اگر پیامبران و امامان معصوم هستند پس مقصود از گناه و لغزش که در برخی از آیات و روایات و دعاها به آنان نسبت داده شده چیست ؟

عصمت
0 27

9 دقیقه

دانشمندان اسلامی از دیر زمان به این ایراد توجه داشته و پاسخ های گوناگونی به آن داده اند یکی از آنها که شاید پاسخ ها کلی تر باشد این است:
گناه بر دو قسم است مطلق و نسبی
مقصود از گناه مطلق کارهایی است که از هر انسان مکلفی صادر شود گناه محسوب می شود مانند شرابخواری دروغگویی خیانت و . . . البته پیامبران و امامان این نوع کارها صددرصد معصوم بوده و مصونیت دارند . گناه نسبی کارهایی است که در عین گناه نبودن و در عین آنکه اگر از سایر مردم سر بزند شاید برایشان باعث افتخار هم باشد ، نسبت به پیامبر و امام لغزش و گناه بی شمار می آید .
برای توضیح این مطلب به این مثال توجه کنید:
در یک ده یا شهرک که درمانگاه ندارد پیشنهاد ساختمان درمانگاه می شود همه ی مردم موظفند در این کار نیک شرکت کنند اما از همه یک انتظار نمی رود از کارگری که روزی ۱۰۰ تومان درآمد دارد یک انتظار است . و از ثروتمندی که فقط میوه باغ های ارسالی صد هزار تومان به فروش می رسد انتظار دیگر .
در این مثال اگر آن کارگر صد تومان کمک کند این کار او بسیار ارزنده و قابل تقدیر است و بیش از آن از او توقعی نیست زیرا توانایی بیش از آن را ندارد . اما اگر ثروتمندان که می تواند صدهزار تومان بدهد ۹۰هزار تومان بدهد یعنی نهصد برابر آن کارگر کمک کند ، باز می توان به او اعتراض کرد که تو در انجام وظیفه دینی و اجتماعی خود کوتاهی کرده ای ، یعنی از آن قدر که توانایی داشتی کمتر کمک کردی .
آیا می توان گفت نود هزار تومان کمک کردن گناه است ؟ نه اما در عین حال نسبت به این شخص چون آن طور که شایسته ی او بود انجام وظیفه نکرده است گناه و لغزش به شمار می آید .
این است معنای گناه نسبی که فقط نسبت به برخی از مردم که دارای شرایط خاصی هستند گناه به شمار می آید آن هم نه به این معنی که واقعاً گناه و نافرمانی خدا باشد بلکه به این معنی که آنچه شایسته ی او بوده صددرصد انجام نداده است .
اکنون که این مثال روشن شد به اصل مطلب می پردازیم :
پیامبران و امامان در اثر آنکه مستقیماً با مبدأ جهان هستی ارتباط دارند و شعاع بی پایان علم خدا بر دلهای آنان می تابد در عالی ترین درجه ی ایمان به خدا هستند و از این رو شایسته ی مقامشان این است که حتی یک لحظه از خدای متعال غافل نباشند و نیز خود آنان وظیفه ی خود می دانند که حتی به کارهایی که برای عموم مردم مباح است دست نزنند بلکه همیشه مشغول عبادت و بندگی و انجام وظیفه باشند و بر این اساس اگر یک لحظه از خدا غفلت کنند مورد سرزنش قرار می گیرند و نیز اگر مختصری به کارهای عادی و معمولی غیر ضروری سرگرم شوند این را برای خود گناه به حساب می آورند و در صد جبران آن بر می آیند .
گناه نسبی پیامبران چنین است و با آنکه گناه نیست برای آنان گناه و لغزش محسوب می شود و واژه ی ترک اولی که از قدیم گفته اند پیامبران و امامان معصوم بوده ولی گاه گاهی مرتکب ترک اولی شده اند معنایش همین است یعنی کاری که سزاوار بوده انجام بدهند و انجام آن بهتر و اولی بوده ترک کرده اند نه اینکه واقعاً گناه و نافرمانی کرده باشند .
دانشمند بزرگ خواجه نصیر الدین طوسی ، در کتاب اوصاف الاشراف خود می نویسد:
اعمال مردم به پنج گونه است:
۱ . عملی که باید انجام دهند ( واجبات )
۲ . عملی که نباید انجام دهند ( محرمات )
۳ . عملی که انجام دادن آن از ترک کردنش بهتر است ( مستحبات )
۴ . عملی که ترک کردن آن از انجام دادنش بهتر است ( مکروهات )
۵ . عملی که انجام و ترک آن یکسان است ( مباحات )
انجام ندان مستحبات و انجام دادن مکروهات ترک اولی نامیده می شود و برای آنان که معصوم هستند ترک اولی پسندیده نیست و توبه معصومان از ترک اولی است و در بین پیامبران و معصومان نیز برای آنان که بسیار مقربند التفات به غیر خدا که مطلوب ایشان است ترک اولی محسوب می شود و آنان حتی از کوچک ترین غفلتی توبه می کنند بنابراین توبه بر سه گونه است .
۱ . توبه عموم مردم
۲ . توبه معصومان
۳ . توبه ی خواص از معصومان بسیار مقرب
توبه ی گناهکاران امت از گونه ی اول و توبه ی حضرت آدم و دیگر انبیاء از گونه دوم و توبه ی پیامبر ما و یا امامان از گونه ی سوم است .
{P – نقل به معنی از اوصاف الاشراف ، ص ۶۱ ، چاپ اسلامیه . P}

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.