زبان بدن را بهتر بشناسیم

0 50

13 دقیقه

چارچوبي برای فهم

سالهای پايانی قرن بيستم شاهد ظهور نوع جديدی از دانشمندان اجتماعی يعنی
متخصصين رفتارهای غير کلامی بود همانگونه که برخی افراد از تماشای پرندگان
و مشاهده رفتار آنها لذت می برند ، اين دانشمندان افراد را در فعاليت های اجتماعی،
کنار دريا، تماشای تلويزيون، اداره، يا هر جايی زير نظر داشته و از تماشای نشانه
های غير کلامی افراد لذت می برند. يک متخصص رفتارهای غير کلامی مثل يک
دانشجوی علوم رفتاری است که می خواهد درباره اعمال همنوعان خود و سرانجام
رفتارهای خود و چگونگی بهبود رابطه اش با ديگران چيزهايی بياموزد

ادراک گری ، بصيرت ، حدس زدن

از نظر فنی هنگامی که ما شخصی را ادراک گرا يا دارای بصيرت می ناميم که
توانايی او را در خواندن و تشخيص نشانه های غير کلامی و مقايسه آنها با نشانه های
کلامي باور داريم. به عبارت ديگر هنگامی که می گوييم من حدس می زنم يا
احساس می کنم که فلان شخص دروغ می گويد ، در واقع منظورمان اين است که
زبان گفتاری او با زبان بدن همخوانی ندارد اين همان چيزی است که گويندگان از
آن به عنوان آگاهی شنونده ياد می کنند به عنوان مثال اگر شنوندگان در حالی بر
روی صندلی های خود نشسته باشند که چانه هايشان پايين و دستهايشان بر روی سينه
هايشان باشد يک گوينده باهوش بايد احساس کند که سخنان او مورد استقبال
مخاطبانش نبوده است . او بايد بداند که بايد از روش ديگری برای جلب توجه
مخاطبان استفاده کند . در حالی که يک سخنران نه چندان هوشمند صرف نظر از
واکنش مخاطبان به صحبت های خود ادامه می دهد

به نظر می رسد اين حرکت جنبه ذاتی داشته و توسط افراد نابينا و ناشنوا هم مورد
استفاده قرار می گيرد . سر تكان دادن به طرف بالا يا از اينطرف به آنطرف نشانه
خير يا مخالفت است و جنبه جهانی داشته و ممكن است در زمان نوزادی آموخته
شود
وقتی که نوزاد شير خواری به اندازه کافی شير خورده باشد سرخود را از اين
طرف به آن طرف تكان می دهد که به معنی رد کردن سينه مادرش باشد وقتی
اين کودك به اين طريق به سرعت ياد می گيرد تا مخالفت
خود را به همين روش نشان دهد
بالا انداختن شانه ها نيز مثال خوبی از يک حالت همگانی است که به کار می رود تا نشان دهد که يک فرد نمی داند شما چه می گوييد اين يک حالت چند گانه است
که از سه قسمت اصلی تشكيل شده است:
کف دست های باز
شانه های قوز کرده
و ابروهای بالا انداخته

تفاوت زبان غیرکلامی

همانگونه که زبان کلامی در فرهنگ های مختلف با هم متفاوت اند زبان غير کلامی
نيز ممكن است چنين باشد در حاليكه يک حالت يا حرکت ممكن است در يک
فرهنگ خاص متداول بوده و تفسير روشنی داشته باشد ، ممكن است در فرهنگ
ديگر بی معنی بوده يا معنی کاملا متضادی داشته باشد . به عنوان مثال تفسيرو کاربرد
حالت متداول ˝OK˝ را درنظر بگیرید
اين علامت در قرن نوزدهم در اياالت متحده امريكا ظاهراً توسط روزنامه نگارانی
متداول شد که تلاش می کردند با استفاده از اختصارات عبارت های رايج راکوتاه
کنند
نظرات بسيار متفاوتی درباره اينكه OK اختصار چه کلماتی است وجود دارد
برخی معتقدند OK ممكن است اختصار correct all به معنی کاملا صحيح باشد ک اشتباهاً به صورت korrect oll نوشته می شده است . در حاليكه برخی ديگر می
گويند OK متضاد out – knock پيروزی است که اختصار آن O.K می باشد
نظريه متداول ديگر اين است که اين علامت اختصار kinderhook Old و برگرفته
از مكان تولد يكی از روسای جمهور آمريكا در قرن نوزدهم است که عادت داشت
در مبارزات انتخاباتی خود از سر واژه ها استفاده کند
اينكه کدام يک از اين نظريه
ها درست است ممكن است هرگز مشخص نشود اما به نظر می رسد که علامت
حلقه بيانگر حرف O در OK باشد
اگر چه معنی OK برای تمام انگليسی زبانها روشن است به سرعت در اروپا و آسيا
هم متداول شده اما در بعضی جاها معانی ديگری دارد بعنوان مثال در فرانسه OK
به معنی صفر يا هيچ چيز است
در ژاپن می تواند معنی پول بدهد و در برخی
کشورهای خاورميانه به اين معنی است که فرد مورد نظر همجنس باز است
برای اجتناب از استفاده نابجا از اين علامت و سوء تعبيرهای احتمالی بايد به مفهوم آن در يک فرهنگ خاص توجه داشت

مقام و قدرت

پژوهش های زبان شناختی نشان داده است که رابطه مستقيمی بين مقام،قدرت و جايگاه يک فرد در اجتماع با نوع واژگان مورد استفاده او وجود دارد
به بيان ديگر
هر چقدر شخصی جايگاه اجتماعی يا مديريتی بالاتری داشته باشد بهتر می تواند با
استفاده از واژگان ارتباط برقرار کند پژوهش های غير کلامی نشان داده است که
همبستگی زيادی بين تسلط يک فرد بر زبان گفتاری و ميزان زبان اشاره ای که آن
فرد در انتقال پيام به کار می برد وجود دارد اين بدين معنی است که موقعيت اجتماعی و قدرت يک شخص مستقيماً با تعداد حرکات بدنی و اشاراتی که او به
کار می برد مرتبط است
فردی که جايگاه بالایی در اجتماع يا رده های مديريتی
دارد می تواند از زبان گفتاری بيشتری استفاده کند در حاليكه فردی که تحصيلات
کمتری دارد بيشتر بر زبان اشاره ای تكيه می کند
بيشتر مثال هايی که ارائه شده اند به افراد سفيد پوست،طبقه متوسط
مربوط می شوند،اما به عنوان يک قانون کلی هر چقدر يک فرد جايگاه اجتماعی_اقتصادی بالاتری داشته باشد کمتر از حاالت بدن و زبان اشاره ای صحبت می کند
سرعت اين حرکات و ميزان روشنی آن ها برای ديگران نيز با سن فرد ارتباط
دارد به عنوان مثال اگر يک کودك پنج ساله به والدين خود دروغ بگويد
بلافاصله دهان خود را با يک يا هر دو دست خواهد پوشاند
پوشاندن دهان با دست در هنگام دروغ گفتن در سراسر زندگی فرد ادامه می يابد
اما سرعت آن معموالً تغيير می کند هنگامی که يک نوجوان دروغ می گويد او
نيز چون کودکی پنج ساله دست خود را بر دهان می گذارد ، اما به جای پوشاندن
کامل دهان فقط با انگشتان خود اطراف دهان را می مالد
هنگامی که يک فرد بزرگسال دروغ می گويد؛مغزش به او دستور می دهد تا
درست مثل کودك پنج ساله و فرد نوجوان برای جلوگيری از گفتن دروغ دهان
خود را بپوشاند ، اما در آخرين لحظه دست از چهره دور شده و در عوض فرد دروغ
گو بينی خود را لمس می کند

آلن پیز/زبان بدن

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.