اعتماد به نفس در اسلام چگونه عنوان میشود ؟

0 37

اعتماد به نفس، پدیده‌‏ای اکتسابی است، یعنی برخورداری از خصیصه اعتماد به نفس، در گرو تمرین، ریاضت و برنامه ریزی است، شخصی که خود را در این مورد ضعیف و ناتوان می‏یابد، می‏تواند با استفاده از روش‏های علمی و با روحیه امیدواری، برای تغییر شخصیت خود اقدام نماید.

شیوه‌‏های ایجاد و تقویت اعتماد به نفس عبارتند از:

۱ – خودارزش‏مندی: اعتماد به نفس در گرو احترام به خود و نگرش مثبت به خویش است. احساس ارزش‏مندی یا عزت نفس نیاز فطری انسان است "آبراهام مازلو" روان شناس معروف در کنار نیازهای جسمانی، نیازهای ایمانی، نیاز به عشق، محبت، تعلق به دیگران و نیاز به احترام و شأن اجتماعی را مطرح کرده است.[۱]
اعتماد به نفس، ارتباطی مستقیم با ارضای این نیاز درونی دارد. مازلو می‏گوید: هنگامی که نیاز احترام به خود، ارضا شود، شخص احساس اعتماد به نفس، ارزش مندی، توانایی، قابلیت و کفایت می‏کند و وجود خود را در دنیا مفید و لازم می‏یابد، اما عقیم ماندن این نیازها، موجب احساس حقارت، ضعف و نومیدی می‏گردد.[۲]
براین‏اساس، اسلام در تمام برنامه‏های عبادی و اجتماعی و اخلاقی و اقتصادی خود، عزت و کرامت نفس را لحاظ کرده است. اگر انسان خود واقعی را پیدا کند، دیگر احساس حقارت نمی‏کند و گوهر وجودی خود را با هیچ چیز، عوض نمی‏کند. امام صادق(ع) فرمود: "من با نفس خود هیچ موجودی را برابر نمی‏کنم، جز پروردگارم. تمام دنیا و غیر خدا را با این گوهر نفیس برابر نمی‏کنم".[۳]

۲ – خودشناسی: اعتماد به نفس تا حد زیادی متوقف بر شناخت جنبه‏های مثبت و توانایی‏های نسبی و آگاهی از استعدادهای قابلیت‏ها و کشف آن‏ها است. شخص دارای ضعف اراده، می‏پندارد که دیگران توانایی‏ها و استعدادهایی دارند که او ندارد. دیگران کارهای را انجام می‏دهند که او نمی‏تواند، در حالی که این مسئله اصلاً صحیح نمی‏باشد؛ چون که اگر تأمل و دقت کند، می‏بیند که او نیز همان توانایی‏ها را دارد، یا استعدادهایی دارد که دیگران ندارند. او می‏تواند با آگاهی از این استعدادها و توانایی‏ها آن ها را شکوفا نموده و با تکیه بر آنها به توانایی‏های برتر دست یابد.
عدم اعتماد به نفس غالباً، بر اثر فقدان امکانات و توانایی‏ها نیست، بلکه به دلیل عدم شناسایی خویشتن است. در این راستا، اطرافیان نقش بسیار مهمی می‏توانند ایفا نمایند، به این صورت که با بیان قابلیت‏ها، به فرد مورد نظر اطمینان دهند تا به مرور زمان، وی بتواند با کفایت‏های شخصی اش رابطه منطقی برقرار نماید. رسیدن به مقاصد و اهداف، دور از دسترس نیست، فقط باید حوزه شناخت و آگاهی را توسعه داد. ژان پل سارتر می‏گوید: "اگر یک فلج، قهرمان دو و میدانی نشود، خود مقصر است". این جمله کنایه از توانایی و نیروی عظیم نهفته در وجود آدمی است. متأسفانه انسان‏ها نه تنها از ذخیره‌‏های درونی خدادای خود به گونه احسن استفاده نمی‏کنند، بلکه عموماً از این توانایی‏ها بی اطلاع اند.

۳ – خودپنداره مثبت: در اصطلاح روان شناسان، ارزیابی کلی فرد از شخصیت خود را خود پنداره می‏گویند که ممکن است مثبت یا منفی باشد. اگر تصور از خود، مثبت و متعادل باشد، شخص دارای سلامت روانی است. همین که فکر کنیم کاری ازما ساخته نیست، بهانه و انگیزه لازم را برای شکست خود به وجود آورده‌‏ایم.
باید این حقیقت را بپذیریم که هیچ انسانی بی استعداد نیست. کسانی که بی استعداد نامیده می‏شوند، افرادی هستند که نتوانسته یا نخواسته‏اند ظرفیت وجودی و بالقوه خود را پرورش دهند. بعضی از مردم در حقیقت اسیر و زندانی تصور منفی و بدگمانی خویش هستند و خود را ضعیف، عنصری نامطلوب و به درد نخور توصیف می‏کنند.

۴ – خوداتکایی: یکی از راه‏های رسیدن به اعتماد به نفس، بی‌‏نیازی از دیگران و اتکای به خود است. انسان نباید به امید معجزه دیگران باشد، بلکه باید خود معجزه گر شود. این امر جز با قطع امید از دیگران حاصل نمی‏گردد. امام سجاد(ع) می‏فرماید: "تمامی خیر و سعادت را در این دیدم که انسان به آن چه در دست مردم است، چشم طمع نداشته باشد".[۴]
خوداتکایی تنها به مرحله فعل و عمل منحصر نمی‏‌شود، بلکه در حوزه فکر و اندیشه از اهمیت بیش‏تری برخوردار است. در سایه استقلال فکری، بهره‏‌وری از توانایی ذهنی حاصل می‏گردد و تأثیر پذیری از قضاوت مردم به حداقل می‏رسد و براساس جو و قضاوت دیگران تصمیم‏‌گیری صورت نمی‌‏گیرد.

۵ – رویارویی با مشکلات: قرار گرفتن جوانان در موقعیت‏‌های جدی و نسبتاً دشوار، به مراتب آن‏ها را بیش از گریز از موقعیت، به مرزهای اعتماد به نفس نزدیک می‏‌کند. هیچ تمرینی مفیدتر از تلاش برای غلبه بر مشکلات نیست.[۵]
انسان باید در میدان عمل با تجربه اندوزی از شکست‏ها، راه رسیدن به موفقیت را بیازمانید. امام علی(ع) می‏فرماید: "هرگاه سختی چیزی باعث بیم و هراست شد، در مقابل آن سخت و مقاوم شو که با تن دادن به سختی‏ها مشکل بر تو آسان خواهد شد".[۶]

۶ – تلقین درمانی: بهره‏ گیری از روش تلقین درمانی، آدمی را برای غلبه بر ضعف‏ها یاری می‌‏دهد.
به هنگام خطور افکار منفی لازم است بلافاصله اندیشه مثبتی را جایگزین کرد و آن را به ذهن تلقین نمود. کسی که فاقد اعتماد به نفس است، می‏تواند از فرمول تلقین به نفس استفاده کند که بگوید: هر روز بیش از پیش، از هر لحاظ اعتماد به نفس من بهتر می‏شود.
با توجه به تحقیقات و مطالعاتی که انجام شده، معلوم گردیده است که مواقع شب و قبل از خواب، بهترین موقع برای انجام تلقین به نفس است.[۷]
افراد سست اراده از واژه "نمی‏توانم" را بر ذهن خود ببندند و دریچه روشنایی "می‏توانم" را روی خویش بگشایند، قطعاً به موفقیت خواهند رسید.
ژاگو می‏گوید: "تا وقتی فکر می‏کند که نمی‏توانید و دارای ظرفیت نیستید، احتمال موفقیت کم است. اگر درخشان‏ترین شایستگی‏ها را داشته باشید، خاموشش می‏کنید، ولی فردی که از نظر هوش و قابلیت، متوسط، ولی به خود اطمینان کامل داشته باشد که موفق خواهد شد، او موفق می‏شود".[۸]

۷ – تمرین و تصمیم ‏گیری: زندگی سراسر عرصه تصمیم ‏گیری است. اگر بیاموزیم که خودمان برای خویش تصمیم بگیریم، نه دیگران، به تدریج به اعتماد به نفس کامل خواهیم رسید. مهم نیست که در چه زمینه‏ای تصمیم می‏گیریم؛ مهم تمرین و تکرار آن است. بعضی می‏گویند: ما از اتخاذ تصمیم عاجزیم، چون بارها برخلاف تصمیم خود عمل کرده‏ایم. در پاسخ باید گفت: بیایید از نو تصمیم بگیرید و مطمئن باشید که شکستن تصمیم به معنای از بین رفتن همه آثار آن نیست. کوهنوردی که تصمیم گرفته به قله کوه دست یابد، چه بسا در بار اول و دوم به مقصود نرسد و نتواند تصمیم خود را عملی سازد، اما با تجربه‌‏اندوزی از گذشته سرانجام قله را فتح خواهد کرد.

۸ – فراگیری مهارت‏های زندگی: انسان هر چه بیش‏تر درباره زندگی خود بداند بهتر می‏تواند با مشکلات آن روب‏رو شود. بعضی از افراد به دلیل عدم آشنایی با اصول و قوانین زندگی، در برابر هر شکست جزئی به بهت و حیرت فلج کننده‏ای دچار می‏گردند و با یک حادثه ناگهانی، روحیه خود را از دست می‏دهند، یا همه تقصیرها را متوجه دیگران می‏سازند و به خیال‏پردازی و رؤیاسازی متوسل می‏شوند. در حالی که اگر تصویر صحیح از زندگی می‏داشتند، از قبل خود را برای رویارویی با هر نوع مشکلی آماده می‏کردند و ناکامی را به سکوی پرش و جهش تبدیل می‏‌نمودند.
خداوند قدرت مقابله با مشکلات را در وجود بشر به ودیعه گذارده است. مهم، استفاده از این نیروی عظیم و تجربه اندوزی از ناکامی‏ها است. پیشوایان دین به‏ما آموخته‏اند که در سخت‏ترین شرایط زندگی، نباید از مشکلات فرار کرد و روح امیدواری را از دست داد. امام علی(ع) می‏فرماید: "هرگاه سختی به اوج و نهایت خود رسید، باز باید امید گشایش و پیروزی داشت".[۹]

۹ – کسب تجارب موفقیت‏‌آمیز: موفقیت در انجام مهارت‏های مختلف، موجبات تقویت انگیزه و رغبت افراد برای ادامه کار و تلاش را چند برابر می‏‌سازد.
تجارب موفق، انگیزه و جرأت و اعتماد به نفس آدمی را تقویت می‌‏کند. اگر کسی در یکی از رشته‌‏ها تخصص لازم را پیدا کرد، این احساس به او دست می‏دهد که چیزی می‏داند که دیگران آن را نمی‏‌دانند و توانایی کاری را دارد که دیگران از انجام آن ناتوان اند آن چه در این جهت مهم است، انگیزه تلاش است، نه نتایج حاصل از آن.

براین‏ اساس، مقوله کار و اشتغال، جنبه تربیتی به خود می‏گیرد. دبس می‏گوید: "شغل و انتخاب آن، یک نقش مستقیم در اثبات شخصیت جوان دارد، زیرا این موضوع، نشانه آزادی جوان است و از این پس می‏تواند از وسایل شخصی برای ادامه زندگی استفاده کند و به همین دلیل است که به دست آوردن اولین پول، این قدر لذیذ و مطبوع است. در نتیجه اعتماد به شخص خود پیدا می‌‏کند".[۱۰]

۱۰ – مطالعه زندگی افراد موفق: آشنایی با زندگینامه بزرگان و نام آوران عرصه‏های علم و اندیشه و ادب و هنر از دو جهت، اعتماد به نفس انسان را بیش‏تر می‏کند، چون از یک سو، راه و روشی را می‏نمایاند که دیگران رفتند و به مقصود رسیدند؛ از سوی دیگر چون زندگی مشاهیر و نخبگان، اکنده از سختی و پر از درد و رنج بوده است، جوانان و قشرهای ضعیف و متوسط جامعه را برای نیل به موفقیت ترغیب می‏کند.

۱۱ – به دست آوردن تکیه گاه معنوی: رسیدن به اعتماد به نفس در حد عالی که توان ایستادگی در برابر امواج سهمگین مشکلات را در انسان افزایش دهد، در گرو تکیه بر عنصر ایمان و توکیل به خداوند است. در سایه توکل و ایمان عمیق مذهبی، انسان احساس می‏کند که دیگر تنها نیست، بلکه همیشه خدا را در کنار خود می‏بیند، براین اساس امام علی(ع) درباره مؤمن می‏فرماید: "روح شخص با ایمان از سنگ خارا شکست ناپذیرتر است".[۱۱]

[۱]. آبراهام مازلو، روان‏شناسی شخصیت سالم، ترجمه شیوا رویگردان، ص ۱۵۴.
[۲]. همان، ص ۱۵۵.
[۳]. بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۲۵.
[۴]. اصول کافی، ج‏۳، ص ۲۱۹.
[۵]. موسوی لاری، رسالت اخلاق در تکامل انسان، ص ۳۴۵.
[۶]. غررالحکم، ج‏۳، ص ۱۶۴.
[۷]. پترلستر، به خود اعتماد کنید، ترجمه دکتر سروری، ص ۱۲۵.
[۸]. موسوی لاری، همان، ص ۳۶۰.
[۹]. غررالحکم، ج‏۴، ص ۳۱۹.
[۱۰]. محمد تقی فلسفی، جوان، ج‏۲، ص ۳۵۰.
[۱۱]. نهج ‏البلاغه، فیض الاسلام، قصار ۳۲۵.

منبع : شهر سوال 

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.