حدیث منزلت و مفاد آن در مورد جانشینی پیامبر چیست؟

0 27

کاروان بازرگانی که از طرف شام وارد خاک حجاز گردید پیامبر را از آمادگی سربازان روم برای یورش به مدینه آگاه ساخت. پیشگیری از وقوع حادثه بهتر از مقابله با آن است. از طرف پیامبر، بسیح عمومی در مدینه وحومه آن اعلام گردید، وسی هزار شمشیر زن در سخت ترین لحظات که هوای مدینه بشدت گرم شده و فصل رسیدن میوه ها و برچیدن خرمنها بود، آمادگی خود را برای شرکت در این جهاد بزرگ اعلام کرده ودر اردوگاه اسلام گرد آمدند.
خبرگزارانی به پیامبر گزارش دادند که منافقان مدینه تصمیم دارند در غیاب وی در مدینه دست به کودتا بزنند و گروهی را کشته و عدَه ای را ناراحت سازند . پیامبر گرامی(ص) برای پیشگیری از هر نوع حادثه احتمالی ، علی(ع) را جای خود نصب کرد و دستور داد در مدینه بماند و تا بازگشت پیامبر مراقب اوضاع با شد و به امور دینی و دنیوی مردم رسیدگی کند.
وقتی منافقان از اقامت علی(ع) در مدینه آگاه شدند، و دیدند که نقشه آنان نقش بر آب شده است، به فکر چاره افتادند و خواستند که کاری کنند که امام را از مدینه حرکت دهند. لذا شایع کردند که روابط علی(ع) با پیامبر(ص) به تیرگی گراییده و وی مورد بی مهری پیامبر قرار گرفته است، و گواه این امر نیز آن است که پیامبر(ص) به علی(ع) اجازه نداده در این جهاد اسلامی شرکت کند!
انتشار چنین شایعهای در محیط مدینه در حقَ علی(ع) که از روز تولد تا آن لحظه در پوشش مهر و مودت پیامبر(ص) پرورش یافته بود، مایه ناراحتی شدید علی(ع) و دوستان وی بود. از این روی،برای تکذیب گفتار آنان، خود را به پیامبر که چند میلی بیشتر از مدینه دور نشده بود رسانید، و پیامبر را از جریان آگاه ساخت. در این لحظه پیامبر(ص) با ابراز عواطف بی پایان نسبت به امام، مقام و موقعیت آن حضرت را نسبت به خود با جمله تاریخی زیر بیان کرد:
«اَما تَرضی أَن تَکون مِنَی بِمَنزله هارون مِن موسی، إِلاّ أنه لا نَبیّ بعدی، اِنه لایَنبغی أَن أذهب إِلا و أَنت خلیفتی».
[یعنی، آیا راضی نمیشوی که نسبت به من به سان هارون به موسی باشی، جز اینکه پس از من پیامبری نیست؟ هرگز شایسته نیست که من بروم ( دیده از جهان بربندم) مگر اینکه تو خلیفه و نماینده من باشی.]
این حدیث ، که در اصطلاح محدثان اسلامی به آن حدیث «منزلت» میگویند، از احادیث متواتر و قطعی میباشد.
مرحوم محدَث بحرانی در کتاب «غایه المرام» نام کسانی را که این حدیث را در کتابهای خود نقل کردهاند آورده و با بررسی دقیق نشان داده است که محدَثان اسلامی این حدیث را به صد و هفتاد طریق، که صد طریق آن به دانشمندان و محدَثان اهل تسنن منتهی میگردد ، نقل کردهاند . ( غایه المرام/۱۰۷-۱۵۲٫)
مرحوم شرف الدین عاملی نیز در کتاب «المراجعات»، اسناد این حدیث را از کتابهای محدَثان اهل سنت نقل کرده است و نشان داده است که این حدیث در ده کتاب حدیثی و رجالی آنان نقل شده است . (المراجعات/۱۳۱-۱۳۲٫)
درصحَت این حدیث کافی است که صحیح نویسان جهان اهل تسنن، «بخاری» و «مسلم»، این حدیث را در صحیحهای خود آوردهاند . (صحیح بخاری ۳/۵۸ ؛ صحیح مسلم۲/۳۲۳) در استواری این حدیث نیز کافی است که بدانیم «سعد و قاص» دشمن حضرت امیر، آن را یکی از سه نقطه درخشان در زندگانی علی(ع) خوانده است.
هنگامی که معاویه برا ی اخذ بیعت از مردم برای فرزند خویش «یزید» وارد مکه گردید در «الندوه» انجمنی تشکیل داد که در آن شخصیتهایی از صحابه پیامبر گرد آمده بودند. وی سخن خود را با بدگویی درباره علی(ع) آغاز نمود و انتظار داشت که سعد نیز با او در این کار همگام گردد. ولی سعد رو به معاویه کرد و گفت: من هر موقع سه نقطه درخشان از زندگانی علی را یاد میکنم از صمیم دل میگویم که ای کاش این سه فضیلت از آن من بود واین سه فضیلت عبارتند از:
۱٫ روزی که پیامبر(ص) به علی(ع) گفت: تو نسبت به من به سان هارونی نسبت به موسی هستی، جز اینکه پس از من پیامبری نیست.
۲٫ دریکی از روزهای جنگ خیبر گفت: فردا پرچم را به دست کسی میدهم که خدا و رسول او وی را دوست میدارد ، او فاتح خیبر است و پا به فرار نمیگذارد (و سپس پرچم را به دست علی(ع) داد).
۳٫ روز مباهله با مسیحیان «نجران»، پیامبر(ص)، علی و فاطمه و حسن و حسین(ع) را دور خود گرد آورد و گفت: پروردگارا! اینان اهل بیت من هستند. (صحیح مسلم ۷/۱۲۰٫)
بنابراین این در صدور این سخن از پیامبر گرامی(ص) نباید هیچ شک و تردیدی به خود راه دهیم؛ بلکه باید گامی به پیش بگذاریم و در دلالت و مفهوم و هدف حدیث قدری بیندیشیم.
در درجه نخست، باید در جمله « إلَا أنه لانبَی بعدی»، که در اصطلاح به آن « جمله استشنائی » میگویند، دقت کنیم. معمولا هر کجا موقعیت کسی را به کسی تشبیه کنند و بگویند این دو نفر از نظر مقام مثل هم هستند، اهل زبان از این جمله جز این نمیفهمند که این دو نفر از نظر شئون و مناصب اجتماعی باهم مساوی هستند، و اگر پس از چنین تشبیه و تنزیل، مقامی را استثنا کنند، آن نیز شاهد دیگر میشود که این دو نفر جز در آن مقامی که در آن سخن گوینده استثا شده، از هر نظر همتای یکدیگرند.
در این حدیث نیز، پیامبر موقعیت علی(ع) را نسبت به خود به سان موقعیت هارون نسبت به موسی خوانده و از میان مناصب هارون، فقط یک منصب را استثنا کرده است، و آن اینکه هارون بود ولی پس از پیامبر اسلام(ص)، به حکم «و خاتم النبیین»، پیامبری نخواهد آمد. و علی(ع) به مقام نبوت نخواهد رسید.
اکنون باید دید مناصب و مقامات هارون به حکم قرآن چه بوده که علی(ع) همه آنها را (جز نبوت که خود پیامبر در ذیل حدیث آن را استثنا کرده ) دارا بوده است.
وقتی به قرآن مراجعه میکنیم میبینیم که موسی برای هارون مناصب زیر را از خداوند خواسته و خداوند نیز در خواستهای موسی را پذیرفته و همه را به هارون داده است:
۱ـ مقام وزارت : موسی بن عمران از خداوند خواست که هارون را وزیر او قرار دهد:
«وَاجْعَل لی وَزیراٌ مِن اَهلی هارون أَخی» طه/ ۲۹ [پروردگارا ! از اهل بیت من هارون برادرم را برای من وزیر معیًن بفرما.]
۲ـ تقویت و تأیید: موسی از خدا خواست که او را به وسیله برادر خود هارون تأیید و تقویت نماید:
«أُشدد به أَزری» طه/۳۱ [مرا به وسیله او نیرومند ساز.]
۳ـ مقام رسالت: موسی بن عمران از خدا خواست که او را در امر رسالت شریک وی سازد.
«و أَشرکه فِی اَمری» طه/۳۲ ]او را در امر رسالت شریک من قرار بده[.
قرآن مجید خاطر نشان میسازد که خداوند به تمام درخواستهای موسی پاسخ مثبت گفته و همه این مقامات را به هارون عطا نمود: «وَ قَد أُوتیت سُؤلَک یا موسی» مریم/۵۳ [ای موسی، همانا همه درخواستهای تو پذیرفته شد].
علاوه بر این، موسی در ایام غیبت خود هارون را خلیفه و جانشین خود در میان بنی اسرائیل قرار داد و فرمود: «و قال موسی لِأخیه هارون اخْلُفنی فی قومی» احزاب/۱۴۲ [موسی به هارون گفت: تو جانشین من در میان قوم باش.] و در آیه دیگر با صراحت هر چه کاملتر به وزارت هارون تصریح می‎کند و می‎فرماید: «وجعلنا معه اخاه هارون وزیرا» فرقان/۳۵ [هارون برادر موسی را وزیر وی قرار دادیم.]
از مراجعه به آیات یاد شده مقامات و مناصب هارون کاملاً بهدست میآید و به حکم حدیث منزلت تمام این مناصب ومقامات (جز مقام نبوت) باید برای علی(ع) ثابت باشد.
در این صورت امام، وزیر و یار وخلیفه رسول خدا در میان مردم بوده و باید در غیاب پیامبر رهبری مردم را به عهده بگیرد.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.