مظالم عباد چگونه جبران می شود ؟

0 291

مظالم عباد: مظالمی است که از دیگران برعهده انسان است و بسیاری از آنها در دعای روز دوشنبه ذکر شده، حق الناس است که باید به گونه ای جبران شود و رضایت شخص جلب گردد

تا به پیروی آن دعا و استغفار و بخشش معنا پیدا کند از باب مثال:

اگر کسی مال دیگری را غصب کرده یا آبروی او را برده، در این جا استغفار و دعا فایده ندارد، بلکه باید مال را برگرداند یا آبروی ریخته را جبران کند.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یُشْهِدْ أَحَدا حِینَ فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ

وَ لا اتَّخَذَ مُعِینا حِینَ بَرَأَ النَّسَمَاتِ لَمْ یُشَارَکْ فِی الْإِلَهِیَّهِ وَ لَمْ یُظَاهَرْ فِی الْوَحْدَانِیَّهِ

کَلَّتِ الْأَلْسُنُ عَنْ غَایَهِ صِفَتِهِ وَ الْعُقُولُ عَنْ کُنْهِ مَعْرِفَتِهِ وَ تَوَاضَعَتِ الْجَبَابِرَهُ لِهَیْبَتِهِ

وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِخَشْیَتِهِ وَ انْقَادَ کُلُّ عَظِیمٍ لِعَظَمَتِهِ فَلَکَ الْحَمْدُ مُتَوَاتِرا مُتَّسِقا وَ مُتَوَالِیا مُسْتَوْسِقا [مُسْتَوْثِقا]

وَصَلَوَاتُهُ عَلَى رَسُولِهِ أَبَدا وَ سَلامُهُ دَائِما سَرْمَدا اللَّهُمَّ اجْعَلْ أَوَّلَ یَوْمِی هَذَا صَلاحا وَ أَوْسَطَهُ فَلاحا وَ آخِرَهُ نَجَاحا،

وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ یَوْمٍ أَوَّلُهُ فَزَعٌ وَ أَوْسَطُهُ جَزَعٌ وَ آخِرُهُ وَجَعٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ نَذْرٍ نَذَرْتُهُ

وَکُلِّ وَعْدٍ وَعَدْتُهُ وَ کُلِّ عَهْدٍ عَاهَدْتُهُ ثُمَّ لَمْ أَفِ بِهِ وَ أَسْأَلُکَ فِی مَظَالِمِ عِبَادِکَ

عِنْدِی فَأَیُّمَا عَبْدٍ مِنْ عَبِیدِکَ أَوْ أَمَهٍ مِنْ إِمَائِکَ کَانَتْ لَهُ قِبَلِی مَظْلِمَهٌ ظَلَمْتُهَا إِیَّاهُ فِی نَفْسِهِ

أَوْ فِی عِرْضِهِ أَوْ فِی مَالِهِ أَوْ فِی أَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ أَوْ غِیبَهٌ اغْتَبْتُهُ بِهَا أَوْ تَحَامُلٌ عَلَیْهِ بِمَیْلٍ

أَوْ هَوًى أَوْ أَنَفَهٍ أَوْ حَمِیَّهٍ أَوْ رِیَاءٍ أَوْ عَصَبِیَّهٍ غَائِبا کَانَ أَوْ شَاهِدا

وَ حَیّا کَانَ أَوْ مَیِّتا فَقَصُرَتْ یَدِی وَ ضَاقَ وُسْعِی عَنْ رَدِّهَا إِلَیْهِ وَ التَّحَلُّلِ مِنْهُ

احادیث در این خصوص بسیار است، از جمله ابی بصیر از امام صادق(ع) نقل میکند

من اکل من مال أخیه ظلماً و لم یردّه الیه أکل جذوهً من النار یوم القیامه(۱)

کسی که مال مردم را به ستم و ظلم بخورد و به او برنگرداند، گویا پارهای از آتش را در روز قیامت خورده است .

حدیث دوم نیز از امام صادق نقل شده:

الظلم ثلاثه ظلم یغفره الله و ظلم لا یغفره الله و ظلم لا یدعه الله…(۲)

ظلمی که خدا آن را میآمرزد، ظلمی که خدا آن را نمیآمرزد، ظلمی که رها نمیکند او را و ظلمی که خدا آن را میآمرزد، ظلم بر خویش است

شما به دنبال این مطالب هستید:

ظلمی که خدا آن را نمیآمرزد، شرک است و ظلمی که آدمی را رها نمیکند، بدهکاری مردم است.

در دعای فوق، حضرت امام سجاد (ع) از خداوند میخواهد که به نوعی بتواند حق الناس و مظلمه را جبران کند.

اگر مالی است، از طریق مالی، اما مهمتر از مسئله مالی، حق آبرویی است که در این دعا بیشتر بر آن تأکید شده است؛

زیرا آبروی مؤمن ارزشمندتر از مال است و جبران آن حلالیت شخص است.

این مسئله گاهی بسیار مشکل است. یا باید کار نیکی در حق او انجام داد، به نحوی که راضی شود یا امر خیری برای او انجام دهد تا در جهان آخرت ذخیره شود.

گاهی شخص در دسترس نیست و یا از دنیا رفته، در این موارد توصیه شده که برای او استغفار شود یا اعمال خیری انجام شده و ثواب آنها برای شخص فرستاده شود

یا اگر غیبت و تهمتی زده، حلالیت بطلبد. در هر حال این مسئله بسیار مشکل است، به گونه ای که امام معصوم از خداوند طلب میکند در این راه او را یاری دهد.

یاری دادن از چند طریق میتواند باشد:

به انسان توفیق میدهد که هیچ گاه حق انسان دیگر پایمال نکرده، یا پس از اشتباه بتواند آن را زود جبران کند تا فرصت جبران را از دست ندهد

دل انسانی را که حق او پایمال شده نرم میکند تا شخص را مورد گذشت و عفو قرار دهد

خداوند به آن شخص که حق او پایمال شده، لطف و عنایت در آخرت مینماید تا به نوعی حق پایمال شده، جبران شده و او راضی گردد.

از مجموع روایات استفاده میشود که مظالم عباد که در متن دعا آمده، عبارت است از:

مطلق حقوق الناس و بدهی های مالی که از راه ستم و زور مانند دزدی، غصب، کم فروشی، خیانت و امثال اینها جمع آوری شود و بر ذمه انسان است

اگر عین آن موجود است، باید کار آنها را برگرداند و اگر موجود نیست، قیمت آن را بدهد.

چون منشأ به دست آمدن آنها ظلم و تجاوزم بوده است، به آنها مظلمه و مظالم عباد گفته اند.

در هر صورت حکم آنها همان است که بیان شد. اگر شخصی در دسترس نباشد و مظالم از نوع مالی باشد

باید از طرف او  صدقه داده شود یا با حاکم شرع (مرجع تقلید) مصالحه شود و یا در صورتی از دنیا رفته، به وارثان او داده شود.(۳)

حق‌الله

۱.وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص۱۴۴

۲.همان، ج ۱۱، ص۳۴۲

۳.آیه الله فاضل، جامع المسائل، ج ۲، ص ۳۹۷٫

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.