روانشناسی رنگ ها

شخصیت شناسی در رنگ ها

0 153

19 دقیقه

روانشناسی رنگ ها

آبی

رنگ آبی آرامش کامل را نشان میدهد و سیستم اعصاب مرکزی را تسکین میدهد.فشار خون،میزان ضربان و تنفس کاهش میابد.بدن خود را با آرامش و تجدید قوا تطبیق میدهد،به طوری که در زمان بیماری و خستگی نیاز به این رنگ زیاد میشود.

از نقطه نظر روانشناسی،گرایش به حساس بودن و زود رنجی نیز افزایش می یابد

از نظر فیزیولوژی آسایش خاطر است  و از دیدگاه روانشناسی به معنای خرسندی یعنی خرسند بودن همراه با لذت وخوشی است

هرکس دریک وضعیت متعادل، هماهنگی وعاری از تنش احساس قرار گیرد،حس امنیت و یکپارچگی میکند.بنابراین رنگ آبی حس تملک و وحدت را نشان میدهد.بنابرگفته آنها رنگ آبی به معنای وفاداری و صداقت است اما جایی که افراد باهم متفق اند بسیار آسیب پذیرند.لذا رنگ آبی با عمق احساسات ارتباط دارد و به عنوان یک حساسیت آرامش یافته،شرط لازم همدلی،برای تجربه دارای ذوق زیبایی و برای آگاهی تفکرآمیز محسوب میشود

رنگ آبی مظهر ابدیت و ازلیت حقیقت و اعتماد عشق و ایثار و فداکاری است ارزش های ثابت و عقیده موروثی را نشان میدهد و بنابراین مانع از به فراموشی سپردن گذشته میشود

زمانی که رنگ آبی را در ردیف اول علاقه مندی به رنگ ها انتخاب میکنید یعنی به آسایش خاطر،صلح و هماهنگی و خرسندی استراحت ارامش و فرصتی برای تجدید قوا نیاز است.

افرادی که به رنگ آبی علاقه دارند خواستار آرامش و یک محیط امن به دور از اضطراب اند،محیطی که ارتباط افراد بایکدیگر آرام و ملایم است و فاقد مشاجره و نزاع باشد.انتخاب کننده رنگ آبی احساس میکند که وی میتواند به دیگران اعتماد کند و مورد اعتماد نیز واقع شود در نظر او زندگی باید مطابق اخلاق و با درستی همراه باشد.

سبز

رنگ سبز در آزمایش،مایل به رنگ آبی است و نشانگر شرایط روحی و تنش انعطاف پذیر میباشد و از نظر روانشناسی انتخاب کننده این رنگ دارای ثبات قدم واستقامت وپشتکار است

بنابراین رنگ سبزمایل به آبی بیان کننده پایداری ثبات و ایستادگی در برابر تغییرات می باشد.

علاوه بر ثبات و خودآگاهی جایی که((من))ارزش پیدامیکند بر شکل هایی از مالکیت و اظهار وجود دلالت می نماید از این موضوع میتوانیم دریابیم شخصی که رنگ سبز در صدر انتخابات اوست میخواهد اطمینان بیشتر خود را نسبت به ارزش های شخصیت خود افزایش دهد،خواه از طریق اظهار وجود یا از طریق تصدیق اینکه او به پاس احترام تعلقاتش از دیگران متمایز است و تفاوتی نمیکند که یا به دلیل ثروت بیشتر و یا برتری وی از نظر جسمانی تحصیلات یا کمالات فرهنگی باشد 

مهم تر از همه شخصی که رنگ سبز  را انتخاب میکند میخواهد عقاید خود را به دیگران تحمیل کند خودش را به حق به عنوان نماینده اصول اساسی و تغییر ناپذیر احساس میکند در نتیجه او خودش را شالوده و پایه و ستون میداند و میخواهد به دیگران درس اخلاق دهد یا انان را سرزنش کند

مایل است در محیط پیرامونی خود تاثیر گذارد او نیاز دارد شناخته شود موقعیت خود را حفظ کند و در برابر تضاد ها مقاومت نماید

قرمز

نبض را سریع میکند فشار خون را بالا می اورد و میزان تنفس را بیشتر میکند

بیانگر نیروی حیاتی فعالیت اعصاب و غدد است و به معنای آرزو و اشکال میل و اشتیاق میباشد

نشانگر میل شدید برای چیزهایی است که سختی زندگی و کمال تجربه را ابراز میدارد.به عنوان محرک اراده برای موفقیت و اشکالی از شور زندگی و قدرت و توانایی جنسی تا تحول انقلابی محسوب میشود.

انگیزه ای برای کوشش رقابت احساسات عاشقانه و نیروی متهور برای اقدام به کارهای مهم است

کسی که رنگ قرمز را در ردیف اول علاقه مندی رنگ هارا انتخاب کندمیخواهد از طریق فعالیت هایش فرد مجرب و کاملی باشد

از لحاظ جنسی اگر رنگ قرمز به تنهایی در ردیف اول قرار گیرد برتمایلات جنسی تعدیل شده ای کم و بیش اشاره میکند،با احتمال بروز امیال جنسی بی اختیار:یعنی به همسرش وفادار است و ممکن است بعضی اوقات ناچار تسلیم وسوسه نفس شود

به هرحال اگر رنگ قرمز در ردیف اول باشد جنبه جبرانی دارد،نه تنها میل جنسی شدید است بلکه خودمحوری عامل بازدارنده توانایی ارضای آن میباشد که خود به خود بر تجربه و احساس غلبه می یابد،منجر  به عمل جنسی،روابط پیمان شکنانه میگردد

زرد

تاثیر آن به صورت روشنی و شادمانی آشکار میگردد رنگ زرد بیشتر وسوسه آمیز تر است تا تحریک کننده

صفات اصلی رنگ زرد عبارتند از:روشنی،انبساط پذیری بلامانع،نرمی یا آرامش خاطر را بیان میکند از دیدگاه روانشناسی آرامش به معنای رهایی از مسئولیت ها مشکلات آزارها یا محدودیت میباشد.

ادراک حسی آن تند میباشد،محتوای عاطفی آن را نشاط و امیدواری تشکیل میدهند و اندان حسی آن سیستم های عصبی سپاتیک و پاراسمپاتیک میباشند.

ممکن است رنگ زرد مورد علاقه فرد کوشا باشد و پشتکار وی را بیشتر کند

اگر رنگ زرد در اولین ردیف علاقه مندی به رنگ ها انتخاب شود نشانگر میل به رهایی و امیدواری یا انتظار و خوشحالی غیرقابل وصفی است و تضادهای کوچک و بزرگ که نیاز به رهایی و گریز از آن ها را بوجود می آورد بیان میدارد.رنگ زرد بر پیشرفت،نوگرایی،تحول و ترقی تاکید میکند.مانند رنگ سبز،رنگ زرد نیز بدین معناست که انتخاب کننده آن میخواهد کارهای مهمی انجام داده و مورد توجه دیگران قرار گیرد
اماسبز به معنی پایداری و تنش است در حالی که زرد یعنی تغییر و آرامش میان این دو قطب تضادهایی وجود دارد که از ناسازگاری آن ها ناشی میشود.

بنفش

رنگ بنفش ترکیبی از رنگ قرمز و آبی است،باوجودیکه یک رنگ مجزا و مشخص به شمار می آید،اما روشنی دو رنگ را ندارد ولی بعضی از صفات رنگ های قرمز و آبی را به عنوان یک ترکیب حفظ میکند و نشانگر انطباق است.این انطباق نوعی پیوند پنهانی،درجه ای از صمیمیت همراه با حساسیت است که منجر به آمیزش کامل میان ظاهر و باطن میگردد،به طوری که هرچیزی فکر طلب کند باید واقعیت داشته باشد.به تعبیری این فریبندگی و رویا که به حقیقت میپیوندد،یک حالت سحرآمیز است که آرزوها جامعه عمل پوشیده و برآورده میشوند لذا کسی که رنگ بنفش را برمیگزیند خواهان دسترسی به یک رابطه جادویی میباشد.او نه تنها میخواهد خویشتن را مسحور سازد بلکه در عین حال میخواهد دیگران را مفتون و مشعوف کند تا بتواند درجه ای از افسون و فریبندگی را در آنان بکار برد،زیرا اگرچه این انطباق سحرآمیز است اما میان ظاهر امر و باطن امر،هنوز تفاوتی وجود دارد
رنگ بنفش میتواند به معنای انطباق به عنوان یک آمیختگی صمیمانه ‌و عاشقانه،یا میتواند مبنی بر درک مستقیم یا حسی باشد اما تا اندازه ای خصلت غیر واقعی و خوش خیالانه آن میتواند انطباق به عنوان یک ناتوانی تدریجی یا یک تزلزل بی عزم معنی دهد،که در هر دو صورت ممکن است از بی مسئولیتی ناشی گردد.
شخصی که بنفش انتخاب اول او میباشد میخواهد همسرش یا هرکسی که به او نزدیک است،اورا درک کند.آرزو دارد دلربا و فریبنده باشده حساس است اما نمیخواهد که روابطش مسئولیت سنگینی بر دوشش نهد.

قهوه ای

ترکیبی از دو رنگ زرد و قرمز است که نیروی تحریک رنگ قرمز کاهش یافته سردتر و ملایم تر میشود،بنابراین رنگ قهوه ای انگیزه خلاق وسیعی را که نیروی حیاتی و فعال رنگ قرمز است،از دست میدهد
شورزندگی فاقد تاثیر فعال بوده و حسی و غیرفعال میباشد بنابراین این رنگ احساسی را که به صورت حس جسمانی به کار رفته بیان میکند.به احساسات و لذات جسمانی مربوط است و مستقیما به بدن مرتبط میشود

مشکی

رنگ سیاه اصطلاحا خودش را نفی میکند.بیانگر مرز مطلقی است که در ماورای آن زندگب متوقف میشود و بدین ترتیب نظر پوچی و عدم را بیان میدارد.پایانی است که در فراسوی آن چیزی نوشته نشده است
اگر در ردیف اول قرار گیرد به این معناست که شاید شخص احساس میکند هیچ چیز آنطور که باید باشد نیست او در مقابل سرنوشت یا حداقل در برابر سرنوشت و تقدیر خود ایستادگی میکند و احتمال دارد این عمل از روی ناشیگری و شتابزدگی باشد

خاکستری

فاقد هر محرک یا تنش روانی میباشد.رنگ خاکستری خنثی است یعنی نه ذهنی است و نه عینی،نه درونی است،نه بیرونی،نه هیجان انگیز است نه آرامبخش
هرکس که رنگ خاکستری را در ردیف اول برگزیند بدان معناست که میخواهد دور هرچیز دیوار بکشد غیر متعهد و فاقد مسئولیت است به طوری که میتواند خود را در برابر تاثیر یا تحریکات بیرونی حفظ کند.او مایل به شرکت کردن نیست و خودش را از دخالت مستقیم به چیزی که باید به طور ساختگی یا به طور خودکار انجام دهد مجزا میکند حتی زمانی که ظاهرا مشارکت کامل باشد،شخصی که رنگ خاکستری را اول انتخاب میکند واقعا فقط با کنترل از راه دور شرکت مینماید به طوری که در کناری می ایستد و حرکات را مرور میکند اما به خود اجازه فعالیت نمیدهد
رنگ خاکستری با وجود خصوصیات ویژه عدم مشارکت یا کاری برای انجام نداشتن یک عنصر اساسی پنهانکاری را دارا میباشد

 

منابع:روانشناسی رنگ ها اثر دکتر ماکس لوشر

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.