آیا روایاتی که از ابی ابن کعب در فضیلتهای مبالغه آمیز تلاوت قرآن نقل شده، قابل اعتماد است؟

0 6

پاسخ قطعی این پرسش، دشوار است، ولی از یک نکته نباید غفلت کرد و آن این که روزگاری، دوستان نادان اسلام، به خیال خود، برای این که مردم را به خواندن قرآن تشویق نمایند؛ احادیثی حاکی از ثوابهای زیاد در خواندن سورههای مختلف قرآن جعل میکردند،و این عمل را خدمت به قرآن میپنداشتند! و به خیال خود، از این رهگذر، مردم را به خواندن قرآن ترغیب مینمودند! بعید نیست که بسیاری از روایات مزبور، از این مقوله باشد چنانکه «نوح بن مریم» یکی از راویان این گونه روایات، به این معنی اعتراف کرده است.
«نوح بن مریم»، از قول «عکرمه»از «ابن عباس» ثوابهائی برای قرائت سورههای قرآن مجید، نقل کرده است روزی از وی پرسیدند: چه کسانی این حدیثها را از عکرمه، برای شما نقل کردهاند؟
گفت: هیچ کس!، من دیدم مردم سرگرم «فقه ابوحنیفه» و «مغازی ابن اسحاق» (مقصود، سیره ابن اسحاق است که ابن هشام سیره معروف خود را از آن گرفته است.) شده و قرآن را فراموش کردهاند، لذا این احادیث را جعل کردم تا مردم را به سوی کتاب آسمانی، جلب کنم و نظرم از این کار صرفا خدمت به اسلام و قرآن، و جلب خشنودی خدا بود!!. (لؤلؤ و مرجان/ ۱۱۳)
این اعتراف نشان میدهد که پارهای از روایات مربوط به ثواب قرائت قرآن، روی پندار غلطی جعل شده و به هیچ وجه با واقعیت تطبیق نمیکند.
مطلب دیگری که این معنا را تأیید مینماید و پرده از انگیزه جعل این احادیث، برمیدارد داستان زیر است: «موئل بن اسمعیل» میگوید:
استاد حدیثی، روایت مفصلی که سند آن به «ابی بن کعب» منتهی میشد، برای من نقل کرد که در آن برای یک یک سورههای قرآن، ثواب خاصی معین شده بود. من به استاد خود گفتم: این حدیث را از چه کسی شنیدهای؟ گفت: از شخصی که اکنون در «مدائن» زندگی میکند.
پیش شخص مزبور، در مدائن رفته مدرک او را در نقل این حدیث پرسیدم، گفت: من این حدیث را از شخصی شنیدم که اکنون در «واسط»به سر میبرد.
نا گزیر به سراغ او رفتم، او نیز گفت: از شخصی که در «بصره» سکونت دارد شنیده است، برای تحقیق مطلب رهسپار بصره شدم، در آنجا شخص مورد نظر را یافتم، او نیز مرا به شخصی که در «آبادان» میزیست، ارجاع نمود.
وقتی که در آبادان آن شخص را دیدم و جریان را برای او بازگو کردم، او دست مرا گرفت و به خانهای برد، در داخل خانه گروهی از صوفیان را دیدم که در اطراف پیرمردی حلقه زدهاند؛ راهنمای من، اشاره به پیرمرد کرد و گفت: من این حدیث را از این شخص شنیدهام!
من تصور کردم مشکل حل شده و ثمره زحمات خود را به دست آوردهام، ولی وقتی از او پرسیدم: این حدیث را از چه کسی شنیدهای؟ با کمال صراحت گفت: از هیچ کس!
گفتم: از هیچ کس؟!
گفت: آری! آن گاه توضیح داد که چون من دیدم مردم از تلاوت قرآن رو گردان شدهاند، برای این که آنها را به خواندن قرآن، تشویق نمایم این حدیث را جعل نمودم!! (لؤلؤ و مرجان/۱۱۴ ـ ۱۱۳)

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.