بهشت دنیوی و جهنم های گناه

0 48

اشاره
در شمارۀ گذشته (مبلّغان ۱۴۵) موضوع «بهشت دنیوی و جهنمهای گناه» ارائه شد و در آن مباحثی از قبیل «بهشت اخروی» و «بهشتهای دنیوی» از نظر مبلّغان گرامی گذشت؛ اکنون در ادامۀ آن مباحث مطالب زیر را به مبلّغان گرامی تقدیم می داریم.
ج. جهنم اخروی گناه
جهنم نیز چون بهشت دو مصداق دارد: جهنم آخرتی، و دنیوی. جهنم آخرتی همان جهنّم سوزانی است که متشکل از سوزندگی، ظلمت، ناآرامی و انواع عذابها می باشد.
قرآن می فرماید: «لَیسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلاَّ مِنْ ضَریعٍ»؛ (۱) «از چشمه ای بسیار داغ به آنان می نوشانند؛ غذایی جز از ضریع [خار خشک، تلخ و بدبو] ندارند.» حضرت صادق‌علیه‌السلام فرمود: «لَوْ أَنَّ قَطْرَهً مِنَ الضَّرِیعِ قَطَرَتْ فِی شَرَابِ أَهْلِ الدُّنْیا لَمَاتَ أَهْلُهَا مِنْ نَتْنِهَا؛ (۲) اگر قطره ای از ضریع را در نوشیدنی اهل دنیا بریزند، تمامی آنان از بوی بَد آن می میرند.»
و یا برای زنجیری که قرآن می گوید: «ثُمَّ فی  سِلْسِلَهٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُکُوهُ»؛ (۳) «سپس او را به زنجیری که هفتاد ذراع است، ببندید»! این چنین از امام صادق‌علیه‌السلام نقل شده است که: «لَوْ أَنَّ حَلْقَهً وَاحِدَهً مِنَ السِّلْسِلَهِ الَّتِی طُولُهَا سَبْعُونَ ذِراعاً وُضِعَتْ عَلَى الدُّنْیا لَذَابَتِ الدُّنْیا مِنْ حَرِّهَا؛ (۴) اگر یکی از حلقه های زنجیر هفتاد ذراعی در دنیا قرار داده شود، دنیا از حرارت آن ذوب خواهد شد.»
د. جهنمهای دنیوی
گناهان علاوه بر جهنَم آخرتی-که در واقع باطن و حقیقت گناهان است – در همین دنیا نیز جهنمهایی را برای گناهکاران درپی دارند که به نمونه هایی اشاره می شود:
۱. جهنم اضطراب و ناآرامی
امروزه اضطراب ها به صورت افسردگی، بی قراری، ضعف اعصاب، وسواسی فکری، بی خوابی و… در جهان غوغا می کند، و متأسفانه این آمار بیشتر در کشورها و بین افرادی شایع است که یا از دین و ایمان عاری هستند و یا در ضعف دینی به سر می برند. به عنوان مثال: در آمریکا ۲۲ میلیون مبتلا به اعتیاد و الکل هستند و بیش از ۷۱ میلیون آمریکایی بالای ۱۲ سال به مصرف حداقل یک بار ماری جووانا، در زندگی خود اعتراف کرده اند، و جامعۀ آمریکا به اندازۀ کل دنیا مواد مخدّر مصرف می کند. در سال ۲۰۰۰ م خودکشی در آمریکا ۲۹ هزار مورد و در سال ۲۰۰۱ م، ۱۵ هزار مورد قتل گزارش شده است. (۵)
در کشور ایران نیز بین آنهایی که از دین فاصله گرفته اند، آمار نگران کننده است؛ طبق بررسیهای انجام شده، از هر ۳ نفر، ۱ نفر از بی خوابی یا کم خوابی رنج می برد (۶)، و طبق گفته معاون پژوهشی سازمان ملّی جوانان، بر اساس نتایج یک پژوهش ۴۰% از جوانان دچار اضطراب هستند. (۷)
قرآن کریم ۱۴ قرن قبل به بشریت هشدار داد که: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَهً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیامَهِ أَعْمى  قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنی  أَعْمى  وَ قَدْ کُنْتُ بَصیراً قالَ کَذلِکَ أَتَتْکَ آیاتُنا فَنَسیتَها وَ کَذلِکَ الْیوْمَ تُنْسى »؛ «و هر کس از یاد مَن روی گردان شود [و دچار گناه گردد] زندگی تنگ [و سختی] خواهد داشت. و روز قیامت او را نابینا محشور می کنیم. می گوید: پروردگارا! چرا مرا نابینا محشور کردی؟ من که [در دنیا] بینا بودم! می فرماید: چون آیات من به تو رسید و آنها را فراموش کردی. امروز نیز تو فراموش خواهی شد.»
«ضَنْک» به معنای سختی و تنگی است. (۸) انسانی که به گناه مبتلا شده؛ در شهوات، حرص و طمع غرق می گردد، این جا است که گرفتار جهنّم «ضَنْک» می شود؛ چرا که نه قناعتی دارد که جان او را پر کند، نه توجّه به معنویتی که به او غذای روحی دهد، و نه اخلاقی که او را از گناهان و شهوات بازدارد.
اگر جامعه دچار گناه شود، وضع آن از حال فرد وحشتناک تر می شود. جوامعی که علی رغم پیشرفتهای شگفت انگیز صنعتی و فراهم بودن وسایل راحتی، در اضطراب و نگرانی شدید به سر می برند، در تنگنای عجیبی گرفتارند و خود را محبوس و زندانی می بینند. همه از هم می ترسند، هیچکس به دیگری اعتماد نمی کند، رابطه ها و پیوندها بر محور منافع شخصی می شود و بار تسلیحات سنگینی به خاطر ترس از جنگ، بیشترین بار اقتصادی و اضطراب را بر بشر تحمیل می کند.
در غرب، زندانها از جنایتکاران و در برخی موارد از بی گناهان مملو است و در هر ساعت و دقیقه؛ بلکه هر ثانیه- طبق آمارهای رسمی – قتلها و جنایتهای هولناکی رخ می دهد. آلودگی به مواد مخدر و فحشا، آنها را بَرده و اسیر خود ساخته و در محیط خانواده هاشان نه نور محبّتی است، و نه پیوند عاطفیِ نشاط بخشی. این است زندگی سخت و معیشت ضنک آنها که قرآن خبر داده است.
رئیس جمهور اسبق آمریکا می گوید: «ما گرداگرد خویش زندگانیهای توخالی می بینیم، در آرزوی ارضا شدن هستیم؛ ولی هرگز ارضا نمی شویم.» (9)
و دیگری گفته است: «من می بینم انسانیت در کوچۀ تاریکی می دَوَد که در انتهای آن جز نگرانی مطلق نیست.» (10)
۲. جهنّم کم ظرفیتی
کم ظرفیتی و نداشتن سینه ای گشاد و باز، خود یکی از جهنمهای گناه است؛ قرآن کریم در این مورد می فرماید: «فَمَنْ یرِدِ اللَّهُ أَنْ یهْدِیهُ یشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یرِدْ أَنْ یضِلَّهُ یجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیقاً حَرَجاً کَأَنَّما یصَّعَّدُ فِی السَّماءِ کَذلِکَ یجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذینَ لا یؤْمِنُونَ»؛ (۱۱) «آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه اش را برای [پذیرش] اسلام گشاده می سازد و آن کس را که [بخاطر اعمال خلاف و گناهانش] بخواهد گمراه سازد، سینه اش را آنچنان تنگ می سازد که گویا می خواهد به آسمان بالا رود، این چنین خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی آورند، قرار می دهد.»
در این آیۀ کریمه، افراد کم ظرفیّت را به کسی که می خواهد به آسمان بالا رود- که کار فوق العاده مشکلی است – تشبیه نموده است، حتی امروزه که پرواز به آسمان عملی شده است، باز از کارهای طاقت فرساست. انسانهای کم ظرفیّت در مقابل پذیرش حق و تحمّل مصایب این چنین سختی را احساس می کنند.
بلکه در آیه معنای لطیف تری به نظر می رسد که: امروزه ثابت شده است هوای اطراف کرۀ زمین و در نقاط سطح آن کامِلاً فشرده و برای تنفس انسان آماده است؛ امّا هر قدر به طرف بالا حرکت کنیم، هوا رقیق تر و میزان اکسیژن آن کم تر می شود، به حدّی که اگر چند کیلومتر از سطح زمین به طرف بالا (بدون ماسک اکسیژن) حرکت کنیم، تنفس هر لحظه مشکل تر می شود، و اگر به پیشروی ادامه دهیم، تنگی نفس و کمبود اکسیژن سبب بیهوشی می گردد. خود این بیان در آن زمان معجزه ای علمی به حساب می آید، و کامِلاً کم ظرفیتی انسانی را که از خدا و دیانت دور است و به دام گمراهی گناه افتاده، به خوبی به تصویر می کشد، که آنچنان تحت فشار جهنم کم ظرفیتی قرار می گیرند که گاه با خودکشی و یا دیگرکشی کلی سرمایۀ هستی خویش را به کام آتش می ریزد.
۳. بدگمانی
سوءظنها و توهّمها نسبت به خالق هستی، نسبت به انبیا، اولیا، پاکان و مردم و اطرافیان از عوامل نگرانی و جهنَمی است که بسیاری از مردم در زندگی خود از آن رنج می برند.
امام علی‌علیه‌السلام فرمود: «سُوءُ الظَّنِّ یفْسِدُ الْأُمُورَ وَ یبْعَثُ عَلَى الشُّرُور؛ (۱۲) بدگمانی امور (و کارها) را به فساد می کشاند، و به بدی و شرارت وامی دارد.»
چون شخصِ دارای سوء ظنّ، خود اهل گناه و خلاف است، گمانش بر این است که دیگران نیز مانند او هستند؛ لذا به هیچ  کسی خوشبینی ندارد و با هر کسی باشد، در جهنَم بَدبینی خود می سوزد.
حضرت علی‌علیه‌السلام فرمود: «الشَّرِیرُ لَا یظُنُّ بِأَحَدٍ خَیراً لِأَنَّهُ لَا یرَاهُ إِلَّا بِطَبْعِ نَفْسِه؛ (۱۳) آدم شرور به هیچ کسی گمان خوب و نیک ندارد؛ چون همه را مثل خود می پندارد.»
نکتۀ قابل توجّه این است که این جهنّم سوزان حالت زایمانی و ازدیاد دارد و بدنبال خود جهنمهای بخل، ترس و حرص را تولید می کند.
امام علی‌علیه‌السلام در نامه به مالک اشتر فرمود: «فَإِنَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرَائِزُ شَتَّى یجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّه ؛ (۱۴) به راستی که بخل، ترس و آزمندی تمایلات پراکنده ای هستند که در بدگمانی به خداوند ریشه دارند.»؛ چرا که بخیل فکر می کند خزانۀ خداوند تمام می شود؛ لذا بر خویشتن نیز انفاق نمی کند و ترسو گمانش این است که نکند قدرت دشمن بر خداوند غالب شود، پس از این جهت حالت ترس پیدا می کند و حریص نیز بر این گمان است که نکند خزانه و نعمت خدا رو به اتمام رود؛ لذا خوب است اموالی ذخیره کنیم.
امّا انسان دین مدار و مطیع خداوند، طبق دستور قرآن حق ندارد به مردم بدگمان باشد؛ چرا که قرآن می فرماید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»؛ (۱۵) «ای مؤمنان، از بسیاری از گمان ها اجتناب کنید؛ زیرا بعضی از گمانها گناه است.»
ثانیاً، می داند که در واقع خوش گمانی بهشتی است که زمینۀ آسایش روحی، و دورشدن غصّه ها را فراهم می کند.
حضرت علی‌علیه‌السلام فرمود: «حُسْنُ الظَّنِّ رَاحَهُ الْقَلْبِ وَ سَلَامَهُ الدِّین؛ (۱۶) خوش گمانی باعث راحتی (روح و روان و) قلب انسان و سلامتی دین انسان (از آلودگی به گناهان) می شود.» و در جای دیگری فرمود: «حُسْنُ الظَّنِّ یخَفِّفُ الْهَمَّ وَ ینْجِی مِنْ تَقَلُّدِ الْإِثْم؛ (۱۷) خوش گمانی غصّه ها را کم می کند و باعث نجات از بگردن انداختن گناهان می شود.»
۴. ناامیدی
یکی دیگر از جهنّمهای گناه، ناامیدی و به بن بست رسیدن است؛ جهنّم سوزانی که گاهی عامل به آتش کشیده شدن تمام هستی انسان و نابودی سعادت ابدی او می شود؛ چرا که برخی از این افراد برای رهایی از این بن بست دست به خودکشی و یا جنایات دیگر می زنند که این جهنّم را برای همیشه شعله ور نگه می دارد.
ولی قرآن کریم به عنوان کتاب هدایتگر انسانها به سمت بهشت دنیوی و اُخروی، با مهربانی تمام و کمال از بندگان گناه کار می خواهد که ناامید نباشید؛ چرا که خدا در هر حال بندۀ خود را به این راحتی رها نمی کند: «قُلْ یا عِبادِی الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى  أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ»؛ (۱۸) «بگو:‌ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید، که خدا تمام گناهان را یکجا می آمرزد.» یکی از امید بخش ترین آیات قرآن این آیه است و به حدّی گسترده می باشد که انواع گناهکاران را زیر بال خود می گیرد، و به فرمودۀ امیرمؤمنان علی‌علیه‌السلام: «در تمام قرآن آیه ای وسیع تر از این آیه نیست.» (19) تمام این آیه سراسر لطف و رحمت است؛ زیرا
۱. تعبیر«یَا عِبَادِی: بندگان من» تعبیر لطف آمیزی از طرف خداوند است؛
۲. تعبیر به «اسراف» به جای ظلم و گناه و جنایت لطف دیگری است؛
۳. تعبیر «عَلى  أَنْفُسِهِمْ» می رساند که گناه به خود انسان باز می گردد. مثل پدر مهربان که می گوید: این همه بر خود ستم مدار؛
۴. «لا تنقطوا»؛ چون نومید شدن از خیر است، که دلیل بر این است که گنهکاران نباید از «لطف الهی» که سراسر خیر است ناامید شوند؛
۵. تعبیر«مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ» تأکید بیش تری برخیر و محبّت و مهربانی الهی است؛
۶. جمله «إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ» با حرف تأکید آغاز شده و «الذنوب» (جمع با الف و لام) تمام گناهان را بدون استثناء در بر می گیرد، سخن اوج می گیرد و دریای رحمت مواج می شود؛
۷. و هنگامی که «جَمیعاً» به عنوان تأکید دیگری بر آن افزوده می شود، امیدواری به آخرین مرحله می رسد؛
۸ و ۹. توصیف خداوند به «غفور» و «رحیم» که دو وصف از اوصاف امیدبخش الهی است در پایان آیه، جایی برای کم ترین یأس و نومیدی باقی نمی گذارد.
به خاطر همین نکات آیۀ فوق گسترده ترین آیات قرآن است که هر گنه کاری را زیر بال خود می گیرد و امیدبخش ترین آیات قرآن است.» (20)
و ثانیاً با صدای بلند اعلام می کند: از رحمت خدا جز گمراهان و شقاوتمندان ناامید نمی شوند: «قالُوا بَشَّرْناکَ بِالْحَقِّ فَلا تَکُنْ مِنَ الْقانِطینَ قالَ وَ مَنْ یقْنَطُ مِنْ رَحْمَهِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّالُّونَ»؛ «گفته [رسولان خدا‌ای ابراهیم!] تو را بحق بشارت [به فرزند] دادیم؛ از مأیوسان مباش گفت: جز گمراهان، چه کسی از رحمت پروردگارش مأیوس می شود؟!.»
و در آیۀ دیگری فرمود: «لا ییأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُون»؛ (۲۱) «از رحمت خدا جز قوم کافر مأیوس نمی شوند.»
یأس، بدتر از قتل ۶۰ سیّد
«عبدالله بزاز نیشابوری» می گوید: «حمیدبن قحطبه» را دیدم که در روز ماه رمضان غذا می خورد، گفتم: عذری داری یا امیر؟ گریه کرد و گفت: من عذری ندارم. بعد از غذا گفت: شبی هارون الرّشید مرا احضار کرد، در حالی که نزد او شمعی روشن و شمشیری سبز رنگ برهنه جلوی او بود. پرسید: اطاعت تو از امیرالمؤمنین (هارون) در چه حَد است؟ گفتم: با جان و مال. سپس مرا مرخص نمود.
طولی نکشید دوباره مرا احضار کرد و همان پرسش را تکرار کرد. گفتم: با جان و مال و اهل و اولاد، سپس مرا مرخص نمود. برای سوّمین بار احضارم کرد و همان سئوال را تکرار کرد. گفتم: با جان و مال و اهل و اولاد و دین!!، آنگاه خندید و گفت: این شمشیر را بردار و هر کس را که این خادم به تو نشان داد، باید بکشی. مرا به خانه ای برد که وسط آن چاهی بود، و دور آن سه حجرۀ قفل زده. اوّلی را باز کرد، دیدم بیست نفر از سادات علوی به زنجیر کشیده شده اند. خادم یکی یکی آنها را کنار چاه می آورد و من گردن می زدم. حجرۀ دوّم را باز کرد، به همین صورت و حجرۀ سوّم را. همه را گردن زدم. آخرین نفر پیرمردی بود که به من گفت: فردای قیامت جواب پیامبر‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله جدّ ما را چه خواهی داد؟ با اینکه بدنم لرزید؛ ولی او را نیز کشتم. حال با این وضع روزه و نماز چه نفعی به حال من دارد؟ من یقین دارم که مخلّد در آتشم (و خدا مرا نمی بخشد).
عبدالله گوید: وقتی داستان حمید را به علی بن موسی الرضا‌علیه‌السلام گفتم، حضرت فرمود: وای بر او، گناه یأس و ناامیدی که حمید از رحمت الهی داشت، از قتل آن شصت نفر علوی بیشتر است. (۲۲)
و ثالثاً: آثار این جهنّم را به کسانی که توبه نکند، اعلام می دارد. رسول خدا‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: «یَبْعَثُ اللهُ الْمُقْنِطِینَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مَغَلَّبهً وُجُوهُهُمْ- یَعْنِی غَلَبَهُ السِّوَادِ عَلَی البَیَاضِ – فَیُقالُ لَهُمْ هَؤُلاءِ الْمُقَنَّطوُنَ مِنْ رَحْمَهِ اللهِ تَعَالَی؛ (۲۳) ناامیدان از رحمت خداوند با چهره های سیاه گونه- در حالی که سیاهی بر سفیدی غلبه دارد – محشور می شوند و اعلام می شود که اینها ناامیدان از رحمت خدای بلند مرتبه هستند.» آری، جهنّم ناامیدی آثارش را در قیامت به صورت چهره های سیاه و سوخته نشان خواهد داد.
۵. جهنم حسادت
جهنّم ویرانگر حسادت از دیگر جهنّمهای دنیاست که حسود و گاه محسود را به آتش می کشد. در منابع، تعبیراتی آمده که نشان از عمق این جهنّم سوزان دارد:
الف. ریشه پستیها
حضرت علی‌علیه‌السلام: «رَأْسُ الرَّذَائِلِ الْحَسَدُ؛ (۲۴) حسودی ریشۀ همۀ رذیلتهاست.» چرا که:
۱. حسود تمام یا بیشتر نیروهای خود را به جای صرف در پیشرفت خود و دیگران صرف نابودی خود و دیگران می کند.
۲. حسد انگیزۀ قابل توجّهی از جنایاتی چون قتل، و تجاوز و جنگهاست.
۳. حسد اثرات بسیار نامطلوبی بر جسم و روان حسود دارد.
ب. زندانی کردن روح
امام علی‌علیه‌السلام فرمود: «الْحَسَدُ حَبْسُ الرُّوحِ؛ (۲۵) حسد زندانی کردن روح (در جهنم حسودی) است.»
ج. سوختن ایمان با جهنم حسودی
نه تنها حسود جامعه را نابود و به آتش حسودی می سوزاند؛ بلکه امور معنوی همچون ایمان را نیز به آتش کشیده و نابود می سازد.
امام علی‌علیه‌السلام فرمود: «إِنَّ الْحَسَدَ یأْکُلُ الْإِیمَانَ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ؛ (۲۶) حسد همانند آتش که هیزم را می خورد، ایمان را می خورد.»
د. بیچارگی دنیا و آخرت
جهنم سوزان حسادت تمام سرمایۀ دنیوی و آخرتی انسان را نابود کرده، در هر دو دنیا انسان را بی چاره می کند. امام علی‌علیه‌السلام فرمود: «ثَمَرَهُ الحَسَدِ شِقاءُ الدُّنیا وَ الآخِرَهِ؛ نتیجۀ حسودی بدبختی در دنیا و آخرت است.»
۶. جهنّم ترس
قبلاً اشاره شد که یکی از ریشه های ترس، بدگمانی به قدرت و رحمت بی پایان الهی است. ترسیدن از گناهان، آینده، ازدواج، فقر، دشمن، امتحان و… ریشه در بدگمانی به خدا و ضعف نفس دارند.
بسیاری از جوانان ما با این که کار و کاسبی معمولی دارند؛ ولی زیر بار ازدواج نمی روند، از ترس اینکه نکند از پس خرج زندگی برنیایند و یا کم بیاورند، این در واقع نوعی بدگمانی و باور نکردن وعده های خیر خداوند است.
امام علی‌علیه‌السلام فرمود: «شِدَّهُ الْجُبْنِ مِنْ عَجْزِ النَّفْسِ وَ ضَعْفِ الْیقِین؛ (۲۷) شدت ترس ریشه در ضعف روح، ناتوانی و کم بودن یقین [به باورهای دینی] دارد.»
۷. جهنم ناکامی
ریشۀ تمام گناهان «دنیاطلبی» و «زیاده خواهی» است. رسول گرامی اسلام‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: «حُبُّ الدُّنیا اَصلُ کُلِّ مَعصِیَّهٍ وَ اَوَّلُ کُلّ ذَنبٍ؛ (۲۸) محبّت دنیا ریشۀ تمامی معصیّتها و آغاز هر گناهی است.» دنیا به گونه ای است که هیچ گاه انسان از آن سیر نمی شود و به هر مرتبۀ آن که می رسد، مراتب بالاتر را آرزو می کند؛ لذا همیشه احساس ناکامی دارد.
امام کاظم‌علیه‌السلام فرمود: «مَثَلُ الدُّنْیا مَثَلُ مَاءِ الْبَحْرِ کُلَّمَا شَرِبَ مِنْهُ الْعَطْشَانُ ازْدَادَ عَطَشاً حَتَّى یقْتُلَه ؛ (۲۹) مثال دنیا مانند آب (شور) دریا است؛ هر مقداری که تشنه از آن بنوشد، تشنه تر می شود، تا آنجا که او را از پا درمی آورد.» این تشنگی همان ناکامی است که همیشه در دنیاپرستان و اهل معصیّت وجود دارد و سرانجام همین ناکامی ها عامل نابودی آنان خواهد شد.
روایت دیگری این ناکامی را با تمثیل زیباتری به تصویر کشیده است. امام موسی بن جعفر‌علیهما‌السلام فرمود: «تَمَثَّلَتِ الدُّنْیا لِلْمَسِیحِ‌علیه‌السلام فِی صُورَهِ امْرَأَهٍ زَرْقَاءَ فَقَالَ لَهَا کَمْ تَزَوَّجْتِ فَقَالَتْ کَثِیراً قَالَ فَکُلٌّ طَلَّقَکِ قَالَتْ لَا بَلْ کُلًّا قَتَلْتُ قَالَ الْمَسِیحُ‌علیه‌السلام فَوَیحٌ لِأَزْوَاجِکَ الْبَاقِینَ کَیفَ لَا یعْتَبِرُونَ بِالْمَاضِین ؟! (۳۰) دنیا به صورت زن (زیبای) کبود چشم (و یا چشم گربه ای) برای حضرت مسیح‌علیه‌السلام ظاهر شد. حضرت به او فرمود: چند بار ازدواج کرده ای؟ گفت: بی شمار. فرمود: همه (شوهران) تو را طلاق دادند؟ گفت: نه، همه را کشتم. حضرت مسیح‌علیه‌السلام فرمود: وای بر همسران آینده ات که چگونه از گذشتگان عبرت نمی گیرند!.»
تشبیه زیبایی است. همان  گونه که در عرف جوان ناکام به کسی می گویند که ازدواج نکرده، به عروسی نرسیده از دنیا رفته است، دنیا و معاصی نیز مانند عروس زیبایی جلوه گر می شود و تمام شوهران خویش را ناکام جوانمرگ می کند؛ لذا هرگز شخص دنیاطلب، کامروایی نخواهد داشت؛ بلکه همیشه ناکام خواهد بود.
بررسی یک مصداق عینی
گناه «بی حیایی در نگاه و پوشش» جهان را فرا گرفته و در داخل کشور نیز گوشه و کنار شهرها، خصوصاً کلان شهرها جلوه گر شده است، فعلاً به دنبال تحلیل اصل مسئله و کم وکیف آن در جامعه و یا بررسی شیوۀ برخورد با این پدیدۀ شوم نیستیم، فقط به جهنمهایی که این گناه برای جامعه، خصوصاً جوانان بوجود آورده است به اجمال اشاره می کنیم:
۱. حسرتِ ناکامی
هر کس نگاه حرام و بی حیایی دارد، قطعاً هوسهای زیادی داشته و به فکر زلف پریشانهای بسیاری است که همۀ آنها قابل دسترسی نخواهند بود؛ لذا دائماً خود را نسبت به آنچه بر اساس نگاه و ادامۀ آن هوس کرده، ناکام می داند.
حضرت صادق‌علیه‌السلام فرمود: «کَمْ مِنْ نَظْرَهٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَهً طَوِیلَهً؛ (۳۱) چه بسیار نگاهی که حسرت [و ناکامی] دایمی را در پی دارد.»
حضرت علی‌علیه‌السلام فرمود: «مَن اَطلَقَ ناظِرَهُ اَتعَبَ حاضِرهُ، مَن تَتابَعَت لَحظاتُه دَامَت حَسَراتُهُ؛ (۳۲) هر کس چشم خویش را آزاد گذارد، همیشه در رنج (و ناراحت) خواهد بود، و کسی که لحظه هایش با رنج سپری شود، به آه حسرت دایمی گرفتار می شود.»؛ چون با نگاه، دل می رود، و دل هر جا رفت، به این راحتی برگشتنی نیست و همانجا می ماند، و اگر به وصل نرسد، احساس ناکامی می کند.
«ویل دورانت» می گوید: «زنی [و مردی] که عاشق شد [بر اثر نگاه…] و معشوق خود را از دست داد [و یا به او نرسید] ممکن است این گم شده برایش جبران ناپذیر باشد، او روح خود را به تصویر خاصی پیوسته است و هر جا برود، خاطراتش او را دنبال می کند.» (33)
آری، آزاد بودن نگاه و نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی در معاشرتهای بی بندوبار و دور از حیا، هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای ارضای شهوت را به صورت یک عطش روحی و خواست اشباع نشدنی درمی آورد. به قول استاد مطهری‌رحمه‌الله:
«غریزۀ جنسی، غریزه ای نیرومند و عمیق و دریا صفت است و هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش تر می گردد، هم چون آتشی که هر چه به آن بیشتر خوراک بدهند، شعله ورتر می شود.» (34)
در گذشته پادشاهان بسیاری حرم سراهای گسترده ای داشتند. مثلاً متوکل عباسی ۴۰۰۰ کنیز، الحاکم بالله ۱۵۰۰ کنیز، شاه عباس حداقل ۴۰۰ زن، شاه سلیمان ۸۰۰ زن و…؛ امّا هیچ گاه حسّ تصرّف و تملُّک زیبا رویان در وجود آنان اشباع نشد. (۳۵) استاد مطهری می گوید: «هیچ مردی از تصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجّه کردن و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی شود. و از طرفی تقاضای نامحدود و خواه ناخواه انجام نشدنی و همیشه مقرون به نوعی احساس محرومیّت در دست نیافتن به آرزوها است و به نوبۀ خود منجر به اختلالات روحی و بیماری روانی می گردد که امروزه در دنیای غرب بسیار به چشم می خورد.» (36)
این حسرتها و ناکامیها تا لحظۀ مرگ، انسان را رها نمی کند. به این حکایت توجّه شود:
به شخص ثروتمندی که در حال احتضار بود کلمه شهادتین تلقین می کردند، او به جای آن می گفت:
یا رُبَّ قائِلَهٍ وَ قَد تَعِبَت                اَین الطَّریقُ اِلی حمّام مَنجابٍ
«کجا رفت آن زنی که از رفتن خسته شده بود و راه حمّام مُنجاب را می پرسید؟.»
و راز قضیّه این بود که روزی زن عفیفه و خوش صورتی از این مرد راه حمّام منجاب را پرسید، او به منزل خود اشاره کرد و گفت: حمّام این جا است. آن زن به خیال حمّام وارد خانه شد و آن مرد فوراً در را بست و تقاضای کار خلاف عفّت کرد. زن که فهمید گرفتار شده است، تدبیری اندیشید و گفت: من نیز به این کار به شدّت رغبت دارم؛ ولی بدنم کثیف و بدبو است و به شدّت گرسنه، مقداری عطر و غذا آماده کن بعد من در اختیارت هستم. مرد که این اشتیاق را دید، مطمئن شد و به سرعت دنبال عطر و غذا بیرون از منزل رفت. زن پاکدامن نیز از فرصت استفاده کرد و پا به فرار گذاشت. وقتی مرد برگشت، جز حسرت سهم او نشد و در حال جان دادن به جای شهادتین، قصّۀ آن روز را به شعر درآورده و می خواند. (۳۷)
۲. ترس و اضطراب
نگاه هایی که به ارتباط مخفی منجر شده، ولی به ازدواج نرسیده است، همیشه- خصوصاً در دختران و زنان – این ترس و نگرانی را به وجود می آورد که نکند این رابطۀ پنهانی بعد از ازدواج با فرد دیگر، افشا و آشکار گردد و سبب بروز مشکلاتی در زندگی جدید او شود.
این نگرانی و تشویش، اثرهای مخرّبی بر بهداشت روانی او می گذارد و چه بسا با فاش شدن روابط گذشته، زندگی اش نیز از هم می پاشد و یا مجبور به انجام کارهای خلاف دیگری می شود؛ به عنوان نمونه به این مورد توجّه شود: «دختر جوانی که به تازگی ازدواج کرده است، در نامه ای می نویسد: من با پسری قبل از ازدواج دوست بودم؛ اکنون که ازدواج کرده ام، آن پسر مرا تهدید می کند که یا خواهر شوهرت را برای دوست شدن با من آماده کن و یا این  که من مسائل مربوط به دوستی میان تو و خود را افشا خواهم کرد.» (38)
از این نامه به خوبی روشن می شود که آرامش روانی و زندگی چنین دخترانی به خطر افتاده و همیشه با ترس و نگرانی زندگی می کنند و سرانجام ممکن است برای نجات خویش دست به کارهای خطرناک دیگری بزنند.
۳. سوء ظن و ظنّ سوء
هر کس در نگاه و روابط خود بی حیا باشد، دائماً به دیگران حتی به شریک زندگی خود نسبت به داشتن چنین گناهانی ظن سوء دارد. آری، دختر و پسری که قبل از ازدواج با افراد زیادی ارتباط داشته است، به هنگام ازدواج، به هر دختر و پسری که نظر کند، می پندارد او نیز با پسرها و دخترهای متعدّدی ارتباط داشته و پاک و عفیف نیست.
حال اگر جوانی با تجربه های ارتباطی خلافِ قبل از ازدواج، بخواهد کانون عشقی برپا کند و خانواده ای تشکیل دهد، اوّلین مشکل بعد از رهایی از ناکامی گذشته، آرامش روانی بر باد رفته ای است که با سوء ظن و بدگمانی به جهنمی سوزان تبدیل شده است.
«ویل دورانت» می گوید: «… مرد، نگران و مضطرب است که مبادا کسی پیش از او زنش را تصرّف کرده باشد؛ ولی این نگرانی و اضطراب در زن کم تر است.» (39)
و همچنین ترس دارد که نکند آن ارتباطات همچنان اِدامه داشته باشد؛ لذا به شدّت رفتارهای یکدیگر را زیر ذرّه بین قرار می دهند. باز «ویل دورانت» می گوید: «فساد پس از ازدواج، بیشتر محصول عادات پیش از ازدواج است… (که) در زیر عوامل سطحی طلاق، نفرت از بچه داری و میل به تنوع طلبی، نهان است. گرچه از همان آغاز میل به تنوع در بشر بوده است؛ ولی امروزه به سبب اصالت فرد در زندگی لذ و تعدّد محرکات جنسی در شهرها و تجاری شدن لذّت جنسی، ده برابر گشته است.» (40)
و متأسفانه این بدگمانی به صورت ملموس در نسل جدیدی که روابط دور از حیا داشته اند، مشاهده می شود.
۴. مقایسه چشم و هم چشمی
هر کس در ارتباط و نگاه بی حیا باشد، دائماً در حال مقایسۀ شریک زندگی خود با دیگران است که این مقایسه تزلزل در زندگی، احتمال ناکامی، نزاع و طلاق را بدنبال می آورد.
یکی از محققان کشور در این رابطه می گوید: «در جامعه ای که روابط آزاد و اختلاط [و رابطه ای بی حیایی] رایج بوده و جلوه گری ها و فرهنگ برهنگی و بدحجابی حاکم باشد، زن و مرد به هر سوی و هر کس نگاه کنند، همواره در زندگی در حال مقایسه اند. مقایسه ای میان آنچه دارد و آنچه ندارد و این مقایسه ها هوس را دامن می زند و خانواده را در معرض نابودی قرار می دهد. زنی که سالها در کنار شوهر و با مشکلات با او زندگی کرده، پیداست اندک اندک بهار چهره اش شکفتگی خود را از دست می دهد و روی در خزان می گذارد و در چنین حالی است که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است؛ امّا ناگهان زن جوان تری از راه می رسد و در کوچه و بازار و اداره و مدرسه با پوشش نامناسب خود، فرصت مقایسه ای به دَست می دهد و این مقدّمه ای می شود برای ویرانی اساس خانواده.» (41)
نتیجه گیری
حسن ختام سخن را این نکته قرار می دهیم که چه کنیم از جهنم دنیوی و آخرتی نجات پیدا کنیم؟ تنها راه نجات این است که به دامن بندگی خدا پناه ببریم که بهشت امن الهی، امنیّت و آرامش واقعی اینجاست. پس باید دور گناهان و دستورهای خلاف دین را خط گرفت.
حضرت رضا‌علیه‌السلام در حدیث معروف «سلسله الذهب» فرمود: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی؛ کلمۀ توحید (و بندگی خدا) دژ مستحکم من است؛ هر کس در آن وارد شود، از عذاب من [در هر دو دنیا] در امان خواهد.» و بعد از چند قدم فرمود: «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا؛ (۴۲) البته همراه با شرایط [توحید] و یکی از آن شروط (ولایت من) است.»
این حدیث نشان می دهد که توحید با تمام ابعادش و پذیرفتن رهبری الهی؛ یعنی همان امامت دوازده امام‌علیهم‌السلام حصار محکمی است که انسان را از جهنم دنیوی و آخرتی در امان نگه می دارد.

پی‌نوشـــــــــــــت‌ها:

(۱). غاشیه/ ۶.
(۲). بحارالانوار، علامه مجلسی، مؤسسۀ الوفاء، بیروت، ج ۸، ص ۲۸۰، ح ۱.
(۳). الحاقه/ ۳۲.
(۴). بحارالانوار، علامه مجلسی، ص ۲۸۰، ح ۱.
(۵). آمارها پرده برمی دارد، اصغر جدّایی، نشر نورالسّجاد، چاپ اول، ۱۳۸۳ش، صص ۲۴۸- ۲۴۹.
(۶). همان، ص ۶۸.
(۷). همان، ص ۱۱۷.
(۸). المفردات فی غریب القرآن،. راغب اصفهانی، ص ۲۹۹.
(۹). تفسیر نمونه، مکارم و همکاران، دارالکتاب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۰ش، ج ۱، ص۳۲۹.
(۱۰). همان، ج ۱، ص۳۲۹.
(۱۱). انعام/ ۱۲۵.
(۱۲). غررالحکم و دررالکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمُدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ۱۳۶۶ش، ص ۲۶۳، ح ۵۱۷۱.
(۱۳). همان، ص ۱۰۵، ح ۱۸۹۴.
(۱۴). نهج البلاغه، ص ۵۷۰، نامه ۵۳.
(۱۵). حجرات/ ۱۲.
(۱۶). غررالحکم و درر الکلم، عبدالواحد تمیمی آمدی، ص ۲۵۳، ح ۵۳۲۲.
(۱۷). همان، ص ۲۵۳، ح۵۳۲۳.
(۱۸). زمر/ ۵۳.
(۱۹). تفسیر الصافی، فیض، مؤسسه الاعلمی، بیروت، ۱۴۰۲، ج ۵، ص ۳۲۶: «ما فی القرآنِ آیهَ اَوسَعُ مِن یا عبادی الذین».
(۲۰). تفسیر نمونه، مکارم شیرازی و همکاران، ج۱۹، ص۵۰۰- ۴۹۹.
(۲۱). یوسف/ ۸۷.
(۲۲). گناهان کبیره، شهید دستغیب شیرازی، انتشارات صبا، تهران، بی تا، ج ۱، ص ۸۶ الی ۸۷، پاورقی با تلخیص.
(۲۳). سفینهالبحار، شیخ عباس قمی، دارالاسوه، ۱۴۲۷ ق، چاپ چهارم، ج ۷، ص ۳۷۲- ۳۷۳.
(۲۴). غررالحکم و دررالکلم، عبدالواحد تبمیمی آمدی، ص ۳۰۰، ح ۶۸۰۳.
(۲۵). همان، ص ۲۹۹، ح ۶۷۹۰.
(۲۶). الکافی، شیخ کلینی، ج ۲، ص ۳۰۶، ح۱؛ نهج البلاغه، خطبه ۸۶.
(۲۷). غررالحکم و دررالکلم، عبدالواحد تمیمی آمدی، ص ۲۶۳، ح ۵۶۶۲.
(۲۸). مجموعه ورام، ورام  بن ابی فراس، مکتبه الفقیه، قم، بی تا، ج ۲، ص ۱۲۱؛ و تنبیه الخواطر، ج۲، ص ۱۲۲.
(۲۹). تحف العقول، علی بن شعبۀ حرّانی، انتشارات اسلامی، قم، ۱۴۰۴ق، تحقیق علی اکبر غفّاری، ص ۳۹۶.
(۳۰). بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۷۸، ص۳۱۱، ح ۱.
(۳۱). کافی، شیخ کلینی، ج ۵، ص ۵۵۹، ح ۱۲.
(۳۲). بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۴، ص ۳۸، ح ۳۳؛ میزان الحکمه، ری شهری، ج۱۰، ص ۷۴.
(۳۳). لذّات فلسفه، ویل دورانت، ترجمۀ عباس زریاب، نشر دانشجویی، تهران، چ هشتم، ۱۳۷۳ش، ص ۱۴۰.
(۳۴). مسئله حجاب، مرتضی مطهری، صدرا، قم، چا پ چهل و دوّم، ۱۳۶۴ ش، ص ۸۳.
(۳۵). ر. ک: جوان و روابط، ابوالقاسم مقیمی حاجی، مرکز مطالعات حوزه، ۱۳۸۰ش، ص۳۴.
(۳۶). مسئله حجاب، مرتضی مطهری، ص ۸۷.
(۳۷). منازل الآخره، شیخ عباس قمی، مؤسسه انصاری، دوّم، ۱۳۸۰ش، ص ۲۵، با تلخیص و تغییر.
(۳۸). تحلیل تربیتی بر روابط دختر و پسر در ایران، دکتر علی اصغر احمدی، سازمان انجمن اولیاء و مربیان، تهران، چ پنجم، ۱۳۷۸ش.
(۳۹). لذات فلسفه، ویل دورانت، ص ۱۳۶.
(۴۰). لذات فلسفه، همان، صص ۹۴ و ۹۷.
(۴۱). فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، غلامعلی حداد عادل، انتشارات سروش، تهران، چ هفتم، ۱۳۷۶ ش، ص ۷۰.
(۴۲). التوحید، ابوجعفر صدوق، مؤسسه النشر الاسلامی، به تحقیق سید هاشم حسینی، قم، ۱۳۵۷ ش، ص ۲۵، ح ۲۳.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.