وسواس عملی (رفتاری) و درمان آن.

0 29

همان گونه که خود اشاره نمودهاید، بیماری شما، وسواس است و این یک بیماری خطرناک است که اگر هر چه زودتر درمان نشود و جلوی آن گرفته نشود، مشکلات بسیار بیشتری را به دنبال خواهد آورد. مشکلاتی که در نامه ذکر کردهاید، تنها بخشی از آثار نامطلوب این بیماری است، اما نکته مهم آن است که شما به اصل بیماری پی بردهاید و این درمان بیماری را آسان تر میکند، بنابراین هر چه زودتر آن را درمان نمایید که عواقب خطرناک آن گریبانگیر خودتان و اطرافیان و خانواده نشود.

این بیماری از یک طرف ناشی از اشتباه در فهم احکام دینی و در واقع اصل دین اسلام میباشد و به عبارت دقیق تر: ناشی از انحراف فکری است، از طرف دیگر، اعمال و رفتارهایی به این فکر غلط و اندیشه باطل دامن زده و آن را به صورت یک عادت درآورده است.

برای درمان این بیماری ابتدا باید فکر اشتباه و غلط خود را اصلاح نمایید و رفتارهای متضاد و مخالف با آنچه تاکنون انجام میدادید،، انجام بدهید.

این بیماری، موضوعی نیست که با دعای ما یا خودتان برطرف شود، مگر آن که عزم و تصمیم جدی برای درمان و رفع این بیماری داشته باشید و وارد عمل شوید. این بیماری را تنها خودتان میتوانید درمان نمایید و راه درمان آن با تصمیم و عزم شما آسان خواهد بود و خداوند شما را یاری خواهد کرد.

الف) درمان فکری بیماری:

آنچه در ابتدا نیاز به درمان دارد، فکر و ذهن شما نسبت به دین اسلام و احکام دین است.

این بیماری در سایه تلقینات شیطانی ایجاد شده و برخی از عوامل دیگر آن را تشدید نموده، حتی ذهن و فکر شما را در تسخیر خود قرار داده و مفهوم غلطی را از نماز و طهارت و عبادات در ذهن شما قرار داده است.

امام صادق (ع) فرمود: شیطان با وسوسه نمیتواند علیه آدمی اقدامی کند، مگر آن که آدمی از یاد خدا روی برگرداند و فرمان خدا را گردن ننهاده و نهی وی را بی اهمیت بنگارد. (۱)

در روایت دیگر از عبدالله بن سنان آمده است: به امام صادق (ع) قضیه مردی را گفتم که در وضو نماز وسواس دارد، آن گاه افزودم: او مردی عاقل است، امام فرمود: چگونه عاقل است، در حالی که از شیطان پیروی میکند؟! (۲)

بنابراین انسان وسواسی قبل از آن که پیرو خدا و عقل باشد، تابع شیطان و هوای نفس خود است و به جای آن که از حکم خدا و پیامبر تبعیت کند، از هوای نفس خود پیروی میکند؛ زیرا خداوند در قرآن میفرماید که: یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر؛ خداوند خواسته است که بر شما آسان بگیرد و نمیخواهد به کسی سخت بگیرد. اسلام همان گونه که در روایات آمده، دین سهله و سمحه است و معنایش همین است که احکام الهی، راحت و آسان است و خداوند هیچ گاه بر انسانها سخت نمیگیرد، به همین جهت در هیچ حکمی سختگیری نکرده است. اگر روزه گرفتن برای انسان مشقت دارد، نباید روزه بگیرد و به جای آن باید طعام و غذا بدهد. اگر نماز که ستون دین است، ایستاده ممکن نباشد، نشسته و حتی خوابیده بخواند و یا در میدان جنگ به اشاره نماز بخواند.

اسلام این گونه گفته و در رسالههای مراجع به همین نحو آمده، اما انسان وسواسی برخلاف حکم خدا و پیامبر و حتی آنچه در رسالهها آمده است، عمل میکند.

ورد زبان و حالت درون او این است که به من نمیچسبد و عملی را که خدا صحیح دانسته است، او صحیحی نمیداند! در حکم دین اسلام آمده است که باید به نجاست یقین داشته باشد تا حکم به نجاست شود، اما او هنگامی که شک در نجاست میکند، حکم به نجاست میدهد، در حالی که دین اسلام، در شک به نجاست حکم به طهارت داده است. با کمک شیطان برای خود احکامی درست میکند و به آنها عمل مینماید و از حکم خدا و پیامبر دوری میکند، و این متابعت از شیطان و هوای نفس (دلچسب بودن برای خودش) و روی گردانی از خدا و حکم الهی است.

در حالی که انسان وسواسی برای اجرای حکم الهی، خود را به مشقت و دردسر میاندازد و حتی تا مرز جنون و بیماری کشیده میشود. به رغم همه این مشکلات، در بسیاری از موارد احکامی را که همه به سادگی انجام میدهند، انجام نمیدهد ،یعنی با شک در عمل خودش، عملش را باطل میکند، در حالی که باعث آزار و اذیت فراوان خود شده است، مثلاً در حکم اسلام یک بار شستن صورت برای وضو کفایت میکند و دو بار اشکال ندارد، اما او با وسواسی این عمل را تکرار میکند و بیش از دو بار میشوید. در این جا هم اصل عمل را باطل کرده و عمل عبادی خود را انجام نداده و هم خود را مشقت انداخته و اسراف و زیاده روی در آب و وقت و عمر کرده، بدین ترتیب چند گناه انجام داده است. وی به جای آن که ثوابی داشته باشد یا عمل واجب خودرا انجام داده باشد، گناه کرده است.

توجه داشته باشید که در زمان رسول خدا، پاکترین و بهترین انسانها زندگی میکردند. آب لوله کشی و امکانات امروز نبود، در حالی که حضرت فرمود: بهترین امت من آن است که با یک مد (۷۵۰ گرم) آب، وضو گرفته و با یک من آب، غسل نماید. امت پیامبر، فقط کسانی نبودند که آن زمان زندگی میکردند. حال فکر کنید که چقدر از خوبها فاصله گرفتهاید و عمل خویش را تباه میکنید!

به شما مؤکداً توصیه میکنیم که باید این بیماری را درمان کنید و بهترین راه درمان آن بی اعتنایی است. احکام دینی را برخلاف خواسته خود انجام دهید. هر چیزی را که فکر میکنید اشتباه انجام دادهاید و به دلتان نمیچسبد و یا چیزهایی از این قبیل، رها کنید و عمل را فقط و فقط یک بار انجام دهید، تا به تدریج از این مخمصه نجات یابید.

از مراجع تقلید مختلفی در مورد بیماری وسواسی سؤال کردهاند و آنها همین پیشنهاد را دادهاند.

آیت الله فاضل در این باره مینویسد: وسواسی در حقیقت به منزله قبول نداشتن حکم خدا و رسول (ص) در مورد طهارت میباشد… لذا شرعاً و عقلاً لازم است از این تخیلات شیطانی اجتناب شود و با بیاعتنایی مکرر،

میتوان آن حالت را از خود دور کرد.(۳)

خوشبختانه در مسئله مورد نظر (وسواسی) فتوای بسیار صریح و شفاف از مرجع تقلید شما (حضرت آیت الله مکارم شیرازی) وجود دارد که شما را از هر دغدغه و پریشان خاطری نجات میدهد.

آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ شخصی که از بیماری وسواسی رنج میبرد و به دعا و توسلات روی آورده بود، فرمود: مشکل شما در واقع از خود شما است و مقصر اصلی خودتان هستید و به همین دلیل دعای شما مستحبات نمیشود و علت اصلی آن ندانستن مسئله است. مسئله اصلی این است که بر شما واجب نیست یقین به طهارت و غسل و مانند آن پیدا کنید.

آنچه بر شما به عنوان یک وظیفه شرعی لازم است، این است که به مقدار سایر مردم آب بریزید و به همان قناعت کنید، هر چند شک در غسل و طهارت داشته باشید و ما مسئولیت شرعی این حکم را میپذیریم. شما از امروز فقط به مقدار مردم آب بریزید و با بدن نجس و حالت جنابت (به گمان خودتان) نماز بخوانید و هیچ اشکالی هم ندارد و نماز و روزه شما کاملاً صحیح است و ما به این وسیله بر شما و تمام افراد وسواسی اتمام حجت میکنیم و مخالفت با آن گناه است. ما از خداوند میخواهیم که به شما توفیق توجه به این مسئله را عنایت کند و از دام شیطانی نجات پیدا کنید. (۴)

با وجود چنین فتوای کاملاً صریح و آشکار جای هیچ گونه تردید و دو دلی بر شما باقی نمیماند و حجت بر شما تمام است. ما نیز هر جا که تصور میکنید اشتباه است و غلط به جا آوردید، مسئولیت آن را میپذیریم و برعهده میگیریم.

با وجود چنین مسئلهای شما به چیز زیادتری برای درمان این بیماری نیاز ندارید، در عین حال برای موقعیت بیشتر و اطمینان شما برای غلبه بر این بیماری، نکات چند و و توصیه هایی را برای شما بیان میکنیم:

۱ – به عواقب این بیماری توجه کنید و برای همیشه با آن خداحافظی کنید. به هم خوردن نظم فردی و اجتماعی و درون خانواده، ایجاد سوءظن، بی اعتنایی افراد، بی ارزش شدن، مورد تمسخر قرار گرفتن و حتی احکام و (دین اسلام)، ایجاد تنفر نسبت به احکام اسلام، بدبینی و به خدا و…

۲ – از کتابهای نوشته شده در این زمینه استفاده کنید، مانند وسواس نوشتهی آقای مصطفی زمانی

۳ – در نگاه دین اسلام، احکام دینی براساس دیدگاه عرفی مردم صحیح میباشد. بنابراین به گونهای عمل نکنید که هیچ مسلمانی، حتی پیامبر اسلام به آن گونه عمل نکرده است.

۴ – بر اثر وسواس و تکرار اعمال، عمر ارزشمند خود را هدر داده و در مقابل چیزی را به دست نیاوردهاید، حتی همان را که وسواس دارید، از دست داده و از واجبات دیگر عقب ماندهاید.

۵ – با خود این جمله را در موقع آرامش تکرار کنید: من به خواست خداوند، قطعاً بر این بیماری غلبه پیدا میکنم و توان آن را دارم.

۶ – به یکی از دوستان و نزدیکان که از بیماری شما آگاهی دارد و بیشتر اوقات با شما است، بگویید که در مواقع وسواسی عمل کردن و تکرار عمل به شما تذکر دهد و شما را از تکرار بازدارد.

۷ – در کارهای جمعی و گروهی بیشتر شرکت کنید، به خصوص در مواردی که دچار وسواس میشوید، مثلاً شرکت در نماز جماعت و…

۸ – فکر خود را به کارهای شایسته و ارزنده مشغول سازید، مانند مطالعه کتابهای مفید، تفریح و ورزش. سعی نماید هر روز صبح ده دقیقه ورزش نمایید تا با نشاط باشید.

۹ – ذکر لا اله الا الله و لا حول و لا قوه الا بالله را تکرار نماید، به خصوص در زمانی که فکر شما متوجه اعمال و افکار وسواسی میشود.

۱۰ – بعضی موارد لازم است خود را عزقه سازی کنید، یعنی خود را به نجاست آلوده کنید و برای چند دقیقه هیچ واکنشی به آن نشان ندهید تا مسئله نجاست و طهارت برای شما کاملاً عادی شود.

اطمینان داریم با توجه به توصیه هایی که شده و با توجه به سخن مرجع تقلید شما و آگاهی که به دست آوردهاید، میتواند در غلبه بر این بیماری هر چه زودتر ، بنابراین، هم کمک بزرگی به خود کردهاید و هم از تجربهای که به دست آوردهاید در کمک به دیگران که به این بیماری دچارند، استفاده خواهید کرد. و از انسانی که برای خود و دیگران مشکل فراوان ایجاد کردهاید، به انسانی که هم برای خود و هم برای دیگران مفید باشد، تبدیل خواهید شد.

در نامههای آینده ما را از وضعیت خود و مقدار موفقیت تان آگاه کنید.

پی نوشتها:

۱ – بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۱۲۴، ح ۲٫

۲ – اصول کافی، ج ۱، ص ۱۲، ح ۱۰٫

۳ – استفتائات، آیه الله فاضل لنکرانی، ج ۱، ص ۴۴، سؤال ۱۰۶٫

۴ – استفتائات جدید، آیت الله مکارم شیرازی، ص ۳۸ سؤال ۳۷٫

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.