در چه مواقعی دروغ گفتن جایز است؟

0 47

دروغ به لحاظ اخلاقی از بزرگترین گناهان است و به لحاظ شرعی از حرام های مسلم شریعت است، زیرا کلید تمامی بدی ها و سرمنشأ همه شرها است. امام حسن عسکری در این زمینه فرموده اند: تمام خباثت ها در خانه ای قرار دارد و کلیه آن خانه، دروغ است.[۱]

دروغ تبعات زشت بسیاری دارد که بعضی از آنها را با بیان روایت، تقدیم می کنیم:
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: دروغ، روزى را کم مى کند.[۲]
امام على علیه السلام: نتیجه دروغ، خوارى در دنیا و عذاب در آخرت است.[۳]
امام على علیه السلام: دروغگو و مرده یکسانند؛ زیرا برترى زنده بر مرده، به سبب اعتماد به اوست. پس هر گاه به گفته او اعتماد نشود، حیاتش از بین رفته است.[۴]
امام على علیه السلام: دروغگو با دروغگویى خود سه چیز به دست مى آورد: خشم خدا، نگاه تحقیرآمیز مردم و دشمنى فرشتگان.[۵]

بنابراین دروغ بسیار ناپسند و زشت است و تنها در جایی که مصلحتی جدی و بسیار مهم وجود دارد، خدای متعال اجازه دروغ گفتن را داده است. که البته باید بسیار مراقب فریبکاری های نفس بود، و منفعت شخصی را به جای مصلحت قرار نداد. و برای این کار باید موارد خاصی که به عنوان مصادیق این مصلحت بزرگ بیان شده اند را مد نظر قرار داد. مواردی نظیر:  حفظ جان مؤمن، حفظ آبروی مؤمن در مساله ای حساس، دفع فتنه و فساد و دفع ضرر بدنی و مالی در برابر ظالم یا اصلاح بین دو نفر که از جمله مصادیق این مصلحت بزرگ شمرده شده اند. این موارد در احادیث مورد اشاره واقع شده اند:

امام صادق علیه السلام: آشتى دهنده، دروغگو نیست.[۶]
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: خداوند عزّ و جلّ، دروغ گفتن به منظور ایجاد صلح و آشتى را دوست دارد و راستگویى به قصد فساد انگیزى را دشمن مى دارد.[۷]
امام صادق علیه السلام: دروغ نکوهیده است، مگر در دو جا: دور کردن شرّ ستمگران و آشتى دادن میان مسلمانان.[۸]

البته به دلیل زشتی بسیار دروغ، گفته شده در همین موارد نیز تا آنجا که ممکن است شخص توریه کند و از دروغ گفتن پرهیز کند. توریه این است که انسان بدون این که دروغ بگوید، به گونه‏ای حرف بزند که طرف مقابل برداشت دیگری کند. نقل است یکی از اهل سنت از شیعه‏ای پرسید جانشین بعد از پیامبر(صلی الله علیه و اله ) کیست؟ شیعه جواب دادند کسی که دخترش در خانه او است. آن شخص تصور کرد که ابوبکر را می‏گوید؛ چون دخترش عایشه زن پیامبر بود. ازاین‏ رو آزاری به شخص شیعه نرساند؛ در حالی که منظور او امیرالمؤمنین(علیه السلام ) بود.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرمایند: در سر بسته گویى ها، ظرافتهایى است که مرد خردمند را از دروغ گفتن بى نیاز مى کند.[۹]

در حدیثی از امام صادق (ع) نمونه هایی از توریه انبیاء بیان شده است: از امام صادق علیه السلام درباره این سخن خداوند عزّ و جلّ در داستان ابراهیم سؤال شد که: «گفت: [نه ]بلکه بزرگترشان این کار را کرده است، اگر سخن مى گویند از آنها بپرسید». حضرت فرمود: نه، بت بزرگشان این کار را کرده بود و نه ابراهیم علیه السلام دروغ گفت. عرض شد: چگونه؟ حضرت فرمود: زیرا ابراهیم گفت: «اگر سخن مى گویند از آنها بپرسید». اگر بتها سخن مى گفتند، بزرگشان این کار را کرده بود و اگر سخن نمى گفتند، بزرگشان کارى نکرده بود.اما آنها سخن نگفتند[و نمى توانستند بگویند] و ابراهیم هم دروغ نگفت.
همچنین، از آن حضرت درباره این آیه سوره یوسف سؤال شد که: «اى کاروانیان! قطعاً شما دزد هستید». حضرت فرمود: آنها یوسف را از پدرش دزدیدند. مگر نمى بینى که وقتى [برادران یوسف ]گفتند: «چه گم کرده اید؟ گفتند: جام پادشاه را گم کرده ایم» و یوسف نگفت: جام پادشاه را دزدیده اید. در حقیقت آنها یوسف را از پدرش دزدیدند [و مقصود یوسف نیز از این که گفت قطعاً شما دزد هستید ، همین معناست].
نیز از این سخن ابراهیم علیه السلام از امام صادق سؤال شد که: «پس نگاهى به ستارگان کرد و گفت: من کسالت دارم». حضرت فرمود: ابراهیم نه کسالت داشت و نه دروغ گفت؛ بلکه مقصود او کسالت در دینش بود، چون در جستجوى [دین درست] بود.[۱۰]

[۱]. جامع السعادات، ج ۲، ص ۳۲۳.
[۲]. الترغیب و الترهیب : ٣/۵٩۶/٢٩.
[۳]. غرر الحکم : ۴۶۴٠.
[۴]. غرر الحکم : ٢١٠۴.
[۵]. غرر الحکم : ١١٠٣٩.
[۶]. الکافی : ٢/٢١٠/۵.
[۷]. بحار الأنوار : ٧٧/۴٧/٣.
[۸]. بحار الأنوار : ٧٢/٢۶٣/۴٨.
[۹]. کنز العمّال : ٨٢۵٣.
[۱۰]. الاحتجاج : ٢/٢۵۶/٢٢٨.

منبع : شهر سوال

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.