دیدگاه هگل در مورد رابطه انسان با خدا چیست ؟

0 12

از آن جا که پاسخ دهی به این پرسش ، نیازمند به تبیین مبانی منطق و فلسفه هگل می باشد، نمی توان در حد یک مکاتبه به پاسخ سوال شما پرداخت. در این زمینه به کتاب هایی که در باب فیلسوفان فلسفه غرب به رشته تحریر درآمده است رجوع کنید و اگر ابهامی در این باب داشتیدسوالتان را با اساتید فن مطرح نمایید .در این جا تنها یک نکته را به طور اشاره می گوییم و آن این است که رابطه عشقی و عبد و مولایی قابل جمع می باشند و در فرهنگ اسلامی عمیقاً این مساله وجوددارد .اولیای دین ما چون پیامبر ( ص ) و امیرالمومنین ( ع ) عبد مطلق خدا بودند .ما در نماز خود همواره شهادت می دهیم که پیامبر عبد وفرستاده خدا بود .در عین حال آن چنان رابطه عاشقانه ای نیز بین اولیای دین و خدا هست که هرگز در اندیشه هگل خطور کردنی نیست . جلوه کوچکی از آن را در دعای شریف کمیل می بینیم که حضرت علی ( ع ) عرضه می دارند : ( ( وهب لی صبرت علی حر نارک ،فکیف اصبر علی فراقک ؛ خدایا گیرم که آتش دوزخت را تحمل کنم ،اما چگونه بر فراق تو شکیبایی ورزم ) ) ؟! به عبارت دیگر غنای فرهنگ اسلامی در این است که عبودیت را عاشقانه کرده است و عشق راعابدانه و این جمعی است که فلسفه هگل و امثال او آن را برنمی تابد.آنچه موجب شده است که امثال هگل بین رابطه عبد و مولایی ورابطه عشقی تقابل بیفکنند، این است که : اولاً شان ربوبی و جایگاه واقعی انسان در هستی را به درستی لحاظ نکرده اند .ثانیاً عبودیت ومعبودیت را با نگاهی سطحی و شبیه برده و مولای بشری انگاشته وبه کنه عبودیت و زیبایی و عظمت عرفانی آن پی نبرده اند.;

مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.