آیا اسلام مال و ثروت را تخطئه کرده و آن را پلید خوانده است؟

0 66

اسلام مال و ثروت را (در شرایطی) تخطئه نکرده و آن را پلید نخوانده است. در اینجا یادآوری آیه ای که مال را قوام زندگی جامعه خوانده است بی مناسبت نیست.

«وَلا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ اَموالَکُم الَّتی جَعَل اللهُ لَکم قیاماً…» نساء/۵
[به افراد سفیه اموال خود را که خدا آن را برای شما مایه برقراری زندگی قرار داده است ندهید.]
جالب توجه جمله « َلکُم قِیاماً » است که مال را مایه قوام زندگی میخواند.

آیا با این بیان، صحیح است که بگوییم اسلام مال را (پلید) خوانده است؟
در ترجمه علوم یونانی به زبان عربی تصوف نامطلوب یونان، در افکار برخی از مسلمانان رخنه کرده، ودر اندیشه گروهی مال و ثروت وکلیه پیوندهای مادی مانعی بر سر راه سعادت اندیشیده شده، تا آنجا که گروهی به نقل غزالی در احیاء علوم برای وارستگی، اموال خود را به دریا ریختند در حالیکه آنچه مذموم است دلبستگی به آن است، نه اصل تحصیل و نه اصل وجود آن.

از برخی از احادیث استفاده می شود که چنین اندیشه نامطلوبی در میان یاران پیامبر، گاه و بیگاهی جوانه میزد، زیرا نقل میکنند: روزی پیامبر با یاران خود نشسته بود، چشم او به جوان نیرومندی افتاد که صبحگاهان به کار وکوشش مشغول شده بود، یاران پیامبر از کار او نکوهش کردند و گفتند: وای بر این جوان چقدر خوب بود که جوانی و نیروی خود را در راه خدا مصرف میکرد، پیامبر فرمود: چنین نگویید اگر این جوان میکوشد زندگی خود را تامین کند، تا خویش را از مردم بینیاز سازد این کار نیز در راه خداست ویا اگر میکوشد پدر و مادر ناتوان و یا کودکان بیپناه را از سؤال مردم بینیاز سازد، همین کار نیز کار در راه خداست. (المحجه البیضاء:۳/۱۴۰)

انسان گرسنه در نظر پیامبر گرامی فاقد آرامش و سکون است آنگاه آرام میشود که از زندگی کافی برخوردار باشد. پیامبر گرامی فرمود:
«اِنَّ النَّفْسَ اِذَا حَرَزَتْ قُوَّتَهَا اسْتَقَرَّتْ » (کافی:۵/۸۹)
[آدمیزاد آنگاه که مایه زندگی را به دست آورد آرامش پیدا میکند.]
بیجهت نیست که امام رضا(ع) میفرماید: وقتی انسان خوراک یک سال خود را ذخیره کرد سبکبار میشود، آنگاه اضافه میکند که حضرت باقر وحضرت صادق(ع) تا آذوقه یک سال را تامین نمیکردند چیزی نمی خریدند.

آری اقتصاد سالم در مزاج یک جامعه مانند خون سالم در کالبد یک انسان است همان طور که باید خون در عروق انسان پیوسته در حال جریان باشد، همچنین است مال، و لذا قرآن به پیامبر دستور میدهد وقتی اموال دشمنان از غیر طریق جنگ در اختیار پیامبر قرار گیرد (در اصطلاح قرآن به آن ( فیء) میگویند) آنها را میان مهاجر و انصار تقسیم کند، آنگاه آن را چنین مدلل میسازد:
«…کَی لا یَکونَ دُولَهً بیَن َالاَغْنیاءِ…» حشر/۷
[تا ثروت تنها در دست ثروتمندان دور نزند.]

در این جاممکن است سؤال شود: هرگاه در آیین مقدس اسلام این همه دستور درباره کار و کوشش وارد شده است، چرا در این آیه مفاهیمی به نام (زهد) و (توکل) و نکوهش از آز و آرزوهای دراز وارد شده و هر کدام در بازداری انسان از فعالیتهای اقتصادی کافی میباشد.
پاسخ این سؤال روشن است زیرا:

اگر این مفاهیم به صورت صحیح تفسیر شوند، هرگز مانع از کار و کوشش نخواهند بود.
مقصود از (زهد) ترک کار و کوشش نیست، بلکه مقصود دل نبستن به دنیا است، زیرا دلبستگی به مال و ثروت، اصالت دادن به تولید ثروت است، و فراموش کردن دیگر اصالتها بالاخص ارزشهای اخلاقی. یکی از ویژگیهای اقتصادی اسلام همین است که در عین دعوت به کار و کوشش، نمیخواهد انسان آنچنان در علاقه به دنیا فرو رود که همه چیز را در راه آن فراموش کند.

بسیاری از جنگها و نبردها و یغماگریها، بردگیهای فردی و اجتماعی معلول همان دنیا پرستی بشر است اگر اسلام از آزمندی بشر و پروراندن آرزوهای طولانی که عمر انسان برای آن کافی نیست جلوگیری کرده است به این معنا است که انسان در آمال مادی خلاصه نگردد. و به خاطر آن اصول اخلاقی و انسانی را زیر پا نگذارد. و گرنه آز و آرزو جزء خمیره انسان است و در چهارچوبه اصول اخلاقی اسلامی کوچکترین مانعی برای اعمال آن نیست

خلاصه، هدف از این برنامه، کنترل دنیا پرستان است که کشش فراوان به سوی مادیات آنها را از همه چیز باز میدارد.
بر احدی مخفی نیست که روزهای سیاه بشریت و محرومیت اکثریت در مقابل اقلیت مرفه، همگی از طمع بیحد و حساب انسان، سرچشمه گرفته و سبب مرگ ارزشهای والای انسانی شده است.

معنی توکل، ترک کار و کوشش نیست بلکه در فرهنگ قرآنی توکل از شیوه مجاهدان و مردان حقجو است که در عین فرو رفتن در گردابهای نبرد، در تمام موارد به خدا متکی بوده و از او در مشکلات یاری میخواهند.

قرآن به پیامبر دستور میدهد که پس از تصمیم، با توکل بر خدا کار را آغاز کند چنان که میفرماید:
«….فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوکَّلْ علی الله اِنَّ الله یُحِبُّ الْمُتِوَکلین» آل عمران/۱۵۹
[هرموقع تصمیم گرفتی بر خدا توکل بنما خداوند متوکلان را دوست دارد.]
در این آیه توکل همراه تصمیم و جزم به کار و کوشش ذکر شده است و ناظر به این است که توکل بر خدا و استمداد از نیروی غیبی در مشکلات مرد را از تصمیم و کار و کوششهای مادی بینیاز نمی سازد.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.