آیا ملائک دارای اراده و اختیار هستند؟

0 51

از نظر حکما و عرفای اسلامی همه ی موجودات عالم، دارای حیات، شعور، اراده و اختیارند. اساساً اراده و اختیار خود از امور مجرّد(غیر مادّی) بوده که سنخ وجود ملائک است. و اگر موجودات مادّی نظیر انسان و حیوان به وضوح دارای این صفاتند به خاطر داشتن نفس قوی غیر مادّی (مجرد) است.
در گیاهان و جمادات نیز این دو صفت وجود دارند لکن به خاطر ضعف وجود آنها اراده و اختیارشان قابل فهم نیست.
ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعینَ؛[فصلت/۱۱] (خداوند متعال ) به آن (آسمان سپس به آسمان پرداخت و آن دودى بود. پس به آسمان و زمین گفت: خواه یا ناخواه بیایید. گفتند: فرمانبردار آمدیم.

 لذا اگر موجودات مادّی به خاطر داشتن نفس مجرّد دارای اراده و اختیارند، ملائک که مجرّد خالصند به نحو اولی دارای این دو صفتند. چون صفات کمال، که اراده و اختیار نیز جزء آنها هستند، در مجرّدات بسیار قویتر از موجودات مادّی وجود دارند. از اینرو خداوند متعال که فوق مجرّد است از بالاترین مرتبه ی اراده و اختیار نیز برخوردار است.

البته باید توجّه داشت که تفاوتی بین اراده انسان و اراده ملائک وجود دارد و آن اینکه اراده ملائک به امور شهوانی و پست تعلق نمی گیرد و همیشه نیکی را اراده می کنند و انجام می دهند. در حالی که انسان ممکن است با اراده خود به سراغ امور ناپسند رفته و آن ها را انجام دهد. چون ملائک عقل خالص هستند. در حالی که انسان ترکیبی از عقل و شهوت است:
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَکَّبَ فِی الْمَلَائِکَهِ عَقْلًا بِلَا شَهْوَهٍ وَ رَکَّبَ فِی الْبَهَائِمِ شَهْوَهً بِلَا عَقْلٍ وَ رَکَّبَ فِی بَنِی آدَمَ کِلْتَیْهِمَا فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَیْرٌ مِنَ الْمَلَائِکَهِ وَ مَنْ غَلَبَ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهَائِم؛[۱] امیر المؤمنین على علیه السّلام فرمودند:  خدا عزّ و جلّ بفرشته‏ها عقل بى‌‏شهوت داده و ببهائم شهوت بى‌‏عقل و بآدمى هر دو را داده و هر که عقلش را بر شهوتش چیره سازد، بهتر از فرشته‌‏ها است و هر که شهوتش را بر عقلش چیره سازد بدتر از بهائم است.

علامه طباطبایی درباره نوع تکلیف و عمل ملائک می فرمایند:  آیه شریفه«لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ؛[تحریم/۶] هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى‌‏کنند و آنچه را فرمان داده شده‏‌اند (به طور کامل) اجرا مى‌‏نمایند!»  تنها مى‌‏خواهد بفرماید: ملائکه محض اطاعتند، و در آنها معصیت نیست، و به اطلاقش شامل دنیا و آخرت هر دو مى‏‌شود، پس ملائکه نه در دنیا عصیان دارند و نه در آخرت … و نیز تکلیف ملائکه از سنخ تکلیف معهود در مجتمع بشرى ما نیست، چون در بین ما انسانهاى اجتماعى تکلیف عبارت از این است که تکلیف کننده اراده خود را متعلق به فعل مکلف کند، و این تعلق امرى است اعتبارى، که دنبالش پاى ثواب و عقاب به میان مى‏‌آید، یعنى اگر مکلف موجودى داراى اختیار باشد، و به اختیار خود اراده تکلیف کننده را انجام بدهد، مستحق پاداش مى‌‏شود، و اگر ندهد سزاوار عقاب مى‌‏گردد، و در چنین ظرفى یعنى ظرف اجتماع، و نسبت به چنین تعلقى یعنى تعلق اعتبارى البته، هم فرض اطاعت هست و هم فرض معصیت، هم ممکن است مکلف فعل مورد اراده تکلیف کننده را بیاورد و هم ممکن است نیاورد.
اما در غیر ظرف اجتماع مثلا در بین ملائکه که زندگیشان اجتماعى نیست، و اعتبار در آن راه ندارد، تا فرض اطاعت و معصیت هر دو در آن راه داشته باشد، تکلیف هم معناى دیگرى دارد، آرى ملائکه خلقى از مخلوقات خدایند، داراى ذواتى طاهره و نوریه، که اراده ‏نمى‌‏کنند مگر آنچه خدا اراده کرده باشد، و انجام نمى‌‏دهند مگر آنچه او مامورشان کرده باشد، هم چنان که فرمود:«بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ * لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ[انبیاء، آیات ۲۶و۲۷] تنها [فرشتگان‏] بندگان شایسته اویند. هرگز در سخن بر او پیشى نمى‌‏گیرند و (پیوسته) به فرمان او عمل مى‌‏کنند.»

و به همین جهت در عالم فرشتگان جزا و پاداشى نیست، نه ثوابى و نه عقابى، و در حقیقت ملائکه مکلف به تکالیف تکوینى‌‏اند، نه امر و نهى‌‏هاى تشریعى، و تکالیف تکوینیشان هم به خاطر اختلافى که در درجات آنان هست مختلف است، هم چنان که در جاى دیگر قرآن آمده:« وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ؛[صافات/۱۶۴] و هیچ یک از ما نیست جز آنکه مقام معلومى دارد» ، و نیز از خود ملائکه نقل کرده که مى‏‌گویند:« وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّکَ لَهُ ما بَیْنَ أَیْدِینا وَ ما خَلْفَنا؛[مریم/۶۴] و ما جز به فرمان پروردگار تو فرود نمى‌‏آییم. آنچه در پیش روى ما و پشت سر ما و میان این دو قرار دارد از آنِ اوست.»[۲]

[۱]. بحار الأنوار، ج‏۵۷، ص۲۹۹.
[۲]. ترجمه المیزان، ج‏۱۹، ص: ۵۶۲.

منبع : شهر سوال

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.