تفسیر فرازهای دوم تا هفتم خطبه صدوسیهفتم که درباره اقدامات نادرست طلحه و زبیر در برابر علی(ع) ایراد شده چیست؟

0 8

[سوگند به خدا، آنان منکری (امر ناشایستی) نتوانستهاند به من نسبت دهند. آنان مابین من و خودشان انصاف نکردند و آنان حقی را طلب میکنند که خود آن را رها کردهاندو خونی را مطالبه مینمایند که خود آن را ریختهاند. اگر من در کاری که کردهاند، با آنان شریک بودهام، پس آنان نیز در همان کار سهمی دارند. و اگر آنان خود به تنهایی آن کار را مرتکب شده اند، قرار گرفتن تحت تعقیب و مطالبه بجز آنان هیچ احدی را نشاید.]
آن نابکاران هیچ جرمی را از من ندیدهاند، حقی را میخواهند که خود آن را رها کردهاند.
این هم یکی از نابخردیهای نوع بشر است که همانگونه که با کمال وقاحت مجرم را تبرئه می کند و چه بسا جایزه و پاداشی هم به او میدهد! انسانهای مبرّا و بیگناه را هم مجرم قلمداد میکند! و هیچ توجهی به این اصل ضروری انسانی نمیکند که مجرم را تبرئه کردن خیانت به قانون و پایمال کردن حقوق دیگران است، همچنین با کمال وقاحت، انسانی مبرّا و دست پاک، و پیشانی سفید و دل صاف و طاهر را مجرم و بدکردار معرفی مینماید!.
چه بگوییم درباره آن نابخردان نابکار! آیا واقعاً آنان علی را میشناختند و به او تهمت میزدند و او را درباره خون عثمان مجرم قلمداد میکردند! اگر این احتمال صحیح باشد، یعنی آنان میدانستند که علی(ع) از پای در آوردن حیات محقرترین جاندار را مخالف ناموس هستی و قانون الهی دانسته و محال بود که چنان امر ناشایستی را مرتکب شود، چگونه به خود اجازه میدادند که پاکترین دست چنین جانشناس را آلوده به خون عثمان معرفی نمایند! و اگر آنان علی(ع) را واقعاً نمیشناختند. حداقل میبایست یک حادثه کوچک یا یک انسان معمولی را به عنوان شاهد برای شرکت آن بزگوار بر قتل عثمان ارائه بدهند. اگر تاریخ را بطور لازم و کافی مورد بررسی و تحقیق قرار بدهیم، خواهیم دید: همین دو نفر (طلحه و زبیر) از مهمترین عوامل قتل عثمان بودهاند. این قضیه را ابنابیالحدید در شرح وَدَمَاً هُمْ سَفَکوهُ چنین آورده است: « یعنی خون عثمان، و طلحه شدیدترین تحریک را به کشتن عثمان نموده است و زبیر سبکتر از او، مردم را تشویق به این کار کرده است. روایت شده است که عثمان گفته است، وای بر فرزند زن حضرمیهـ یعنی طلحه- من چند بُهار طلا به او دادهام و او مردم را به ریختن خون من تحریک و تشویق میکند! خدایا، طلحه را از آن مال بهرهمند مساز و عواقب ظلم او را به او نصیب فرما. و کسانیکه تصنیفی در حادثه یومالدار (روز محاصره و قتل عثمان در خانهاش) نمودند، روایت کردهاند که در آن روز که عثمان کشته شد، طلحه روی خود را با پارچه پوشانده بود که از چشمان مردم پوشیده باشد، او به خانه عثمان تیراندازی میکرد. نیز روایت شده است: وقتی که مردم از ورود به خانه عثمان جلوگیری شدند، طلحه آنها را به خانه بعضی از انصار برد و آنان را به پشت بام آن خانه رساند و از آن پشت بام به خانه عثمان سنگر گرفتند و او را کشتند. و نیز روایت کردهاند که: زبیر میگفت: بکشید عثمان را او دین شما را تغییر داده است. به او گفتند پسرت در خانه عثمان از وی حمایت میکند؟ زبیر در پاسخ آنان گفت: از کشته شدن عثمان کراهتی ندارم اگر چه پیش از او پسرم کشته شود، عثمان فردا لاشهای است بر سر راه. مروان بن الحکم در جنگ جمل گفته است: سوگند به خدا، نخواهم گذاشت: خون وابسته به من هدر برود، و قطعاً طلحه را به خونخواهی عثمان میکشم، زیرا او است که عثمان را کشته است، سپس تیری به طرف او انداخت که به طرف ران او اصابت کرد و به جهت خونریزی از آن زخم مرد. (همان/۳۶) ابنابیالحدید میگوید: «اما نفرینی که امیرالمؤمنین(ع) درباره آن دو نفر فرمود، اجابت شد. یعنی با سوء عاقبت از این دنیا رخت بر بستند» (مأخذ مزبور/۳۹)
—————————————————————————-

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.