروزبود و خودش می گفت برای من عزاداری کنید می گفت چه شعاری بدهیم ؟آیا می گفت بگویید نوجوان اکبر من یا می گفت بگویید زینب مظلوم، الوداع، الوداع چیزهایی که من امام حسین در عمرم هرگز به این جور شعارهای پست و کثیف و ذلت آور تن ندادم و یک کلمه از این حرفها را نگفتم اگر حسین ابن علی بود می گفت اگر می خواهی برای من عزاداری کنی برای من سینه و زنجیر بزنی شعار امروز تو باید فلسطین باشد شمر هزار و سیصد سال پیش مرد شمر امروز را بشناس،امرز در و دیوار این شهر با شعار فلسطین تکان می خورد(۲)امروز هم شعار اصلی انقلاب و مردم انقلابی پس از گذشت ۲۵سال از انقلاب شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل است .
به قول شهید مظلوم دکتر بهشتی«ره » :آمریکا از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر و این شعاری است که از قرآن آموختیم که :{ها انتم اولاء تحبونهم و لا یحبونکم تؤمنون بالکتاب کله و اذا لقوکم قالوا امنا و اذا خلو عضوا علیکم الا نا مل من الغیط قل موتوا بغیظکم}(۳)
«شما کسانی هستید که آنها را دوست می دارید اما آنها شما را دوست ندارند در حالی که شما به همه کتابها آسمانی ایمان دارید اما آنها به کتاب آسمانی شما ایمان ندارند و هنگامیکه شما را ملاقات می کنند به دروغ می گویند ایمان آوردیم اما هنگامیکه تنها می شوند از شدت خشم به شما سر انگشتان خود را به دندان می گزند بگو بمیرید با همین خشمی که دارید خدا از اسرار درون سینه آگاه است.
منابع :
۱-حماسه حسینی ، استاد شهید مطهری «ره » ، ج ۱ ،ص ۱۹
۲-همان ماخذ ، ص ۲۹۱
۳-قرآن کریم ، سوره مبارکه آل عمران ، آیه۱۱۹

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.