علائم و نشانه های کسی که دارای چشم برزخی و چشم بصیرت است چیست؟

چشم برزخی
0 575

ابتدا برای این که ببینیم، بحثی مانند چشم برزخی ، در کجای معارف ما قرار دارد، مقدمه کوتاهی عرض می کنیم:

 

در عالم واقع و خارج، ما برای شناخت محیط اطراف خود و غیر محسوسات، نیاز به ابزارهایی داریم؛ مثلا اگر چشم یا گوش نداشته باشیم از داشتن برخی از علوم و فهم ها محروم هستیم. تعداد این ابزار بین همه دانشمندان اتفاقی نیست. افلاطون فقط عقل را ابزار شناخت می داند. در مقابل دانشمندان حسی اروپا؛ مانند “یوم” نقش عقل را بسیار ضعیف می دانند و همه نقش ها را مربوط به حس می دانند. [۱] در بین دانشمندان اسلامی چند ابزار برای شناخت مسلم است. اول حس؛ مانند حس بینایی، حس شنوایی و … . دوم؛ عقل و سوم؛ دل.

 

بنابراین، طبق این ابزار ها، ما دارای چند نوع شناخت هستیم:

۱. شناخت حسی؛ همه علومی که به وسیله حس به دست می آید.

۲. شناخت عقلی؛ مانند منطق و فلسفه.

۳. شناخت شهودی؛ علومی که از راه عرفان و شهود به دست می آیند. [۲] ، [۳]

 

تمام راه های به دست آوردن علوم، از طریق کشفیات درونی و مکاشفات و چشم برزخی که نوعی از انواع مکاشفات است، مربوط به شناخت شهودی است.

شناخت شهودی از مسلمات معارف اسلامی و قرآنی ما است. رسیدن به این مرحله فقط با تزکیه دل و تقوای الاهی و شدت ورع به دست می آید، به طوری که ملاصدرا در تعریف علم مکاشفه می گوید: “علم مکاشفه، نوری است که بعد از پاک کردن قلب و دل؛ از زنگار صفات ناپسند، در قلب انسان ظاهر می شود”. [۴]

قرآن کریم در این باره می فرماید: “اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، براى شما وسیله‏ اى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مى‏دهد (روشن‏بینى خاصّى که در پرتو آن، حق را از باطل خواهید شناخت) و گناهانتان را مى‏پوشاند و شما را می آمرزد و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است!”. [۵]

یا می فرماید: “و آنها که در راه ما (با خلوص نیت) جهاد کنند، قطعاً به راه‏هاى خود، هدایتشان خواهیم کرد و خداوند با نیکوکاران است”. [۶] همان طور که بیان شد تنها راه به دست آوردن این نو ع شناخت، فقط از راه تزکیه دل از ناپاکی ها به دست می آید، تا بعد از آن نور حقیقت بتواند در آن بتابد. ادله اثبات این نوع شناخت فراوان و گسترده است که از حوصله این سؤال خارج است، ولی همین مقدار باید گفت که در میان فلاسفه اروپایی هم کسانی؛ مانند “ویلیام جیمز” و عده زیاد دیگری، شناخت شهودی را قبول دارند. [۷]

چشم برزخی

واردات (آنچه بر قلب انسان الهام می شود) قلبى و مکاشفات به چهار دسته تقسیم مى شوند:

۱. وارداتى که به علوم و معارف مربوط اند. این نوع واردات “ربانى” نامیده مى شوند.

۲. وارداتى که به خیرات و ملکات فاضله فرا مى خوانند. این دسته، “مَلَکى” خوانده مى شود.

۳. وارداتى که به لذّت هاى نفسانى دعوت مى کنند. این قسم، “نفسانى” نامیده مى شوند.

۴. وارداتـى که بـه تمرّد و عصیان از حق فرا مى خوانند. این نوع “شیطانى” خوانـده مـى شوند. [۸]

 

با توجه به این مطالب، مشخص شد که هر امر غیر حسی را نمی توان الهام ربانی دانست؛ زیرا در این مرحله، بسیار اتفاق می افتد که واردات نفسانی و شیطانی بر عده ای با واردات ربانی اشتباه می شود. رشید الدین میبدی درباره ظرافت تشخیص واردات قلبی از قول عارفی می گوید: “اگر شخصی وارد بوستانی شد و دید همه پرندگان بر روی شاخه ها به او می گویند: سلام برتو ای ولی خدا، اگر نترسد که این مکر و حیله باشد، البته که مورد نیرنگ واقع شده است”. [۹]

 

معیارهای تشخیص:

۱. این واردات قلبی صرف نظر از این که برای خود شخص باشد و یا کس دیگری ادعا کرده باشد، نباید مخالف احکام عقلی باشد. یکی از مهم ترین این احکام این است که واردات نباید هیچ ظلمی را (با معنای وسیع ظلم) تأیید کند، بلکه باید عدل را تایید و ظلم را تقبیح کند.

۲. این واردات نباید مخالف معارف دینی باشد. تشخیص این مورد با کارشناسان دینی است.

۳. این واردات نباید با احکام دینی مغایرت داشته باشد. اگر این واردات افراد را به لاقیدی و پشت پا زدن به مظاهر دینی ترغیب کند، یقیناً واردات ربانی نیست؛ زیرا کامل ترین افراد؛ مانند رسول اکرم (ص) و دیگر ائمه (ع) پیوسته به این امور پایبند بوده اند.

۴. شخصی که چنین ادعاهایی؛ مانند داشتن چشم برزخی، دارد، باید شخص وارسته و پاکی باشد تا بتوان این احتمال را برای او داد، اضافه بر این که هیچ گاه سوء استفاده نکند و در صدد ضربه زدن به اشخاص نباشد. و پایبند به مسائل شرعی باشد؛ زیرا گفتیم که این امور فقط با تهذیب نفس به دست می آید و اگر کسی از غیر این طریق، دست به خارق العاده ها بزند، هرگز مورد اعتماد نیست.

 

برای شناخت صفات انسان های صاحب کرامت به سؤال ۴۸ (سایت: ۲۸۴) مراجعه کنید.

 

[۱] مطهری، مرتضی، مسئله شناخت، ص۴۸ و ۴۹، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۷۶.

[۲] مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ص ۳۶، انتشارات بین الملل، تهران، ۱۳۷۷.

[۳] در این باره می توانید به نمایه: امکان شناخت خدا، سؤال ۹۸مراجعه کنید.

[۴] صدر المتالهین شیرازی، محمد بن ابراهیم، تفسیر القران الکریم، ج ۲، ص ۶۹، نشر بیدار، قم، ۱۳۶۶.

[۵] انفال، ۲۹.

[۶] عنکبوت، ۶۹، این مجاهده، مجاهده نفسانی را هم شامل می شود. نک : مسئله شناخت، ص ۶۷ تا ۷۲.

[۷] نک: مسئله شناخت، ص ۶۶

[۸] مقاله بررسى رابطه مکاشفه در عرفان اسلامی و تـجربه دینى در عرفان و فلسفه غـربى، محسن قمى و محمد حسین زاده. برگرفته از سایت تبیان.

[۹] میبدی، رشیدالدین احمد بن ابی سعد، کشف الاسرار، ج ۷،ص ۲۲۲، انتشارات امیر کبیر، تهران،۱۳۷۱.

 

منبع : اسلام کوئست

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.