علاوه بر ادله نقلی ، امامت ایمه ( ع ) چگونه ثابت می شود؟

0 9

این مساله بحثی بسیار طولانی و پردامنه دارد .براهین موجود را می توان به سه دسته کلی تقسیم نمود : ۱ ) براهین عقلی . ۲ ) دلایل قرآنی . ۳ ) روایات پیامبر اکرم ( ص ) . طبیعی است گستردگی هر یک از این سری استدلالات مطالعه کتاب های متعددی را می طلبد و دراین مختصر امکان بحث از آنها نیست . لیکن اختصارا به دو برهان اشاره می گردد : دیدگاه قرآن : الف ) از نظر قرآن رهبری و امامت امت باید به دست معصوم ودور از هر گونه کژی باشد.این نکته به تعابیر مختلفی در کتاب الهی بیان گردیده است. از جمله هنگامی که ابراهیم ( ع ) به امامت رسید : ( ( انی جاعلک للناس اماما ) ) و آن منصب الهی را برای فرزندانش درخواست نمود : ( ( قال ومن ذریتی ) ) پاسخ آمد : ( ( قال لاینال عهدی الظالمین ؛ عهد من به ستمکاران نمی رسد ) ) . آیه فوق نشان می دهد که امامت منصبی است الهی نه به انتخاب افرادو به کسانی که از هر ظلمی با مفهوم وسیع قرآنی آن پاک ومبرا باشند اعطا می شود .ب ) مهمتر از آن آیه شریفه ( ( اطیعوا الله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم ) ) است که با اندک تاملی روشن می شود که فقطامام معصوم را واجب الاطاعه دانسته است ( البته این منافی ولایت فقیه درزمان غیبت نیست . زیرا ولایت فقیه نیابت از امام معصوم ( ( ع ) ) و مربوط به زمان غیبت است ) وجه استدلال بر این آیه آن است که خداوند اطاعت احکام و دستورات خود را در آغاز آیه واجب نموده است و در پایان آیه اطاعت اولی الامر را واجب شمرده است . اکنون اگر اولی الامر فرد غیرمعصوم باشد و در موردی خلاف حکم الهی دستور دهد در آیه تناقض رخ می دهد .زیرا : ۱ ) اگر بگوییم قسمت پایانی آیه اطلاق دارد به طوری که دراین صورت هم باید اولی الامر را اطاعت نمود با صدر آیه تناقض دارد زیراحکمش خلاف حکم خداست و اطاعت خدا در آغاز آیه واجب شمرده شده است . ۲ ) اگر بگوییم در این صورت به حکم اول آیه نباید او را اطاعت کرد قسمت اول آیه خلاف قسمت آخر آن حکم می کند و آن را نقض می نماید .اصطلاحا این را تناقض صدر و ذیل می گویند و تناقض در قرآن که کلام خداوند است محال است و موجب سقوط آن از اعتباراست درحالی که با امامت امام معصوم ( ع ) این اشکال از ریشه برطرف می شود .زیرا چنین اموری از معصوم محال است . بنابراین روشن می شود که غیر از اطاعت امام معصوم در آیه منظور دیگری نیست . خصوصا که اولی الامر را در کنارپیامبرآورده واین نشان می دهد باید خصوصیاتی حتی الامکان مشابه داشته باشد .ج ) آیه ابلاغ : ( ( یا ایها النبی بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فمابلغت رسالته ) ) و به دنبال آن آیه اکمال دین که در خصوص ولایت امیرالمومنین است و جزییات آن در روایات متواتره بیان گردیده است. دیدگاه عقلی : نیز باید توجه داشت که : ۱- لزوم رهبری در جامعه امری ضروری و انکار ناپذیر است . ۲- رهبری در جامعه اسلامی باید براساس احکام و قوانین الهی باشد .۳- احکام الهی و اجرای آن توسط کسی ممکن است که صد در صد به زوایای آن احکام آگاه و نسبت به آنها متعهد باشد .به عبارت دیگر اگر پیامبر نیست از شرایط و اوصاف نزدیک ترین فرد به آن حضرت باشد و به شهادت تاریخ و گواهی خلفا هیچ کس در این جهات قابل مقایسه به امامان معصوم ( ع ) نبوده است . حتی خلفا در موارد بسیاری احساس نیاز به ایمه ( ع ) می کردند .دیدگاه روایی : نیز روایات بی شماری ازپیامبر اکرم ( ص ) در کتاب های شیعه و سنی به تواتر نقل گردیده که به صراحت امامت و ولایت اهل بیت ( ع ) را ثابت می نماید، مانند : الف ) حدیث غدیر : یکی از احادیث مهم مساله غدیر است که قضایای مفصلی دارد .بخشی از آن این است که پیامبر ( ص ) دست حضرت علی ( ع ) را بالاگرفت و سه مرتبه فرمود : ( ( من کنت مولاه فعلی مولاه … ) ) ( الغدیر، ج ۱ ،ص ۱۱ ) . ب ) حدیث لیله الانذار : در شبی که پیامبر مامور به ابلاغ و دعوت ازنزدیکان شد فرمود : ( ( چه کسی است اولین فردی که در این امر مرا تصدیق ویاری نماید تا وصی و خلیفه و جانشین پس از من باشد؟ ) ) تنها کسی که جواب مثبت داد حضرت علی ( ع ) بودند که سنی حدود ده سال داشتند .ج ) حدیث منزلت : پیامبر به امیرالمومنین ( ع ) فرمود : ( ( انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لانبی بعدی ) ) . د ) حدیث ثقلین : آخرین وصیت تاریخی پیامبراین بود که : ( ( دو چیز گران بها در میان شما می گذارم : کتاب خدا و عترت خودم … ) ) روایات فوق و روایات متعدد دیگری همه به تواتر در منابع روایی و تاریخی اهل سنت نقل گردیده است . در رابطه با مساله حجالوداع و غدیرخم ، عین واقعه را به نقل از ترجمه الغدیر ( ج ۱، ص ۲۹ – ۳۷ ) تقدیم می داریم . لازم است بدانید که این واقعه و خطبه پیامبر اکرم ( ص ) در آن ،مورد اجماع و اتفاق جمیع مسلمانان شیعه و سنی است و جایگاه ویژه ای درنصوص دینی و ادبیات و اشعار مسلمانان – اعم از عرب و غیر عرب – دارد.در متون اسلامی هیچ روایتی به اندازه این واقعه به حد فوق تواتر نرسیده است و احدی را یارای تردید در آن نیست . در میان صحابه پیامبر ( ص ) ۱۱۰نفر و از تابعین ۸۹ نفر آن را نقل کرده اند و طبقات راوی آن ، به ۳۶۰ نفررسیده است . شاعران بسیاری نیز این جریان را به نظم آورده اند؛ از جمله : درقرن اول : امیرالمومنین ( ع ) ، حسان بن ثابت انصاری ، قیس بن سعد بن عباده انصاری ، عمر و بن عاص بن وایل ، محمد بن عبدالله حمیری . در قرن دوم : کمیت بن زیاد، سید اسماعیل بن محمد حمیری ، شعبان بن مصعب کوفی. در قرن سوم : ابو تمام حبیب بن اوس طایی ، دعبل بن علی بن رزین الخزاعی و در قرون بعد ده ها نفر دیگر .از اهمیت این واقعه ، همان بس که علامه امینی یازده جلد کتاب ارزشمند ( ( الغدیر ) ) را پیرامون این حادثه به نگارش درآورده است . اکنون این سوال رخ می نماید که اگر این واقعه در میان همه مسلمین ،اجماعی و مورد اتفاق است ، پس اختلاف در چیست ؟ اساس اختلاف برسر همان ماهیت و دلالت این واقعه است : ۱- برادران اهل تسنن اظهارمی دارند که این حادثه عظیم تاریخی و سخنان و تاکیدات پیامبر اکرم ( ص ) ،صرفاً به معنای لزوم ( ( محبت و دوستی ) ) حضرت علی ( ع ) است ، و هیچ دلالتی بر امامت و زمامداری و لزوم پیروی از ایشان ندارد .دلیل آنان نیز آن است که ( ( ولایت ) ) چند معنا دارد و یکی از معانی آن ( ( دوستی ) ) است . بنابراین تا زمانی که به این معنا قابل حمل است ، نمی توان به معانی دیگر آن تمسک جست . ۲- دیدگاه شیعه این است که ماهیت این حادثه و سخنان پیامبراکرم ( ص ) ، نصی صریح و قاطع بر امامت و پیشوایی حضرت علی ( ع ) است و قراین و شواهد حالی ، مقالی و مقامی به گونه ای است که هرگز نمی توان آن را تنها به دوستی و محبت تفسیر کرد .البته باید توجه داشته باشید که شیعه ادله بی شمار دیگری از قرآن و عقل و سنت بر امامت آن حضرت در دست دارد و این مساله یکی از آن ادله می باشد، نه تنها دلیل . در عین حال این رخداد، حجتی قاطع و خلل ناپذیر است و به هیچ روی نمی توان از آن دست برداشت . دلایل و قراینی که بر صحت دیدگاه شیعه گواهی می دهد، عبارت است : ۱- معنای ولایت : لغت شناسان و کتاب های برجسته و ممتاز لغت ،کلمه ولایت را به معنای سرپرستی ، عهده داری امور، سلطه ، استیلا، رهبری و زمامداری معنا کرده اند .در این جا معنای این کلمه را با برخی از مشتقاتش ۷فقط از کتاب های لغت اهل سنت برایتان نقل می کنیم : – راغب اصفهانی می نویسد : ( ( ولایت ؛ یعنی ، یاری کردن . و ولایت ؛ یعنی ، زمامداری وسرپرستی امور و گفته شده است که ولایت و ولایت مانند دلالت و دلالت است و حقیقت آن ( ( سرپرستی ) ) است . ولی و مولی نیز در همین معنا به کارمی رود ) ) ، ( المفردات الراغب ، ص ۵۷۰ ) . – ابن اثیر می نویسد : ( ( ولی ؛ یعنی ،یاور …و هر کس امری را بر عهده گیرد، ( ( مولی و ولی آن است ) ) . سپس خودش می گوید : ( ( و از همین قبیل است حدیث ( ( من کنت مولاه فعلی مولاه ) ) … و سخن عمر که به علی ( ع ) گفت : ( ( تو مولای هر مومنی شدی ) ) ؛یعنی ، ( ( ولی مومنان گشتی ) ) ، ( النهای، لابن اثیر، ج ۵، ص ۲۲۷ ) . – صاحب صحاح اللغ می نویسد : ( ( … هر کس سرپرستی امور کسی را به عهده گیرد ولی او است ) ) ، ( الصحاح فی لغ العرب ، ج ۶، ص ۲۵۲۸ ) . – صاحب مقاییس می نویسد : ( (… هرکس زمام امر دیگری را به عهده گیرد ( ( ولی او است ) ) ، ( معجم مقاییس اللغ، ج ۶، ص ۱۴۱ ) . اکنون با این گفته های مصرح ارباب لغت ، چگونه می توان ( ( من کنت مولاه فعلی مولاه ) ) را به ( ( دوستی ) ) صرف معنا کرد و سرپرستی اجتماعی و زمامداری را از آن جدا ساخت ؟! مگر نه این است که ( ( ابن اثیر ) ) لغت شناس معروف عرب و سنی ، خودش تصریحمی کند که کلمه ( ( مولی ) ) در روایت ( ( من کنت مولاه فعلی مولاه ) ) از زبان پیامبر ( ص ) و در گفتار عمر در همین معنا به کار رفته است ؟ ۲- خطاب تند وقاطع الهی : آیا اگر حادثه غدیر صرفاً برای اعلام دوستی حضرت علی ( ع ) بود، آن قدر اهمیت داشت که خداوند به پیامبرش وحی کند، که اگر آن راابلاغ نکنی ، رسالت الهی را انجام نداده ای ؟ خداوند می فرماید : ( ( یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس ان الله لایهدی القوم الکافرین ) ) ، ( مایده ، آیه ۷۰ ) . آیا این اخطار شدید اللحن به خوبی نشان نمی دهد که مساله بالاتر از این حرف هااست ؟ البته محبت امیرالمومنین ( ع ) جایگاه بسیار بلندی دارد و یکی ازنشانه های ایمان است ؛ لیکن بحث در این است که این خطبه بنا به دلایل ذکرشده ، قطعاً منحصر به ( ( ولایت محبت ) ) نیست . ۳- دلداری خدایی : در آیه یادشده ، خداوند پیامبر را دلداری داده ، می فرماید : در راستای اجرای این ماموریت ، خداوند تو را در مقابل توطیه های مردم محافظت می کند ( ( والله یعصمک من الناس ) ) . آیا این مساله نشان نمی دهد که این ماموریت ، مساله مهمی بوده است که پیامبر ( ص ) بیم آن داشته که برخی بر اثر هواهای نفسانی به مقابله برخاسته و توطیه کنند؟ آیا فقط با اعلام دوستی حضرت علی ( ع ) جای چنین خوفی بود؟ ۴- گزینش مکان : آیا این که پیامبر ( ص ) جحفه را – که مکان جدا شدن و انشعاب مسافران است – انتخاب کردند، تاهمگی قبل از انشعاب در سخنرانی آن حضرت حضور داشته باشند و نیزاین که پیامبر ( ص ) دستور دادند کسانی که از آن مکان گذشته بودند برگردند،و صبر نمودند تا کسانی هم که عقب مانده بودند، از راه برسند و …نشانه چیست ؟ این که دستور دادند که شاهدان به غایبان اطلاع دهند و این ( ( نباعظیم ) ) را به گوش همگان برسانند، دلالت بر این ندارد که مساله ، برای امت اسلامی فوق العاده مهم و حیاتی است ؟ آیا عاقلانه است که پیشوای بزرگ مسلمانان در آخرین سخنرانی برای جمعیت باشکوه حج گزاران و در آن گرمای سوزان ، مسافران خسته و کوفته را گرد آورد و با این تاکیدات ، با آنان سخن بگوید و تنها مقصودش این باشد که بگوید : ( ( علی را دوست داشته باشید ) ) ؟! ۵- نزول آیه اکمال : این که پس از اجرای این ماموریت ، آیه نازل شدکه : ( ( الیوم اکملت لکم دینکم و رضیت لکم الاسلام دیناً ) ) ، ( مایده ، آیه ۳ ) . آیادلالت بر این ندارد که مساله بالاتر از صرف محبت بوده و آیا فقط با دوستی حضرت علی ( ع ) – نه رهبری و پیشوایی آن حضرت – دین کامل شد وخداوند اسلام را پسندید؟ اگر مساله فقط دوستی و مودت بود، که در این رابطه قبلاً آیه ای نازل شده و از این جهت نقصی در دین نبود؛ زیرا آیه قل لااسالکم علیه اجراً الا المود فی القربی ) ) ، ( شوری ، آیه ۲۳ ) قبلاً نازل گشته بود.پس نتیجه می گیریم که آیه اکمال ، پیام دیگری را در بر دارد .۶- چراپیامبر ( ص ) در آن حادثه ، به مسایل اعتقادی استشهاد نموده و در کنار آنهامساله ولایت را مطرح کردند؟ ۷- چرا پیامبر ( ص ) عترت را در کنار قرآن و به عنوان ( ( ثقل اصغر ) ) ذکر نمودند؟ ۸- چرا پیامبر ( ص ) فرمودند : قرآن و عترت از یکدیگر جدا نمی شوند و فرمودند : امت باید به هر دو چنگ زند؟ آیاصرف دوست داشتن قرآن کافی است یا باید از آن پیروی کرد و آن را امام وپیشوای خود دا

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.