دارو درمانی در افسردگی

تاثیر دارو در درمان افسردگی چه میزان است؟

0 107

داروهای ضد افسردگی

افراد افسرده به کمک داروهای ضدافسردگی سرحال می آیند.این داروها به جای آرام ساختن شخص،به وی نیرو میبخشند.ظاهرا این نوع اثر داروها ناشی از بیشتر کردن دودسته پیک عصبی(یعنی نوراپی نفرین و سرتونین)است که در برخی بیماران افسرده سطح تولید آنها کم و ناکافی میشود.هر یک از دو دسته ی بزرگ داروهای ضدافسردگی،به شیوه ی متفاوتی میزان پیک عصبی را بیشتر میکند.

بازدارنده های اکسیدسازی تک آمینه(یا MAO)آنزیمی را از فعالیت می اندازند که میتواند نوراپی‌نفرین و سرتونین را ازبین ببرد؛به این وسیله میزان تراکم این دو پیک عصبی در مغز بیشتر میشود.

ضدافسردگی های سه حلقه یی از بازگیری سروتونین و نوراپی نفرین جلوگیری کرده و از این راه،بر طول دوره فعالیت پیک عصبی می افزایند(بازگیری عبارت است از فرایند جذب دوباره ی پیک عصبی به پایانه های عصبی سازنده آن)هر دو دسته داروی یادشده در ازبین بردن بعضی انواع افسردگی_افسردگی هایی که بیشتر برخاسته از عوامل زیستی به شمار می آیند تا عوامل محیطی_اثربخش بوده اند.

داروهای ضدافسردگی همانند داروهای ضدروانپریشی آثار جانبی ناخوشایندی دارند. رایج ترین آن ها خشکی دهان،تاربینی،تپش قلب و احتباس ادرار است.علاوه براین میتوانند موجب افت شدید فشارخون ایستاده و تغییرات ضربان قلب و نظم آن شوند.

مصرف مقادیر زیاد سه حلقه ای ها ممکن است مرگبار باشد و بنابراین در بیمارانی که در معرض خودکشی هستند،دقت فراوان می طلبد.مصرف بازدارنده های تک آمینه(MAO)همراه باغذاهایی نظیر پنیر،شکلات و شراب قرمز موجب اختلالات شدید قلبی میشود.

جستجوی داروهای اثربخش تر یعنی با اثرات جانبی کمتر و سرعت تاثیر بیشتر،در سالهای اخیر شدت پیدا کرده و تقریبا هر روزه داروهای تازه ای به بازار عرضه میشود.

از بین این داروهای تازه چند دارو از راه سدکردن بازگیری سروتونین،میزان آن را افزایش می دهند بی آنکه اثری بر نوراپی نفرین بگذراند.از زمره ی این داروها (که به بازدارنده ی بازگیری سروتونین شهرت پیدا کرده اند) پروزاک و کلومیپرامین(آنافرانیل) و سرترالین(زولف)را میتوان نام برد.این داروها علاوه بر ازبین بردن افسردگی،در مداوای اختلال های وسواسی و وحشتزدگی کارآیی نشان داده اند.(لیکی و گوردن ۱۹۹۱).

اثرات جانبی آن ها کمتر از سایر ضدافسردگی هاست_البته فاقد اثرات جانبی نیستند و بازداری اوج،خواب آلودگی،شکم روی،گیجی و عصبی شدن از این زمره است‌.

لیتیوم

داروی دیگری به نام لیتیوم در مداوای اختلال دوقطبی توفیق فراوان داشته است.لیتیوم نوسانهای شدید خلق را کم میکند و شخص را به تعادل هیجانی بهنجارتری برمیگرداند.هرچند چهل سال است که اثربخشی این دارو زبانزد بوده اما طرز عمل آن روی پیکهای عصبی برای بهنجارسازی خلق،تازگیها کشف شده است.

در بین پنجاه تاشصت در صد بیمارانی که لیتیوم مصرف میکنند نشانه های اختلال دوقطبی کاهش چشمگیر پیدا میکند(گودوین و جمایسن۱۹۹۰)

تارشدن دید و اختلال توجه و تمرکز از جمله آثار جانبی این دارو و مخل شغل و حرفه بیماران است.علاوه بر این ها موجب اختلال کار کلیه و نواقص تولد، و مصرف آن در سه ماهه نخست بارداری موجب نوعی دیابت میشود.

امروزه کاربرد داروهای ضدتشنج برای درمان اختلال دوقطبی نیز رواج پیداکرده است.این داروها در کنترل نشانه های شیدایی شدید و حاد بسیارکارایی داشته اما برای کنترل درازمدت این بیماری کارایی لیتیوم را ندارند.آثار جانبی آن ها را گیجی،التهاب پوستی،خواب آلودگی و تهوع گزارش کرده اند.(گودین و جمایسن۱۹۹۰)

ریتالین

برای درمان اختلال توجه کودکان که همراه با فزونکاری باشد(ADHD)داروهای محرک به کار میرود.نام تجاری رایج ترین دارو در این زمینه ریتالین است.هرچند کاربرد داروی محرک برای درمان فزونکاری امر شگفتی به نظر میرسد با این حال در شصت تا نود درصد کودکانی کهADHD هستند موجب کاهش رفتار تخریبی و افزایش توجه میشود(گدو۱۹۹۲)به همین سبب کودکان غیرADHDنیز وقتی ریتالین مصرف میکنند توجه بیشتری نشان میدهند.

کاربرد ریتالین موضوع بحث برانگیزی شده زیرا بعضی مدارس و پزشکان در تشخیصADHD در دانش آموزان دبستانی برای پیچیدن نسخه ی ریتالین تعجیل کرده اند(هین شا۱۹۹۴)

داروهای محرک دارای آثارجانبی پراهمیتی از قبیل بیخوابی،سردرد،پرش عضله(تیک)و حالت تهوع هستند(گدو۱۹۹۱،۱۹۹۲)

به این ترتیب وقتی قرارباشد تشخیصADHD به مصرف دارو های محرک بیانجامد،بایستی در تشخیص دقت بسیار به کار رود.

دارودرمانی در کاهش شدت بعضی اختلال های روانی توفیق داشته است.بسیاری از کسانی که میبایستی در بیمارستان بستری شوند اینک به کمک این داروها میتوانند در جامعه زندگانی کنند.

اماکاربرد دارودرمانی محدودیت هایی دارد.همه ی داروهای درمانبخش اثرات جانبی نامطلوبی دارند.بسیاری از کسانی که به جز اختلال روانی گرفتار بیماری های دیگری نیز هستند،یا زنان باردار یا داری فرزند شیرخوار نمیتوانند(نباید)داروهای روانگردان مصرف کنند.علاوه بر این ها بسیاری از روانشناسان برآنند که این داروها فقط نشانه های بیماری را کنترل میکنند بی آنکه به رویارویی شخص با مشکلاتش کمک کنند_یعنی مشکلاتی که در ایجاد اختلال او نقش دارند یا برخاسته از همان اختلال هستند(از قبیل اختلالات زناشویی برخواسته از رفتار بیمارشیدایی)

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.