کدام پیامبر به سفر آسمانی رفت و کدام پیامبر بود که زیردریایی خداوند را سوار شد؟

0 417

معراج، جریان عروج پیامبر (ص) به آسمان است که تعدادی از آیات قرآن، آن را بازگو کرده است. براساس آیه نخست سوره اسرأ ، خداوند پیامبر (ص) را در آغاز شب، از مسجدالحرام به سوی مسجدالاقصی در بیتالمقدس حرکت داده و آنگاه به همراهی جبرئیل به آسمان عروج کرده است.

سفر پیامبر اکرم از مکه به بیت المقدس، جسمانی و روحانی بوده است و ادامه سفر ایشان به آسمانها نیز بنا به عقیده اکثر علمای شیعه ، جسمانی و روحانی بوده است. از احادیث و آیات استفاده میشود که هدف از معراج پیامبر۹ سه چیز بوده است: ۱٫ بزرگداشت فرشتگان ; ۲٫ دیدن عجایب و اسرار آفرینش ; ۳٫ بازگو کردن آن برای مردم.

حضرت امام صادق (ع)میفرمایند: همانا خداوند هرگز دارای مکان و زمان نیست; ولی خدا میخواست فرشتگان و ساکنان آسمانهایش را با گام نهادن پیامبر (ص) به میان آنها ، مورد احترام و تجلیل قرار دهد، و نیز میخواست شگفتیهای عظمتش را به پیامبرش نشان دهد تا او پس از بازگشت برای مردم بازگو کند(سیمای معراج پیامبر، محمد محمدی اشتهاردی و آن از تفسیر برهان، ج ۲، ص ۴۰۰٫)

نکته قابل توجه این است که جریان معراج تازگی نداشته; بلکه در مورد بعضی از پیامبران پیشین البته به صورت محدود نیز این امر واقع شده است; مانند: معراج حضرت عیسی(نسأ، ۱۵۸).

در معراج پیامبر گرامی، درسهای بسیار آموزندهای وجود دارد که ذکر آنها در این مختصر نمیگنجد و میتوانید، در این زمینه، به کتابهای تفسیر المیزان، ج ۱۳، ابتدای سوره اسرأ; حیوهالقلوب، تألیف علامه مجلسی، ج ۲ ، بحث معراج و همچنین کتاب سیمای معراج پیامبر۹، تألیف محمد محمدی اشتهاردی مراجعه کنید.

از آنچه گذشت روشن میشود که این سفر خارق العاده در بیداری صورت گرفته است.

حضرت یونس یکی از پیامبران بوده که خدا او را به سوی مردمی که جمعیت بسیاری بودند فرستاد ولی آن قوم دعوت او را اجابت نکردند. تا آن که عذابی که حضرت یونس (ع) به آنها وعید داده بود، فرا رسید حضرت یونس خودش از میان قوم بیرون رفت. وقتی که عذاب مردم را فرا گرفت و با چشم خود آنرا دیدند (نشانه های عذاب را دیدند) همگی به خدا ایمان آورده و توبه کردند، خدا هم عذابیرا که در دنیا آنها را خوار میساخت، از ایشان برداشت. و چون پیامبر یونس از توبه کردن مردم و برداشته شدن عذاب الهی از آنها خبر نداشت، بنابراین دیگر به سوی مردم برنگشت همچنان به راه خود ادامه میداد، سوار کشتی پرجمعیّتی شد، در بین راه نهنگی بر سر راه کشتی پیدا شد و اهل کشتی تصمیم گرفتند یک نفر را به عنوان طعمه به دریا بیندازند تا نهنگ سرگرم خوردن او شود و از سر راه کشتی کنار رود، برای همین قرعه کشی کردند و قرعه به نام حضرت یونس درآمد، او را در دریا انداختند، نهنگ او را بلعید و کشتی نجات یافت. آنگاه خدای سبحان او را در شکم ماهی چند شبانه روز حفظ کرد حضرت یونس متوجه شد که این جریان، یک آزمایشی از طرف خدا بوده بنابراین از همان تاریکی شکم ماهی فریادش بلند شد و گفت: لاَ إله إلاّ أنْتَ سبحـَنک إنّی کنتُ مِنَ الظّـَالمینَ; (انبیأ، ۸۷) خدایی جز تو نیست، پاک و منزهی تو و همانا من از ستمگران هستم. خدای سبحان این ناله یونس را شنید و به نهنگ دستور داد تا یونس را بالای آب و کنار دریا بیفکند، نهنگ چنین کرد، یونس وقتی به خشکی افتاد مریض بود، خدای تعالی بوته کدویی را بالای سرش رویانید تا بر او سایه بیفکند، بعد از بهبودی خدا او را به سوی قومش فرستاد و مردم هم دعوت او را پذیرفته و به خدای یکتا ایمان آوردند.(ترجمه المیزان، سیدمحمدباقر موسوی همدانی، ج ۱۷، ص ۲۵۲ و ۲۵۳، نشر دفتر انتشارات اسلامی.)

گزارش سفر معراج

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.