روح ازامرخداست یعنی چه؟

0 67

این که خدا می فرماید: قل الروح من امر ربی (روح از امر خداست) یعنی چه؟

«وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلاً»

و از تو درباره «روح» سؤال مى‏کنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است و جز اندکى از دانش، به شما داده نشده است!» (1)
مفسران بزرگ در گذشته و حال درباره معنی روح و تفسیر این آیه شریفه سخن بسیار گفته‏اند. یکی از تفسیرها این است که پرسش کنندگان از حقیقت روح آدمی سؤال کردند؛ روح عظیمی که ما را از حیوانات جدا می‏سازد و برترین شرف ما است و تمام قدرت و فعالیت ما از آن سرچشمه می‏گیرد.

از آن جا که روح، ساختمانی مغایر با ساختمان ماده دارد و اصول حاکم بر آن غیر از اصول حاکم بر ماده و خواص فیزیکی و شیمیایی آن است، پیامبر(ص) مأمور می‏شود در یک جمله کوتاه و پر معنی بگوید: "روح از عالم امر است؛ یعنی خلقتی اسرارآمیز دارد. (۲)

این که گفته شد روح از عالم امر است، معنایش این است که روح، موجود مجرد است و در پیدایش متوقف بر ماده و مادیات نیست، بلکه با امر و مشیت الهی دفعتاً موجود می‏شود. چنان که قرآن می‏فرماید: "انّما أمره اذا أراد شیئا أن یقول له کن فیکون"؛ فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن می‏گوید: موجود باش، آن نیز بی درنگ موجود می‏شود. (۳)

بنابر این تفسیر مراد از روح در این آیه شریفه روح انسان است.

علامه طباطبایی می‏فرماید: "قل الروح" پاسخ کافی است از سؤال از روح و آن این که روح از مقوله امر است که فقط با امر الهی دفعتاً موجود می‏شود. لذا معنای "مااوتیتم من العلم الا قلیلاً" این است که علم به روح که خداوند به شما داده، اندکی از بسیار است، چون روح موقعیتی در عالم وجود دارد و آثار و خواصی در این عالم بروز می‏دهد که بسیار بدیع و عجیب است و شما از آن آثار بی خبرید.(۴)

روح انسانی، مجرد از ماده است و تعلقش به بدن تعلق تدبیری است، و پس از زوال روح حیوانى که بخار است، تعلقش قطع می شود و در قبر همین روح تعلق می گیرد بدون روح حیوانى، و پرسش و سؤال می شود از او.
و چون کسانى که سؤال کردند، معناى مجرد را درک نمى‏کنند، لذا جواب اینها "قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی" است. (۵)
برخی از موارد استعمال روح در قرآن:

گاهى به معنى روح مقدسى است که پیامبران را در انجام رسالتشان تقویت مى‏کرده:
«وَ آتَیْنا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّناتِ وَ أَیَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ»؛ ما دلائل روشن در اختیار عیسى بن مریم قرار دادیم و او را با روح القدس تقویت نمودیم.(۶)

گاه به نیروى معنوى الهى که مؤمنان را تقویت مى‏کند اطلاق شده:
«أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ»؛ آنها کسانى هستند که خدا ایمان را در قلبشان نوشته و به روح الهى تاییدشان کرده است.(۷)

زمانى به معنى فرشته مخصوص وحى آمده و با عنوان امین توصیف شده:
«نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ عَلى‏ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ»؛ این قرآن را روح الامین بر قلب تو نازل کرد تا از انذار کنندگان باشى. (۸)

و گاه به معنى فرشته بزرگى از فرشتگان خاص خدا یا مخلوقى برتر از فرشتگان آمده:
«تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ»؛ در شب قدر فرشتگان، و روح، به فرمان پروردگارشان براى تقدیر امور نازل مى‏شوند. (۹)

و گاه به معنى قرآن یا وحى آسمانى آمده است:
«وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا»؛ این گونه وحى به سوى تو فرستادیم، روحى که از فرمان ما است. (۱۰)

و بالآخره زمانى هم به معنى روح انسانى آمده است:
«ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ»؛ سپس آدم را نظام بخشید و از روح خود در آن دمید (۱۱). (۱۲)
روح از نگاه روایات:

در تفسیر عیاشى از امام باقر و امام صادق علیهما السلام چنین نقل شده که در تفسیر آیه «یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ» فرموده اند:
"انما الروح خلق من خلقه، له بصر و قوه و تایید، یجعله فى قلوب الرسل و المؤمنین": روح از مخلوقات خداوند است بینایى و قدرت و قوت دارد، خدا آن را در دلهاى پیغمبران و مؤمنان قرار مى‏دهد.(۱۳)

در حدیث دیگرى از یکى از آن دو امام بزرگوار نقل شده که فرمود: "هى من الملکوت من القدره": روح از عالم ملکوت و از قدرت خداوند است.(۱۴)

در بخشى از روایات که از طرق اهل بیت علیهم السلام در تفسیر این آیه رسیده مى‏بینیم که روح به معنى مخلوقى برتر از جبرئیل و میکائیل معرفى شده که با پیامبر(ص) و امامان همواره بوده است و آنان را در خط سیرشان از هر گونه انحراف بازمى‏داشت. (۱۵)

این روایات با آن چه در تفسیر آیه بیان شد (که مراد روح انسانی است) نه تنها مخالفتى ندارد، بلکه با آن ها هماهنگ است، چرا که روح آدمى مراتب و درجاتى دارد، آن مرتبه‏اى از روح که در پیامبران و امامان است مرتبه فوق العاده والایى است، که از آثارش معصوم بودن از خطا و گناه و نیز آگاهى و علم فوق العاده است و مسلما چنین مرتبه‏اى از روح از همه فرشتگان برتر خواهد بود حتى از جبرئیل و میکائیل! (۱۶)

مطلب مهم:

"امر" از "عالم امر" می‌آید. عالم امر فاقد زمان و مکان، به مفهوم عام رایج آن است؛ آفریدن در عالم امر، آنی است، و تدریجی نمی‌باشد. در این عالم، وجود هر موجودی به صورت مستقیم، تنها مستند به خدای تعالی است.

نقطه مقابل عالم امر، عالم خلق است که مقید به قیود زمان و مکان بوده، از انرژی و ماده تشکیل شده است؛ خلق در عالم خلق تدریجی است. در این عالم، وجود هر موجودی به صورت غیر مستقیم و با وساطت علل و اسباب، مستند به خدای تعالی است.

علامه طباطبایی(ره) در این باره چنین بیان می کنند:

امر عبارت است از وجود هر موجود از این نقطه نظر که تنها مستند به خدای تعالی است، و خلق عبارت است از وجود همان موجود از جهت این که مستند به خدای تعالی است با وساطت علل و اسباب.

امر خدا عبارت از کلمه ایجاد او است، و کلمه ایجاد او همان فعل مخصوص به او است، بدون این که اسباب وجودی و مادی در آن دخالت داشته و با تاثیرات تدریجی خود در آن اثر بگذارند، این همان وجود مافوق نشئه مادی و ظرف زمان است، و روح به حسب وجودش از همین باب است، یعنی از سنخ امر و ملکوت است. (۱۷)

_________
(۱) اسراء، ۸۵.
(۲) تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۲۵۲.
(۳) یس، ۸۲.
(۴) ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱۳، ص ۳۳۳.
(۵) أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏8، ص ۳۰۱.
(۶) بقره، ۲۵۳.
(۷) مجادله، ۲۲.
(۸) شعراء، ۱۹۳.
(۹) قدر، ۴.
(۱۰) شورى، ۵۲.
(۱۱) سجده، ۹.
(۱۲) تفسیر نمونه، ج‏12، ص ۲۵۱.
(۱۳) نورالثقلین، جلد ۳، ص ۲۱۶.
(۱۴) نورالثقلین، جلد ۳، ص ۲۱۶.
(۱۵) نورالثقلین، جلد ۳، ص ۲۱۵.
(۱۶) تفسیر نمونه، ج‏12، ص ۲۵۳.
(۱۷) ترجمه المیزان، ج ۱۳، ص ۲۷۳.

منبع: پرسمان قرآن

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.