فتح دژهای خیبر چگونه انجام پذیرفت؟

فتح خیبر
0 21

بیش از ده روز مسلمانان برای تصرف دژهای ((وطیح)) و ((سلالم)) با جنگاوران یهود, دست و پنجه نرم کرده, و هر روز بدون نتیجه به لشکرگاه باز میگشتند.
در یکی از روز ها, ((ابی بکر)) مأمور فتح گردید و با پرچم سفید تا لب دژ آمدند. ولی پس از مدتی بدون نتیجه باز گشتند و فرمانده و سپاه هر کدام گناه را به گردن یکدیگر انداخته و همدیگر را به فرار متهم نمودند.
روز دیگر فرماندهی لشکر به عهده ((عمرو)) واگذار شد. او نیز داستان دوست خود را تکرار نمود و بنا به نقل طبری, پس از بازگشت از صحنه نبرد؛ با توصیف دلاوری و شجاعت فوق العاده رئیس دژ ((مرحب)), یاران پیامبر را مرعوب میساخت. در این لحظات پیامبر, افسران و دلاوران را گرد آورد, و فرمود: ((لا عطین الرایه غدا رجلا یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله یفتتح الله علی یدیه لیس بفرّار)):
این پرچم را فردا به دست کسی میدهم که خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر او را دوست میدارند و خداوند این دژ را به دست او میگشاید. او مردیست که هرگز پشت به دشمن نکرده و از صحنه نبرد فرار نمیکند و بنا به نقل طبرسی و حلبی چنین فرمود: کرّار غیر فرّار, یعنی به سوی دشمن حمله کرده, و هرگز فرار نمیکند.
روز بعدسکوت پر انتظار مردم, با جمله پیامبر که فرمود: ((علی کجا است؟!)) در هم شکست. در پاسخ او گفته شد که دچار درد چشم است. پیامبر فرمود او را بیاورید. پیامبر دستی بر دیدگان او کشید, و در حق او دعا نمود. آنچنان اثر نیک در دیدگان او گذارد که سردار نامیتا پایان عمر به درد چشم مبتلا نگردید.
امیرمؤمنان(ع) زره محکمیبرتن کرد وشمشیر مخصوصی خود, ((ذوالفقار)) را حمایل نموده؛ بسوی دژ حرکت و پرچم اسلام را که پیامبر به دست او داده بود, در نزدیکی خیبر بر زمین نصب نمود. در این لحظه درِ خیبر باز گردید, بی اختیار عقب رفتند, ولی علی مانند کوه پای برجا ماند. لحظهای نگذشت که جسد مجروح ((حارث)), دلاور یهودی به روی خاک افتاد و جان سپرد.
سپس شمشیر برنده و کوبنده قهرمان اسلام, بر فرق ((مرحب)) فرمانده یهودیان فرود آمد و سپر و کلاه خود و سنگ و سر را تا دندان دو نیم ساخت. در کشمش جنگ یک نفر از جنگویان یهود باشمشیر بر سپر علی زد و سپر از دست وی افتاد. علی فوراً متوجه درب دژ گردید, و آن را از جای خود کند, و تا پایان کار زار به جای سپر به کاربرد. پس از آنکه آن را بر روی زمین افکند, هشت نفر از نیرومند ترین سربازان اسلام از آنجمله ابورافع, سعی کردند که آن را از این رو به آن رو کنند, نتوانستند. آن حضرت در پاسخ شخصی چنین فرمود: ((ما قلعتها بقوه بشریه ولکن قلتها بقوه الهیه ونفس بلقاء ربها مطمئنه رضیه )) یعنی من هرگز آن در را با نیروی بشری از جای نکندم, بلکه در پرتو نیروی خداداد وبا ایمانی راسخ به روز بازپسین این کار را انجام دادم.
۱۶۶—————————————————-

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.