با فرهنگ و هنر به مقابله با عرفان‌هاي كاذب برويم

0 85

26 دقیقه

يكي از مهمترين نيازهاي فطري بشر، حقيقت طلبي و خداجويي است كه اين نياز به معنويت در دوره‌هايي از تاريخ بشريت به‌صورت ايجاد فرقه‌هاي انحرافي عرفاني و معنويت‌هايي مغاير با اصل اساسي توحيد نمود پيدا كرده است، بويژه در سال‌هاي اخير، به اعتقاد كارشناسان، گرايش به معنويت‌هاي نوظهور رشد چشمگيري داشته است. آمارها در ايالات متحده امريكا افزايش فرقه‌هاي نوظهور به 2500 شاخه را نشان مي‌دهد و در 50 سال اخير نيز تعداد پيامبران كاذبي كه ظهور كرده‌اند، بيش از اديان در طول تاريخ بوده است. برخي پژوهشگران ايراني معتقدند كه 85 درصد جامعه ايران نيز در معرض آسيب عرفان‌هاي نوپديد قرار دارند كه بيش از 80 درصد افرادي كه جذب اين نوع فرقه‌هاي كاذب مي‌شوند، زنان هستند. كارشناسان معتقدند يكي از مهمترين ريشه‌هاي گرايش به اين معنويت‌هاي نوپديد، رواج سبك زندگي غربي در برخي مناطق است. درباره علل و پيامدهاي افزايش گرايش به عرفان‌هاي كاذب كه در قرن جديد شاهد آن هستيم، پاي سخن حجت‌الاسلام رسول حسن‌زاده، پژوهشگر حوزه جنبش‌هاي معنوي نوين و عضو هيأت علمي مؤسسه بهداشت معنوي نشسته‌ايم، وي با بيان اين‌كه 85 درصد جامعه در معرض آسيب قرار دارند مي‌گويد: «براي مقابله با اين انديشه‌ها بايد از زبان هنر و رويكردهاي فرهنگي همچون ساخت فيلم كمك بگيريم تا در نتيجه آن عرفان راستين را به جامعه معرفي كنيم.» مشروح اين گفت‌وگو را مي‌خوانيد.

جناب حسن‌زاده در سال‌هاي اخير مفاهيمي چون «معنويت‌هاي نوپديد» در جوامع رواج پيدا كرده، آيا اين تعبير درست است و عباراتي مانند «عرفان کاذب» و «معنويت نوپديد» چه معنايي دارند؟

عرفان داراي بستر معنوي با واژگان زيبايي است که در دل خود مفاهيمي معنوي و اخلاقي را پرورش مي‌دهد، مفاهيم عرفاني هر فطرت سليمي را به خود جلب مي‌کند بنابراين کساني که تشنه معنويت‌اند، جلب عرفان مي‌شوند اما عرفان کاذب تنها عنواني از عرفان را با خود حمل مي‌کند. در واقع مفهومي فريبنده و ظاهري است که از جمله آسيب‌زاترين جريان‌هايي محسوب مي‌شود که به نام معنويت مباحث اعتقادي، اخلاقي، باورهاي الحادي و خرافاتي از انديشه‌هاي کهن تا به امروز را با واژگان زيبا به تشنگان معنويت ارائه مي‌دهد. اين روزها نيز اين مفاهيم با ادبيات جذاب توانسته طرفداران بسياري را جلب کند و آسيب‌هايي را براي جوامع بوجود آورد. بنابراين تمام جوامع بالاخص جامعه اسلامي بايد از آسيب‌هاي آن آگاه باشند و بدين منظور نخبگان بايد در اين حوزه جريان‌شناسي کرده و به مطالعه ريشه‌ها و پيامدهاي عرفان‌هاي کاذب و سپس آگاه‌سازي و روشنگري در جامعه بپردازند، چرا که بسياري از مردم ناآگاهانه جذب اين موضوع‌ها مي‌شوند.

معنويت‌ها و عرفان‌هاي نوپديد داراي چه پيشينه‌اي در طول تاريخ هستند و آيا رشد اين نوع عرفان‌ها به سال‌هاي اخير مربوط مي‌شوند؟
در طول تاريخ بسياري از جريان‌هاي حقيقي به مدل‌ها و قالب‌هاي نادرست سوق پيدا کرده اما در يک زمانبندي جامعه شناسانه پس از جنگ‌هاي جهاني و روي کار آمدن مدرنيته به منظور واکنش نسبت به اين جريان‌ها، جنبش‌هايي با هدف پر کردن خلأ و سيراب‌سازي تشنگان معنويت پديد آمد. منشأ عرفان نياز فطري انسان‌هاست چرا که انسان از عالم بالا آمده و روحش به بي‌نهايت خداوند متصل است بنابراين نياز عرفاني هر لحظه براي جذب شدن به خداوند در انسان وجود دارد. عرفان داراي دو بُعد هيجاني و تربيتي است که بُعد دوم مهمترين بخش عرفان را با پوشش مراحل دشوار تزکيه نفس و رفتار انساني و چشم‌پوشيدن از امور نفساني براي دستيابي به لذت حقيقي دربر مي‌گيرد اين همان عرفان اصيل و واقعي است اما عرفان‌هاي نوظهور تنها به بُعد هيجاني روح انسان توجه دارند و علت پديد آمدن شان نيز همان گذر از مدرنيته، عافيت‌طلبي و هيجان خواهي مردم عصر جديد است و مي‌توان بيان كرد كه شاخه‌هاي جديد اين نوع عرفان‌ها در سال‌هاي اخير در بخش‌هاي مختلف دنيا به شيوه جديد پديد آمده است.

آيا عرفان‌هاي کاذب داراي ريشه حقيقي براساس واقعيت معنوي انسان هستند يا اينکه از ابتدا بنيان‌هاي كاذبي داشته‌اند؟
اين نوع عرفان‌ها و معنويت‌ها از ابتدا اصيل و واقعي نبودند. چنانچه سردمدارانشان با عنوان معنويت به ذکر خدا، دعا و نيايش مي‌پردازند، به منظور کسب مقبوليت بين مردم است و خود اين عرفان‌ها در واقع مفاهيم متعالي ندارند، بلکه يک مفاهيم فروکاسته شده، بي‌معنا و بي‌محتوا و به نوعي بت‌پرستي به سبک مدرن هستند و در واقع برنامه‌اي انحرافي است براي مردمي با دغدغه‌هاي ديني.

خاستــگاه اوليــه جريان‌هاي انحرافي معنوي از کجاست و زمينه‌هاي ظهور و بروزشان در کجا فراهم شده است؟
بسياري از اين نوع عرفان‌ها خاستگاه‌شان از غرب است اما همين‌ها به اديان کهن غيرالهي و حتي برخي از اديان الهي نفوذ کرده‌اند. براي نمونه برخي از اين عرفان‌ها به آئين‌هاي شرقي چون بودا و کابالا ورود کرده و البته بعضي فلسفه‌ها و مکاتب بشري نيز به کمک عرفان‌هاي كاذب رفته‌اند. اما در داخل ايران به‌دليل وجود دين پرنفوذ اسلام که در درون خود عرفان غني ايراني و اسلامي را پرورش داده است، کمتر اين جريان‌ها مشاهده مي‌شود. البته به‌دليل ترکيب سبک زندگي بومي با سبك زندگي غربي در بخش‌هايي از ايران وجود اين نوع معنويت‌هاي كاذب منتفي نيست. ورود سبک زندگي غربي با چنين معنويت‌ها و جريان‌هاي انحرافي با کتاب‌ها، رسانه‌ها، فيلم‌ها و ساير ابزارها اجتناب‌ناپذير است. در مرحله نخست منابع غني فرهنگي بومي نمي‌توانند با چنين جريانات الحادي مقابله کنند چرا که آنها با انديشه‌هاي هوشيارانه به همساني با انديشه بومي ايراني و اسلامي مي‌پردازند براي نمونه در يکي از اين عرفان‌هاي کاذب مشاهده مي‌شود که از چهل آيه قرآن کريم، کتاب اشعار مولانا و ادعيه ديني استفاده مي‌شود بنابراين جلوگيري و مقابله با اين معنويت‌هاي نوپديد نيازمند آسيب‌شناسي دقيق و کارشناسانه است.

با توجه به رشد جريان‌هاي معنوي نوظهور در عصر جديد، براي مقابله با اين نوع عرفان‌هاي كاذب چه بايد كرد؟
ابتدا بايد عرفان‌هاي کاذب و نوپديد را شناخت. در مواجهه با چنين جنبش‌هايي سه دسته افراد وجود دارند نخست کساني که سردسته و معتقد به سرگردگي و رهبري اين جريان‌هاي الحادي هستند که در کلاس‌هاي مختلف شرکت مي‌کنند و مردم را براي حضور و عضويت در آن تشويق مي‌کنند، دسته دوم کساني که دچار شبهه شدند و سوم افرادي که در معرض آسيب قرار دارند که 85 درصد را تشکيل مي‌دهند. براي قشر سوم بايد روشنگري پيشگيرانه انجام داد. در برابر افراد شبهه‌دار بايد پاسخگو بود و دسته اول را نيز به مراکز امنيتي معرفي کرد. در نتيجه براي قسم دوم و سوم نيازمند فعاليت فرهنگي هستيم که مراکز تخصصي و برنامه‌ريزي شده‌اي با شناخت دقيق از جريانات و فضاي حاکم بر جامعه براي شناسايي اين جريانات ايجاد شده است. بنابراين لازمه اين فعاليت وجود مراکز فرهنگي و علمي با حضور نخبگان است.

آيا مي‌توان بيان کرد که گسترش عرفان‌هاي نوظهور و معنويت‌هاي نوپديد ناشي از دين‌ستيزي و اسلام‌هراسي انديشه‌هاي صهيونيستي است؟ و آيا ريشه‌هاي سياسي دارد؟
نبايد تقصير را تنها به گردن اسرائيل يا انديشه صهيونيسم انداخت اما براساس تحقيقات مي‌توان بيان کرد که همخواني آئين کابالا که عرفاني يهودي و تأثيرگذار در اکثر جنبش‌هاي معنوي نوپديد است در سطح اين جريانات وجود دارد، حتي بسياري از اين جريانات امروزه به‌صورت سازمان و تشکيلات خود را بروز مي‌دهند. براي نمونه اکنون جنبش «تفکر نوين و تکامل» داراي ريشه‌هايي سازمان يافته و سياسي شده و در بسياري از سازمان‌هاي بين‌المللي انديشه‌هايش بروز يافته است. حضور اين انديشه‌ها در سازمان‌هاي بين الادياني يا حتي محيط زيست و جنبش‌هاي صلح‌آميز با هدف نجات بشريت از زيربار ظلم، مثبت انديشي، تزکيه نفس و … مشهود است، بنابراين چنين فعاليت‌هايي سازمان يافته و با تقسيم کار و نظم مشخص است. آموزه‌هاي بسياري از اين جريانات با مباني استکباري، جلوگيري از تفکر صحيح بشر و به خواب بردن انسان‌هاي عصر حاضر همراه است اين آموزه‌ها در تلاش است که به ظاهر براي از بين بردن ظلم و آرامش بشريت سيطره خود را گسترش داده و بنابراين از عناوين «دين جديد» استفاده مي‌کند اما در واقع به دنبال معرفي يک دين واحد جهاني با اصول، روش‌ها و شاخص‌هاي جديد و جايگزيني آن با اديان بشريت و در نهايت انسان جديد با تفکرات جديد و سازگار با انديشه‌هاي سياسي جنبش‌هاي انحرافي است.

دين و به‌طور ويژه دين اسلام چه ميزان مي‌تواند در برابر گسترش چنين جريانات الحادي در سطح جهان يا حتي در داخل کشور مؤثر باشد؟
يکي از مهمترين باورهاي مسلمانان انديشه خاتميت است. دين اسلام کامل و نهايي به بشر معرفي شده و تمام نيازهاي بشر (فردي – اجتماعي) را پاسخ مي‌دهد و به همين خاطر در سيره اهل بيت(ع) مشاهده مي‌کنيم که ائمه مدام در تلاش براي جلوگيري از به انحراف کشيده شدن دين بودند تا آن را با ويژگي‌هاي صحيح به مردم معرفي کنند، چرا که مردم با ديدن زيبايي‌هاي اين دين آن را خواهند پذيرفت. پس تلاش اول ائمه(ع) جلوگيري از انحراف و بدعت در جامعه و سپس معرفي آن به جهانيان بوده است. معرفي زيبايي‌هاي دين، بشر امروز را از جادو، تناسخ و جايگزيني آن با بسياري از انديشه‌هاي مسموم برحذر مي‌دارد. در نهايت خلأ معنويت را مي‌توانيم با كمك رسانه‌ها و گسترش انديشه‌هاي ديني با ابزارهايي چون کتاب‌ها، فيلم و… پر کنيم.

مهمترين راهکارهايي که مي‌توان براي جلوگيري از نفوذ معنويت‌هاي نوپديد در جامعه صورت داد، چيست؟
نهادهاي متولي اين امر در جامعه نهادهاي فرهنگي‌اند، حوزه علميه يکي از نهادهاي تأثيرگذار در اين امر است که البته اين روزها به خوبي در حوزه توليد انديشه‌هاي بنيادين و در اختيار قرار دادن آن به نخبگان تلاش کرده است بنابراين حلقه مفقوده اين روزها حضور نهادهاي فرهنگي چون سينما، دانشگاه و فعاليت نويسندگان است. نويسندگان مي‌توانند بازخواني صحيحي از متون عرفاني داشته و حتي آنها را ساده نويسي کرده و در اختيار مردم قرار دهند. عرفان و معنويت انحصاري نيست بلکه نياز همگاني مردم است که بايد در دسترس همه قرار گيرد امروزه سوژه‌هاي بسياري براي توليد فيلم و سريال در جامعه وجود دارد که متأسفانه آنها را کمتر مشاهده مي‌کنيم شايد يکي از علل آن دغدغه کم توليدکنندگان باشد در صورتي که اين نياز محسوب مي‌شود و متقاضي آن بسيار است بنابراين همت هنرمندان عرفان معنويت راستين را جهاني و همگاني خواهد كرد.

آقاي حسن‌زاده آيا اين امر که براساس تحقيقات در سالهاي اخير زنان بيشتر به عرفان‌هاي کاذب جذب مي‌شوند، صحت دارد و علت اين امر چيست؟
بله طبق آمار و تحقيقات در زمينه گسترش جنسيتي در اين حوزه نزديک به هشتاد درصد مخاطبان عرفان‌هاي کاذب زنان هستند چرا که شايد خلأ احساسي و معنوي در برخي زنان جلوه بيشتري پيدا کرده و يکي از دلايلش نيز هويت‌هاي کاذبي است که در اين گروه‌هاي عرفاني به افراد داده مي‌شود. سبک زندگي غربي، هويت مقدس زنان را سلب کرده و آنان را در جايگاهي نااستوار در خانواده قرار داده است، جايگاه مهم زنان در اين تمدن غصب شده است بنابراين زنان به برخي جنبش‌ها پناهنده شده که در ظاهر به آنها هويت مي‌بخشند اما در نهايت آنها را مورد سوءاستفاده‌هاي فراوان قرار مي‌دهند. حتي بسياري از اين جنبش‌ها زنانه شناخته مي‌شوند چرا که به ظاهر دنبال آرامش، صلح، مثبت‌انديشي با روحيات لطيف زنانه هستند. در نهايت اينکه اين جريان‌ها بيشتر در کلانشهرها به‌دليل سبک زندگي مرفه و عافيت‌طلب و بويژه بين زنان گسترش يافته است.

در نهايت توضيح دهيد که در مؤسسه بهداشت معنوي به چه فعاليتي و چه هدفي مي‌پردازيد؟
با توجه به همين نياز شناسايي و جلوگيري از گسترش عرفان‌هاي نوظهور و فرقه‌هاي نوپديد به تشکيل گروهي براي پژوهش در اين زمينه دست زديم، مؤسسه بهداشت معنوي داراي چند بخش است که يکي از اين فعاليت‌ها آسيب‌شناسي عرفان‌هاي نوظهور در حيطه‌هاي مطالعاتي، پژوهش و اطلاع‌رساني است. در بخش مطالعات و پژوهش تاکنون 29 کتابچه و 15 کتاب براي پرکردن خلأ معنوي ناشي از شناخت عرفان‌هاي نوظهور منتشر شده چرا که ما در اين زمينه نقص داريم و خلأ نقد براي مبارزه با کتاب‌هاي عرفاني کاذب وجود دارد. در اين مؤسسه گروه‌هاي علمي مختلف فعاليت مي‌کنند و در بخشي نيز به مشاوره و پاسخگويي به شبهات، توليد نرم‌افزار چند رسانه‌اي به منظور رفع دغدغه ديني و تأمين روحيه تشنه مردم در حوزه عرفاني مي‌پردازند.

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.