دیدگاه قرآن در مورد بقای روح پس از مرگ چیست؟

0 27

آیاتی که بر این قسمت دلالت دارد، بر دو دستهاند:
۱ـ آیاتی که صریحاً به زنده بودن شهیدان راه خدا پس از مرگ و زنده بودن افراد برتر،
از اهل ایمان، و سران کفر، شهادت میدهند و صراحت آنها به پایهای است که هرگز
نمیتوان دلالت آنها را انکار کرد.
آیاتی که گواهی میدهد که ارتباط و پیوند انسانهای آن جهان با انسانهای این نشأت
قطع و بریده نشده است و آنان از اوضاع این جهان کم و بیش آگاهی دارند.
اینک آیاتی که از قاطعیت و صراحت برخوردار است:
۱ـ شهیدان راه خدا زندهاند
«وَ لاتَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ الله أَموات بَلْ أَحْیاء وَ لکِنْ لا
تَشْعُرُونَ» بقره/ ۱۵۴٫
[به افرادی که در راه خدا کشته میشوند مرده نگویید، بلکه آنان زندهاند ولی شما
درک نمیکنید].
اگر ذیل آیه نبود (شما درک نمیکنید) ممکن بود تصور شود که مقصود از زنده بودن
شهیدان راه خدا، همان حیات اجتماعی آنان است، زیرا گروه فداکار، پیوسته در قلوب و
افکار مردم، جای داشته و نام و صفات آنان بر نوک قلمها و خامههاست و فداکاریهای
آنان خطوط طلایی صفحات تاریخ ملتها را تشکیل میدهد، امّا ذیل آیه، این پندار را
نفی میکند، زیرا اگر مقصود حیات اجتماعی بود، این مطلبی نبود که بر امت اسلامی و
بالأخص افراد بیدار و روشن مخفی و پنهان بماند، تا قرآن مؤکداً در دو سوره مطرح
نماید.
«فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالْذِینَ لَمْ
یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلّا خوف عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»
[به افرادی که پشت سر آنان قرار دارند و به آنها نپیوستهاند، بشارت میدهند (و یا
اظهار خوشحالی میکنند) که ترس و اندوهی برای آنان نیست].
«یَسْنَبْشِرُونَ بِنِعْمَهٍ مِنَ اللهِ وَفَضْلٍ وَ انّ اللهَ لا یُضیعُ أَجْرَ
المُؤْمنینَ» آلعمران/ ۱۶۹ ـ ۱۷۱
[به نعمتهای الهی ابراز خوشحالی نموده به راستی خداوند، پاداش افراد با ایمان را
ضایع نمیسازد].
این قسمت از آیات، از نظر صراحت و قاطعیت در درجه بسیار بالاتر قرار دارند، و در
این آیات شهیدان راه حق نه تنها حی و زنده خوانده شدهاند، بلکه به صراحت گفته شده
است که آنان از آثار جسمانی و معنوی حیات، کاملاً برخوردارند.
روزی میخورند، و این خود از آثار جسمانی یک موجود زنده است، شادمان و خوشحالند و
این خود از آثار روحی و نفسانی یک فرد زنده است.
۲ـ مؤمن سوره یس زنده است
حضرت مسیح(ع) سه نفر مبلّغ به اطراف اعزام کرد، مردم آن منطقه به انکار دعوت آنان
پرداختند جز یک نفر که از نقطه دور شهر آمده بود، به او ایمان آورد، در این موقع،
مردم به سوی او هجوم آورند و او را کشتند، پس از کشته شدن چنین پیام فرستاد:
«إِنِّی آمَنْتُ بِرَبَّکُمْ فَاسْمَعُون قِیلَ ادْخُلِ الجَنَّهَ قالَ یا لَیْتَ
قَومِی یَعْلَمُونَ * بِما غَفَرلِی رَبِی وَ جَعَلَنی مِنَ المُکْرَمینَ» یس/ ۲۵ ـ
۲۷٫
[وی گفت: من به خدای شماها (فرستادهها) ایمان آوردم، (به خاطر همین ایمان) به او
گفته شد: وارد بهشت شو، وی گفت: ای کاش قوم من میدانستند که خدای من، مرا بخشید و
گرامی داشت].
مقصود از بهشت که به او گفته شد، وارد آن گردد، بهشت برزخی است نه اخروی، به گواه
این که وی آرزو میکند که ای کاش قوم من میدانستند که خدایم مرا بخشید و گرامی
داشت، آرزوی چنین آگاهی با جهان آخرت که حجاب و پردهها از برابر دیدگان انسانها
برداشته میشود، و افراد از وضع یکدیگر آگاه میباشند، مناسب نیست، بلکه چنین
ناآگاهی با این جهان مناسب است که انسانهای این نشأت از وضع انسانهای نشأت دیگر
آگاهی ندارند و آیات قرآن بر این مطلب گواهی میدهند.
گذشته از این، در آیات بعدی روشن میسازد که پس از درگذشت و بخشیده شدن و دخول او
به بهشت، چراغ زندگی قوم او با یک صیحه آسمانی خاموش گشت.
«إِنْ کانَتْ إِلّا صَیْحَهً واحِدَهً فَإِذاهُمْ خامِدُونَ» یس/ ۲۸ ـ ۲۹٫
[چیزی نبود، جز یک صیحه ناگهانی که همگی به خاموشی گراییدند].
از این دو آیه استفاده میشود که پس از ورود او به بهشت، قوم وی در این جهان
میزیستند که ناگهان مرگ، آنان را فرا گرفت و چنین بهشتی، جز بهشت برزخی چیزی
نمیتواند باشد.
۳ ـ فرعونیان بر آتش عرضه میشوند
«اَلنّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوّاً وَ عَشِیّاً وَ یَومَ تَقُومُ السّاعهُ
أدخِلُوا آلَ فِرْعَونَ أَشَدَّ العَذابِ» غافر/ ۴۶
[آل فرعون صبح و عصر، بر آتش، نشان داده میشوند، روزی که آخرت بر پا میگردد حکم
میشود که آل فرعون را بر سختترین عذاب وارد سازید].
با توجه به مفاد دو بخش آیه، بقا و حیات آنان در جهان برزخ روشن میگردد، زیرا:
پیش از رسیدن قیامت، صبح و عصر بر آتش عرضه و نشان داده میشوند، ولی پس از برپا
گشتن قیامت به سختترین عذاب وارد میگردند.
اگر ذیل آیه «وَ یَومَ تَقُومُ السّاعه» نبود، مفاد بخش نخست چندان روشن نبود، ولی
با توجه به ذیل آیه، روشن میگردد که مقصود همان دوران برزخ است و گرنه تقابل دو
جمله صحیح نخواهد بود.
گذشته از این، موضوع صبح و عصر نیز گواهی میدهد که مقصود سرای رستاخیز نیست زیرا
در آن سرا، صبح وعصری وجود ندارد.
۴ـامت نوح پس از غرق، وارد آتش شدند
«مِمّا خطیئاتِهِمْ أُغْرِقُوا فأُدْخِلُوا ناراً فَلَم یَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ
اللهِ أَنْصاراً» نوح/ ۲۵
[به خاطر خطاهایی که مرتکب شده بودند، غرق شدند و در نتیجه وارد آتش گشتند، و جز
خدا، برای خود کمک و یاوری ندیدند].
ممکن است تصور شود که، ورود آنان به آتش چون قطعی بود از این جهت به لفظ ماضی آورده
شد «فأُدْخِلُوا ناراً»، ولی یک چنین تأویل، علاوه بر اینکه بدون شاهد صحیح نیست،
بر خلاف ظاهر آیه میباشد.
اگر مقصود این بود، لازم بود به جای «فَأُدخِلوا» «ثمّ ادخلوا» بگوید، زیرا
بنابراین احتمال میان غرق و ورود به آتش سالیان درازی فاصله وجود دارد.
بنابراین تأویل، باز ناچاریم جمله «فَلَمْ یَجِدُوا» را که حاکی از گذشته است، نیز
تأویل کرده و از طریق محقق الوقوع بودن، تفسیر کنیم و بگوییم چون محقق الوقوع بود
از این جهت جمله «لم یجدوا» که بر گذشته دلالت میکند آورده است . این همه تأویل
بدون شاهد، صحیح نیست.
برای بقای حیات روح انسانی یک رشته آیات دیگری نیز دلالت دارند که از نظر دلالت و
قاطعیت به پایه آیات پیش نمیرسند ولی به گونهای میتوان بقای حیات را از آنها
استفاده نمود، اینک به برخی از این آیات اشاره میشود.
۱ـ«حَتّی إِذا جآءَ أْحَدَهُمُ المَوتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّی أَعْمَلُ
صالِحاً فِیما تَرَکْتُ کَلّا إِنَّها کَلِمَه هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ
بَرْزَخ إِلی یَومِ یُبْعٍُونَ» مؤمنون/ ۹۹ ـ ۱۰۰
[هنگامی که مرگ یکی از آنان فرا رسید میگوید: پروردگارا! مرا باز گردانید، شاید در
مورد آنچه ترک کردهام عمل شایستهای انجام دهم، نه هرگز بازگشت ممکن نیست، این
کلمهای است که وی گوینده آن میباشد، پیش روی آنان برزخی است تا روزی که برانگیخه
شوند].
لفظ «وراء» در لغت و قرآن به معنی پیشرو استعمال شده است مانند:
«… وَ کانَ وراءَهُمْ مَلِک یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَهٍ غَصْباً» کهف/ ۷۹
[پیش روی مستمندانی که در دریا کار میکردند، فرمانروایی بود که کشتیها را به زور
میگرفت].
و در آیه مورد بحث نیز، به معنی پیشرو است.
«برزخ» به معنی فاصله میان دو چیز است مانند:
«بَیْنَهُما بَرْزَخ لا یَبْغِیان» الرحمن/ ۲۰
[میان دو دریا فاصله است که از به هم آمیخه شدن آبهای دو دریا، جلوگیری میکند].

اگر تنها به لفظ «برزخ» توجه کنیم آیه گواه بر وجود حیات در برزخ نیست.
ولی اگر مجموع آیه را در نظر بگیریم ، دلالت آیه بر جاودانگی روح کاملاً روشن است،
زیرا فرد گنهکار از یک طرف خواستار بازگشت به این جهان است، و جهتی برای این تمنا
جز مشاهده آثار وحشتانگیز اعمال خود در این فاصله نیست، و از طرف دیگر، ظاهر آیه
میرساند که این گروه در این فاصله بازداشت میشوند، تا روزی که مبعوث میگردند.
مقصود از این بازداشت چیست آیا بدن آنها بازداشت میگردد؟ یا روح آنها زندگی دیگری
پیدا میکند؟ بازداشت کردن بدن بیمعنی است، زیرا بدن میپوسد و در اطراف جهان
متفرق میگردد، طبعاً مقصود همان دومی است، یعنی زندگی دیگری پیدا کرده و در آن
فاصله بازداشت میگردد. با توجه به این دو مطلب، دلالت آیه کاملاً واضح است.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.