چگونه میتوان فردی را از کارهای حرام نهی کرد؟

0 20

به نظر میرسد که سؤال قدری تناقض داشته باشد، زیرا اگر شیوه امر به معروف در کسی اثری نداشته باشد، پس نمیتوان به هیچ طریقی او را از عمل ناپسند و کارهای حرام بازداشت، اما شاید در مورد چنین شخصی شیوه صحیح امر به معروف و نهی از منکر به کار نمیرود.

در بیشتر اوقات چون توصیه و نصیحتهای ما، آگاهانه و از روی اصول تربیتی انجام نمیگیرد، نتیجه مطلوبی به دست نمیدهد. از این رو به طور اجمال شیوههای برخورد با افراد خطاکار خدمتتان پیشنهاد میشود :

اول: دادن شخصیت؛ در برخورد با یک فرد خطاکار نباید از طریق توهین به شخصیت وی لطمه وارد ساخت. به عنوان مثال: مدیر دبیرستان وقتی بخواهد دانش آموزی را در مورد لغزشی که انجام داده، نصیحت کند و او را باز دارد، شایسته است در دفتر کار خود بدون اطلاع دیگران این کار را انجام دهد. این نوع برخورد اثر زیادی دارد. اصولاً هر چه قدر بتوان با خطاکار برخورد ملایم و مؤدبانه و مخفیانه داشته باشیم، شخصیت او را

لکه دار نکردهایم ،زیرا طبیعت بشر به گونهای است که اگر شخصیتش مورد اهانت و توهین قرار گیرد، واکنش نشان میدهد.

دوم: جلب اعتماد؛ امام علی علیهالسلام میفرماید: قلوب الرجال وحشیه فمن تألفها، اقبلت علیه؛ دلهای نهج البلاغه، کلمات قصار، ح ۴۷٫

مردم وحشی است، پس هر کسی که دلها را جذب کند، به او روی خواهند آورد.

امام علی به ما روش معاشرت را یاد میدهد. منظور حضرت این است که دلهای انسانها نسبت به یکدیگر متمایز است. اگر کسی در جذب آنها مهارت داشته باشد، به آن شخص روی آورده و او را پذیرا میشوند، به همین جهت پس از جلب اعتماد میتواند در آنها نفوذ کرد. یکی از راههای جلب، احسان و محبت است.

در حدیث است: الأنسان عبیدالأحسان طبیعت آدمی به گونهای است که در برابر نیکیها فروتنی نشان میزان الحکمه، ج ۱، ص ۴۱، چاپ جدید.

میدهد. وقتی خضوع پیدا کرد و اعتمادش جلب شد، آن موقع میتوان او را ارشاد کرد. البته او خواهد پذیرفت، ولی متأسفانه ما دل افراد را با عمل و محبت جذب نمیکنیم. حتی رسول اکرم صلی الله وعلیه وآله اگر اعتماد مردم را به خود جلب نمیکردند و در زندگی آن صداقت و امانت داری را نداشتند، مردم هیچ گاه سخنان ایشان را با جان دل گوش نمیدادند و انسانها را نمیتوانست چنین پاک و شجاع تربیت نماید.

سوم: باز زبان طرف و به اندازه فهم مخاطب؛ قرآن مجید درباره شیوه برخورد میفرماید: ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن ای رسول، خلق را به حکمت و برهان و موعظه نحل (۱۶) آیه ۱۲۵٫

نیکو به راه خدا دعوت کن و به بهترین طریق با اهل جدل مناظره کن. خداوند در این آیه میفرماید که با یک

دسته از مردم باید با حکمت و استدلال صحبت کرد؛ با گروه دیگر باید با موعظه و نصیحت سخن گفت، بنابراین لازم است میزان درک مخاطب را فهمید و دید که چه قدر میفهمد و با چه زبانی متوجه میشود. این

قاعده در باب مسئله امر به معروف و تربیت بسیار مهم است که متأسفانه کمتر رعایت میشود و غالباً ما با

ملامت و سرزنش با خطاکار صحبت میکنیم به هر حال با زبان مخاطب صحبت کردن و ساده گفتن بسیار مؤثر است.

چهارم: در نظر گرفتن وضعیت روحی و روانی؛ امام علیعلیهالسلام در این باره فرمودهاند: همانا قلبها برای

پذیرفتن نصیحت، گاه روی میآورد و گاه نمیپذیرد. پس در مواقع پذیرش، آنها را دریابید، زیرا اگر دلها نسبت به چیزی اکراه داشته باشند، در آن مورد کور بوده و چیزی را نمیبینند. در این حدیث امام نهج البلاغه، کلمات قصار، حدیث ۱۸۴٫

میفرماید: باید موقعیت معصیت کار را در نظر گرفت و زمان آمادگی پند و اندرز را فهمید.

در غیر این صورت ممکن است اصلاً چیزی را قبول نکند. اگر جوانی مشغول بازی فوتبال است یا کسی را که مشغول کار خلاف است، در همان وقت نمیتوان امر به معروف و نهی از منکر کرد. نیز در حال عصبانیت نمیتوان او را نصیحت کرد، زیرا پذیرش ندارد.

پنجم: ارشاد باید از نکات مورد اتفاق شروع شود؛

در برخورد خطاکار لازم است نقاط مشترکی را که همه قبول دارند گفت تا سرانجام به نقاط اختلاف برسند. در مسئله امر به معروف و نهی از منکر شاید بهترین روش، روش سقراطی (قابلهای) باشد، یعنی همان طور که قابله بچه را از شکم مادر بیرون میکشد، باید پاسخ سؤالات را از افراد عاصی بیرون کشید، مثلاً در برخورد با

خانم خطاکار میتوان این صورت صحبت کرد: آیا شما قبول دارید که انسان هستیم، آیا قبول دارید که نظام انسانی قانون و ضوابط اخلاقی لازم دارد، آیا انسان با عفت ارزش دارد یا بی عفت، آیا دختران عفیف بیشتر

خریدار دارند یا غیر عفیف؟ مسلّماً جواب همه پرسشها را مثبت میدهد. سپس باید روی این اقرارها تأکید کرد و اما از این جا به بعد به نقاط اختلاف بپردازیم و نسبت به اصلاح آن اقدام نماییم.

ششم: توجه دادن شخص به آثار و نتایج نامطلوبی که از عمل ناشایست و کارهای حرام ایجاد میشود؛

بعضی به نتایج کارهایی که میکنند، توجه ندارند. نتایج سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، انسانی و خانوادگی. نیم میدانند گناه نسبت به قلب و دل و دل انسان چه میکند. روابط انسانی را میان آدمها تیره میکند و نتایج نامطلوب به بار میآورد. توجه دادن به این اقرار با در نظر گرفتن نکات قبلی میتواند مفید باشد.

در صورتی که روشهای مزبور فایدهای نداشت و فرد خاطی آگاه نشد و ترک گناه نکرد، از شیوههای غیر مستقیم استفاده شود:

۱ – از بین بردن زمینه گناه و معصیت مانند: ایجاد کار و ازدواج؛

۲ – برقراری ارتباط دوستانه وی با افراد صالح؛

۳ – اهدای کتاب و تشویق به خواندن آنها؛

۴ – تشویق به ورزش؛

۵ – کمک گرفتن از مربیان و معلمان با نفوذ؛

در نهایت با روبرگرداندن و اظهار ناراحتی میتوانید او را نسبت به عمل ناپسند آگاه کنید؛ البته اگر اظهار ناراحتی شما برای او مهم باشد و تاثیر مثبت داشته باشد. در غیر این صورت حداقل از نظر درونی و قلبی نسبت به عمل ناپسند او ناراحت باشند و اظهار تنفر کنید.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.