به چه دلیل، خداوند بسیط است؟

0 15

معنای بسیط بودن خداوند; این است که ترکیب به هیچ معنای آن در خداوند وجود ندارد.
الف) خداوند دارای اجزای خارجی نیست، خواه بالفعل. مانند: درخت که بالفعل از اجزای مختلف خارجی برگ، شاخه، ریشه و… تشکیل شده است.
و خواه بالقوه; به این معنی که مرکب بالقوه با تجزیه و تفکیک موجود واحد به چند موجود، مبدّل خواهد شد. در این صورت، یا اجزاء بالقوه، قابل اجتماع است که موجود مفروض، دارای امتدادهای مکانی یعنی: طول و عرض و عمق خواهد بود. و یا این اجزاء قابل اجتماع نیست، بلکه با معدوم شدن یکی، دیگری به وجود می آید، که آن را امتداد زمانی می نامیم. که هر دو از ویژگی های جسم است.
دلیل عدم ترکیب خداوند از اجزاء بالفعل این است که اگر همه اجزاء، واجب الوجود باشند و هیچ کدام به دیگری نیازمند نباشد، به تعدد واجب الوجود می انجامد که باطل است. و فرض نیاز اجزاء به یکدیگر هم، باواجب الوجود بودن، سازگار نیست. و اگر تنها یکی از اجزاء را واجب الوجود و بی نیاز از دیگر اجزاء بدانیم، ترکیب حقیقی نخواهد بود.
امّا دلیل نفی اجزاء بالقوّه از خداوند، این است که موجود دارای اجزاء بالقوّه، عقلا قابل تقسیم به چند موجود و در نتیجه، قابل زوال خواهد بود، در صورتی که واجب الوجود، ضروری و زوال ناپذیر است.
ب) خداوند دارای اجزای تحلیلی نیست. به این معنا که پدیده های امکانی به وسیله تحلیل عقلانی نیز به دو جزء ماهیّت و وجود قابل تقسیم است. مثلا مانند انسان، که در تحلیل عقلی از دو جزء هستی(وجود) و چیستی(ماهیّت) ترکیب یافته است.
لیکن، ماهیّت و امکان، ملازم یکدیگرند و ماهیّت، راهی به ساحت قدس الهی ندارد. به بیانی دقیق تر: ماهیّت از حدود موجودات محدود، انتراع می شود و قالبی مفهومی است که بر موجودات محدود منطبق می گردد. امّا چون وجود خدای متعال، از هرگونه محدودیّتی منزّه است، هیچ ماهیّتی از آن، انتزاع نمی شود. عقل، تنها می تواند موجودات محدود را به ماهیّت و وجود، تحلیل کند. لیکن وجود خداوند، وجود صرف است و عقل نمی تواند هیچ ماهیّتی رابه آن نسبت دهد. بنابراین هر گونه ترکیبی درباره خداوند منتفی و خداوند، بسیط محض است.

( بخش پرسش و پاسخ)
e

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.