چرا بایستی اصلا شب قدری وجود داشته باشد؟ و چرا باید وحی نازل شود؟

0 25

هر چند هر موجود طبیعی درمخزن غیب الهی دارای وجود عقلی است که از آن نشیه تجرد معقول به مرحله تجسم محسوس تنزل می یابد، ( حجر / ۲۱ ) و شب قدر نیز از این اصل کلی مستثنا نیست ، از این رو، می تواند دارای ارزش نفسی باشد اما ارج ظاهری آن به حرمت آن چیزی است که در این زمان خاص نزول یافت و آن قرآن کریم است . چنانکه ارزش مکان به متمکن آن است ارزش زمان نیز به م تزمن آن است ، ( تفسیر موضوعی قرآن کریم ( قرآن در قرآن ) ، آیت الله عبدالله جوادی آملی ، مرکز نشر اسرا قم ، چاپ اول ، ۱۳۷۸ ش ، ج ۱ صص ۷۷ – ۷۸ ) حرمت خاص شب قدر به پاس نزول قرآن است و از این رو معنای قدر ومنزلت شب قدر که بیش از ارج هزار ماه است هرگز به معنای ارزش اعتباری نخواهد بود بلکه به برکت قرآن به معنای ارج وجودی و شدت درجه هستی است .

این زمان به جهت نزول قرآن به قدری اهمیت یافته است که برای اینکه تمام روزها و شبهای سال فیض ظرفیت چنین رخداد مبارک را ادراک کنند تقدیر امور و تنزل معانی قرآن و مفاهیم عالی آن برابر ماههای قمری توزیع شده است تا با تنوع و تحول همراه باشد و تمام شبهای سال از جهت گردش جام تقدیر و کاس تنزیل بهره مند گردند و فیض سیال الهی راکد نگرددو اگر برابر سال شمسی تنظیم می شد چنین اداره ً کاسی و چنان بهره وری درکار نبود، ( همان ، صص ۷۸ – ۷۹ ) . به حرمت قرآن این شب آنچنان عظیم القدر گشته که برای مراقبت مستمر و اجتماعی مداوم در سنگر جهاد اکبر،مخفی شد زیرا آب هستی در هر کوی و برزنی ارزان عرضه نمی شود .حق شب قدر است در شبها نهان ==تا کند جان هر شبی در امتحان ==نه همه شبها بود قدر ای جوان ==نه همه شبها بود خالی از آن ==در میان دلق پوشان یک فقیر==امتحان کن و آنکه حق است آن بگیر== ( مثنوی ، ۲/۲۹۳۵ -۲۹۳۷ ) از این رو پرسش شما را باید به صورت دیگری بیان کرد و آن اینکه چرا اصلا باید وحیی و نزول وحیی باشد؟ در تاریخ ادیان توحیدی پس ازنام مقدس خداوند هیچ کلمه ای به اهمیت و شگرفی ( ( وحی ) ) نیست . چرا که اگر وحی نبود : ۱- خداوند با غنا و استغنای کامل ذات و ذاتی اش از کل آفرینش در پرده ً غیب الغیوب باقی می ماند و در آن صورت کار انسان زار وعرصه بر او تنگ بود و در آن صورت کل بشریت با یک دست اسلحه شکسته بسته یعنی عقل عدد اندیش تنها می ماند، ( قرآن در اسلام ، علامه سید محمدحسین طباطبایی ، دفتر انتشارات اسلامی ، قم ، چاپ هفتم ،۱۳۷۴ ش ، صص ۹۱ – ۹۲ ) .

۲- میان غیب و شهود، طبیعت و ماورا طبیعت فاصله ای پر نکردنی می افتاد .۳- اگر خداوند خود را از طریق وحی بر انسان آشکار نمی کرد، آدمی ناچار بود که درباره ً وجود خداوند فقط حدس بزند یاحداقل به دو گروه تقسیم می شدند عده ای حدس می زدند که خدا هست ومبدیی هست ، هم جهانی غیبی و هم غیب جهانی دارد .و عده ای نیز حدس می زدند که هر چه هست در همین دنیا است و نه پیش از آفرینش خداوندی در کار بوده است و نه پس از پایان طبیعی جهان .

سپس از حدس هم فراترمی رفتند چنانکه در تاریخ فکر و فلسفه رفتند و العیاذ بالله استدلال به عدم مبد می کردند، ( قرآن شناخت ، بها الدین خرمشاهی ، طرح نو، تهران ، چاپ سوم ، ۱۳۷۵ ش ، صص ۴۵ – ۴۶ ) . ۴- اگر وحی نبود، آدمی در پرتو وجود وجاودانگی روح برای شناخت حقایق جهان پس از مرگ هیچ منبع اطلاعاتی نداشت و هیچ گونه پیش بینی خاصی در باب نیازهای ضروری این سفرطولانی و بی بازگشت نمی توانست ارایه کند .اما اگر قرآنی نبود : ۱- آدمی ازاولین و مهم ترین و پربارترین نعمت الهی محروم بود زیرا انسان تنها در سایه تعلیم خداوند و دریافت و تلقی قرآن ، به کمال نهایی خویش می رسد و تاقرآن نباشد، کسی به مقام انسانیت راه نمی یابد، ( تفسیر موضوعی قرآن ،صص ۲۳ – ۲۴ ) .

۲- انسان عاقل نمی گشت ، تعالیم قرآن تنها برای عالم نمودن نیست بلکه برای عاقل ساختن آنهاست ، ( عنکبوت ، ۴۳ ) تلاش قرآن برای این است که انسان را پس از عالم شدن عاقل کند و عاقل کسی است که معارف الهی را خوب بفهمد و آن فهمیده ها را نیز خود معتقد شود و در مقام عمل هم خوب عمل کند .

۳- از هدایت محروم می گشت زیرا قرآن کتاب هدایت و در واقع آخرین ، عالی ترین و کامل ترین آن است ، ( نحل ، ۸۹ – بقره ،۱-۲ و …)

۴- در افراط و تفریط فرو می غلتید، زیرا انسان به بعضی از چیزهاگرایش دارد و از بعضی دیگر گریزان و منزجراست و نقش قرآن در این میان تعدیل ارادت و کراهت انسان است که انسان به چه سمتی گرایش پیدا کند واز چه سمتی بپرهیزد .از این رو قرآن کریم برای تنظیم جذب و دفع ، و تعدیل شهوت و غضب ، و تصحیح ارادت و کراهت ، و تسویه محبت وعداوت وتولی انسانها بشیر و نذیر است ، ( فصلت ، ۲ و ۴ – مریم ، ۹۷ ) لیک گر واقف شوی زین آب پاک ==که کلام ایزد است و روحناک ==نیست گردد وسوسه کلی ز جان ==دل بیابد ره به سوی گلستان ==ز آنکه در باغی و در جویی پرد

==هر که از سر صحف بویی برد== ( مثنوی ، ۴/۳۴۷۰ – ۳۴۷۲ ) ۵- آدمی در غفلت بود و عمر خود را به غفلت سپری می کرد زیرا تنها نگاه خود رامحدود به دنیای مادی می ساخت و آن را چون سرای حقیقت می انگاشت واز این رو جهان برای او معنایی ورا و بالاتر از خود نداشت بلکه هر چه رامی دید و می نگریست تنها موجودات تقطیع شده ای می پنداشت که فارغ ازمبد و غایت است و نه ( از جایی است ) و نه ( رو به جایی ) دارد .اما آیات قرآن انسان را به تدبیر واداشته و او را از این غفلت بیدار می سازد،

( ص ، ۲۹ -محمد، ۲۴ ) ( برای آگاهی بیشتر در این باب نکا : مقالات ، استاد محمدشجاعی ، سروش ، چاپ دوم ، ۱۳۷۱ ش ، ج اول ، صص ۸۹ – ۹۸ ) به هر روی دلیل نزول قرآن نیاز آدمی است و تا زمانی که این نیاز هست – که تا ابدخواهد بود – باید قرآن باشد و تا قرآن هست باید ظرف نزول و زمان ابلاغ آن یعنی شب قدر وجود داشته باشد .برای آشنایی بیشتر با قرآن توصیه می کنیم ج اول تفسیر موضوعی قرآن کریم حضرت آیت الله جوادی آملی رابه دقت مطالعه فرمایید .پاره ای از راز و رمزهای وجود شب قدر می توانداینها باشد : ۱- سازندگی ، پاکسازی و پرواز زیرا : الف : شب قدر، شب تفکراست : در عظمت و فخامت شب قدر همین بس که خود قرآن فرموده است : ( ( انا انزلناه فی لیله القدر ) ) : ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم ، ( قدر، ۱ ) .

درتعریف شب قدر بعضی چنین گفته اند که ظاهرا مراد از قدر، تقدیر واندازه گیری است چون خداوند تعالی در این شب تمام حوادث و پیش امدهارا تا سال آینده مقدر می فرماید تقدیر حیات ، ممات ، رزق ، سعادت ، شقاوت و هر گونه مقدرات دیگر .در صفت شب قدر در آیاتی دیگر چنین آمده : ( ( فیهایفرق کل امر حکیم امرا من عندنا انا کنا مرسلین رحمه من ربک… ؛ در آن شب هر امری بر حسب حکمت ( الهی ) تدبیر و جدا می گردد ( آری ، نزول قرآن ) فرمانی بود از سوی ما؛ ما ( محمد ( ص ) را ) فرستادیم اینها همه بخاطررحمتی است از سوی پروردگارت ، ( دخان ، ۴ و ۵ و ۶ ) . به قول علامه طباطبایی این امر حکیم نیست مگر همان احکام و مستحکم ساختن حوادث واقعه با تمام خصوصیات آن که با تقدیر و به سبب اندازه گیری الهی مقدر می شود ) ) ، ( المیزان ، علامه محمدحسین طباطبایی ، ج ۲۰، ص ۳۳۱ ) واین شب قدر هر مساله استمرار و تکرر دارد دلیلش در همان آدرس پیش گفته شده . بنابراین از دیدگاه قرآنی شب قدر شب تقدیر مقدرات یک ساله می باشد .

این خود نیز امری بزرگ و سرنوشت ساز است . از طرفی هرمسلمانی می داند که دعا کردن مخصوصا در شب قدر، موثر می باشداینجاست که مسلمان معتقد به قرآن و دین باور به تفکر می نشیند که در شب قدر، مهمترین حاجت و خواسته دل را وارسی کند و برگزیند .

این تفکر خودبارقه و جرقه ای می شود تا انسان حاجات بلند معنوی را به طاق نسیان نسپارد و از تنگ نظری خواهش های پست مادی به وسعت نگری عوالم بلندمعنوی صعود کند و بیندیشد که در چنین راهی که مردان توشه از دل بسته اند==ساده لوحی بین که فکر آب و نان داریم ما== ب : شب دعا و توبه است : اگر در اثر تفکر انتخاب بهترین و مهمترین حاجت خود، دریافت که ازآن حاجت بسی محروم است و دست ما کوتاه و خرما بر نخیل است و کم کم که این فکر در جان نفوذ کرد انسان به حال دعا و توبه و درخواست مسالت پرعظمت خود با تضرع و مسکنت ، می افتد و این حال دعا و توبه بعد از تفکر،دومین سیر معنوی است دعا برای وصول به آن اهداف عالی است که باتفکر به آن رسیده و توبه از هر آن چیزی است که پای دل را در گل فرو برده وانسان را از وصول به آن کرامت انسانی و سیر عرفانی بازداشته .

البته این منافاتی با خواسته های دنیوی که هر انسانی به آن نیازمند است ندارد چه آنکه ربنا آتنا فی الدنیا حسنً و فی الاخر حسنً و قنا عذاب النار، ( بقره ، ۲۰۱ ) از این که بگذریم اصل حال دعا و توبه خود امری بس مطلوب ، روح افزا،جان آفرین و لذت بخش می باشد چه بسا در آن حال خوش و لذت معنوی جرقه ای دیگر در فکر و دل افتد که چقدر غافل و سرگشته هستیم که به خوشی های پست دنیوی سرگرم گشته ایم و کم کم همین فکر تحریکی شودتا انسان این حال معنوی را در خود استمرار بخشد

ج : آمرزش گناه : حال دعاو توبه و تضرع و مسکنت خود زمینه ساز آمرزش گناهان می باشد و ابواب رحمت ربوبی را می گشاید علامه طباطبایی می فرمایند : ( ( سلام هی اشاره دارد به عنایت الهی به سبب شمول رحمت برای بندگانی که رو به درگاه قدسیش آورده اند .) ، ( المیزان ، علامه طباطبایی ، ج ۲۰، ص ۳۳۳ ) . د : عطرفطرت : با آمرزش گناه راه به سمت و سوی فطرت انسانی که همان فطرت خدایی است گشوده می گردد و عطر فطرت به مشام می رسد .( ( فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها …) : روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن ، ( این دین حنیف و حق گرا ) همان فطره الله است که خداوند بنیان انسان را بر همان فطره الله بنا نهاد در اول آیه بعد می فرماید : (منیبین الیه ) یعنی باید در حالی باشد که شما به سوی او باز گشت و انابه وتوبه می کنید به عبارتی دیگر شرط روی کردن باطنی انسان به دین حنیف که همان فطره الله است انابه به سوی پروردگار است و باز با عبارتی دیگر نتیجه انابه و توبه آمرزش گناه است و نتیجه آمرزش گناه رویکرد قلبی به فطره الله است از طرفی در روایات زیادی وارد شده که فطره الله همان توحید است ، ( سفینه البحار، شیخ عباس قمی ، ماده دین ) بنابراین عطر فطرت از گل توحید معطر شده است و نیز می شود گفت با استشمام عطر فطرت عطرمعرفت و عرفان توحید به مشام می رسد .ه :

معرفت خدا : بر حسب بعضی از روایات که فطره الله همان توحید است در واقع رسیدن به فطرت یعنی رسیدن به توحید همان توحیدی که فطری می باشد و از دل تجلی می کند نه آن توحید عقلی و استدلالی که صرفا متناسب با دستگاه خیال می باشد .اگربه توحید رسید به هدف خلقت دست یافته است زیرا ( ( و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون . ) ) :

جن و انس را نیافریدیم مگر به این هدف که مرا عبادت کنند، ( ذاریات ، ۵۶ ) . در روایتی لیعبدون به لیعرفون تفسیر شده یعنی مگر به این هدف که مرا بشناسند پس با وصول به معرفت توحید به هدف خلقت می رسد .این سیر معنوی پیش گفته همه و همه راز و رمز وجود با برکت شب قدر را آشکار می سازد البته در این مسیر هر کس به حسب خصوصیات خودمی تواند گام بر دارد به عبارت دیگر نتایج حاصله از این سیر دارای مراتب است از این رو اولیا الله در شب قدر به تجلیات مخصوص توحید ذاتی دست می یابند حافظ می گوید : دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند==وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند==بیخود از شعشعه پرتوذاتم کردند==باده از جام تجلی صفاتم دادند==چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی ==آن شب قدر که این تازه براتم دادند== حلقه تکوینی :

در این باب بحث بسیار فنی و دقیق و ظریف است که در این چند سطر نمی گنجدبرای دریافت شمه ای از آن رجوع شود به کتاب ( پرواز در ملکوت ، امام خمینی ، ج ۲، ص ۲۲۰، تفسیر سوره قدر ).

مطالب مشابه:

 
اگرشب قدریک شب واحداست پس چرادرکشورهای مختلف فرق می کند ؟
با توجه به اینکه ملایکه بعد زمانی و مکانی ندارند نزول آنها در شب قدر که زمان معینی است چگونه تصور می شود؟
با توجه به آیات و روایات ، شب قدر یک شب است ولی چطور ما زودتر ازکشورهای عربی شب قدر می گیریم ؟
اگر شب قدر برای پیامبر ( ص ) و ایمه ( ع ) معلوم بود چرا روز دقیق آن را معلوم نکردند؟
شب قدر هر سال با سال دیگر از لحاظ زمانی فرق می کند پس واقعا شب قدرکدامین شب از کدامین فصل سال بوده است ؟

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.