رابطه فرد و اجتماع از دیدگاه های گوناگون چگونه است؟

0 26

برای توضیح لازم در رابطه فرد و اجتماع بایستی سه دیدگاه مختلف را درنظر بگیریم:
دیدگاه یکم ـ طبیعی معمولی، از این دیدگاه می‎توان گفت:
فرد بنیاد اجتماع و اجتماع شکل‎دهنده و توجیه‎کننده فرد است.

این اصل را می‎توانیم با دلایل زیر بپذیریم:
۱ـ اجتماع یک کل مجموعی تشکل یافته از اجزاء است و هریک از این اجزاء یک فرد است. در این مورد هم مانند سایر موارد «کلّ و اجزاء» بدون اجزاء، کلّ نمی‎تواند وجود داشته باشد. حتی از نظر ریاضی دقیق با منفی شدن یک جزء از کل، به همان اندازه جزء منفی کل مختل می‎شود، نهایت امر اینست که چون اجتماع دارای سیستم باز است، لذا می‎تواند جزء بلکه اجزاء منفی را مادامی که از نوع اجزاء بنیادین نباشد، جبران نماید و یا نادیده بگیرد.

۲ـ هر فردی که در اجتماعی زاییده می‎شود، در مجموع تشکل‎یافته‎ای قرا می‎گیرد که اصول و قوانین پیش ساخته و معلومات و بینش‎های شایع و حقوق و آداب و رسوم تثبیت شده، زندگی آن مجموع تشکل یافته را رنگ‎آمیزی نموده است، به طوری‎که عصیانگری بر ضد آن رنگ‎آمیزی، نوعی دست شستن از زندگی برای فرد محسوب می‎شود.

۳ـ احساس همنوعی افراد با یکدیگر و فرد با مجموع تشکل یافته اجتماع، یکی دیگر از عوامل شکل‎پذیری و توجیه شدن فرد به وسیله اجتماع است.
این احساس درونی مخصوصاً موقعی که فرد با اکثریت و اجتماع روبرو می‎شود، بطوری شدت پیدا می‎کند که خود را در آن اکثریت و اجتماع هضم شده درمی‎یابد.
دیدگاه دوم ـ از نظر رابطه قراردادی
مقصود ما از رابطه قراردادی فرد و اجتماع اینست که یک عدّه مسایل قراردادی در طول تاریخ و در هر جامعه‎ای با اختصاصات هریک، فرد و اجتماع را از یکدیگر تفکیک کرده برای هر یک از آن دو، منطقه جداگانه‎ای منظور نموده است. این رابطه در جوامع و ملل دیروز و امروز وابسته به تفسیر موجودیت فرد در مقابل اجتماع و ارزیابی آن است.
چه بسا ارزیابی و تفسیری که برای فرد در یک جامعه‎ای صورت گرفته و در نتیجه از حقوق و قوانین معینی برخوردار می‎شود، در جامعه دیگر قابل پذیرش نبوده باشد.

البته مسلم است که تفسیر هویت فرد و ارزیابی آن در تحلیل‎ها و علت‎جویی‎های نهایی به امور و پدیده‎های طبیعی مخصوص هر جامعه مستند می‎باشد، ولی تفکیک و تنظیم دو منطقه فرد و اجتماع از یکدیگر به وسیله حقوق‎های قراردادی صورت می‎گیرد.
دیدگاه سوم ـ نظر به ماهیت انسان
در هنگام بحث و شمارش اصالت‎ها و مختصات و ارزش‎های انسانی، ماهیت کلی انسان مطرح می‎گردد و کمیّت افراد چه به طور گسیخته و چه به طور تشکل‎یافته نادیده گرفته می‎شود، زیرا نظر به ماهیت انسان چنانکه به خصوصیات غیرقابل توجه فردی بستگی ندارد، همچنان کمیّت افراد را منظور نمی‎نماید. از این دیدگاه رابطه فرد و اجتماع رابطه امواج با یکدیگر است که از یک دریا سربرمی‎کشند. استناد ذاتی امواج به دریا کاملا طبیعی و روابط آن امواج با یکدیگر و همچنین رابطه آن امواج پس از به وجود آمدن و تعین با دریا قراردادی می‎باشد.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.