دعای امام حسین (ع) در روز «عرفه» چه ویژگی هایی دارد؟

0 79

دعای امام حسین (ع) در روز «عرفه» چه ویژگی هایی دارد؟

دعاهای خاص حج آکنده از برکات زمانی و مکانی و غیر آن است. بهترین نیایشی که جنبه سیاسی ـ عبادی حج و زیارت را به خوبی تبیین می کند، دعای عرفه عارف معروف در بین اهل معرفت و سید شاهدان کوی شهود و شهادت، سالار جانبازان میدان نبرد توحید علیه طاغوت، و سرور پاکان و آزادگان، در ساحت فضیلت حضرت حسین بن علی(س) است؛ زیرا حضرتش در این دعا هم دستور کفر ستیزی و راه طاغوت زدایی و رسم سلحشوری و سنّت سرکوبی جنایتکاران را ارائه می کند و هم ستایش حکومت اسلامی و تقدیر دولت مکتبی و ظهور ولایت الهی را نشان می دهد و هم تجلّی هستی ذات اقدس خداوند و ظهور گسترده و همه جانبه آن ذات مقدس و خفای هر چه غیر اوست در پرتو نور او و پی بردن به او از خود او و به غیر او بها ندادن و غیر او را به او شناختن و ذاتش را عین شهود و مستغنی از استشهاد دانستن را تفهیم می‎کند نموداری از این ابعاد گوناگون دعای عرفه ذیلا بیان می شود:

دربخشی از آن دعا، قدرت لایزال الهی در کوبیدن جبّاران و اینکه خداوند هر کفر پیشه و ستمگری را ریشه کن می کند مطرح شده است:«فقطع دابر القوم الّذین ظلموا و الحمد لله ربّ العالمین» انعام/۴۵، آنجا که می فرماید: و او (خدای سبحان ) شنوای دعاها و دور کننده بدیها و بالابرنده درجات و کوبنده ستمگران است. پس معبودی جز او نباشد و چیزی عدیل او نیست و مثل و مانند ندارد: «و هو للدُّ عوات سامع و للکربات دافع وللدرجات رافع وللجبابرهقامع، فلاإله غیره و لا شیء یعدله ولیس کمثله شیء».

دربخش دیگر، عنایت خداوند نسبت به دولت الهی و تولّد در زمان حکومت اسلامی و نجات از پیشتازان کفر و الحاد و حکمرانان خودسر و خون آشام تبیین شده است؛ آنجا که به خداوند عرض می کند: … معبودا! به خاطر رأفت و مهربانی و لطف و احسانی که به من داشتی مرا در روزگار دولت پیشوایان کفر که پیمان تو را شکستند و پیامبرانت را تکذیب کردند، به دنیای نیاوردی بلکه در روزگاری به وجودم آوردی که هدایتی که تو آن را برای من میسر گردانیدی و مرا در آن پدید آوردی، بر وجود من پیشی گرفته بود.

در بخشهایی از آن دعای شریف، عالیترین مراحل توحید بیان شده است. در آن بخش از دعا این نکته به خوبی تبیین و بر آن تصریح شده است که پی بردن به خداوند از راه آثار و آیات او همانند پی بردن به آفتاب در فضای روشن روز به وسیله شمع کم نور است؛ زیرا ذات اقدس خداوند از هر ظاهری آشکارتر و از هر نوری نورانی تر است و هرگز غایب نشده و نمی شود تا نیازی به استظهار داشته باشد و هر عارفی قبل از هر چیز اول او را مشاهده می کند و بعد آثار او را، و آنکه خدا را رقیب و ناظر نمی بیند نابیناست و….

در قسمتی از بخش پایانی دعای عرفه که بدان اشاره شد چنین آمده است:… معبودا! تردّد من در آثار، موجب دوری وصول و شهود می شود. پس مرا خدمتی فرمای تا به تو رساندم. چگونه با چیزهایی که در وجود خویش نیازمند تواند بر تو استدلال می شود؟ آیا مگر غیر تو را ظهوری است که تو را نباشد و او سبب پیدایی تو شود؟ چه وقت از نظر پنهان شدی تا به دلیلی که به تو رهنمون شود نیازمند گردی و چه وقت از ما دور شدی تا آثار، ما را به تو برساند؟ کور است دیده ای که تو را مراقب خود نمی بیند! و در زیان است (مفاتیح الجنان، دعای عرفه امام حسین(ع)) سوداگری بنده ای که بهره ای از عشق تو در آن نیست!

خدایا! فرمان رجوع به آثار دادی امّا تو خود به پوشش نورها و به راهنمایی مشاهده و استبصار مرا به سوی خویش بازگردان تا از طریق آنها به تو بازگردم چنانکه از طریق آنها به کوی تو داخل شدم، درحالی که ضمیرم از نظر به آثار مصون، و همّتم از اتکای بر این آثار بالاتر باشد که تو بر هر چیز توانایی.

در این بخش، امام حسین(ع) به خدای سبحان عرض می کند: «خدایا! گرچه درقرآن فرمودی: سراسر عالم نشانه های توحید است، ولی مرا به نشانه ها ارجاع نده؛ زیرا اگر مرا به آثار آفاقی یا انفسی ارجاع دهی، تا از نشانه ها به صاحب نشان برسم مسیری بس طولانی می شود. خودت را به من نشان ده؛ این نشانه ها توان آنکه تو را به طور کامل نشان دهد ندارد. حتی سرزمین مکه و مواقف حج را که فرمودی: «فیه ایات بیّنات»، هیچ یک چنان ظهوری که تو را بنمایاند ندارد.

خدایا! تو که «نور السموات و الأرض» آل عمران/۳۵ و از هر نشانه ای آشکارتر و به من نزدیکتری، چرا مرا به نشانه ها ارجاع می دهی؟ پروردگارا! کی غایب شدی تا من برای اثبات وجود تو استدلال کنم. استدلال برای پی بردن از نشانه به غایب است.

تو که خود فرمودی: «أَوَلم یکْفِ بِربّک أَنّه عَلی کُل شَیء شَهید» فصلت/۵۳، نیازی به دلیل وبرهان نداری که من ازایات به توپی ببرم .پس خودت را آنچنان به من بنما که بی واسطه وبا شهود قلبی توراببینم».

این بیانات نورانی وعمیق ،سخن کسی است که پروردگارش شراب طهوربدونوشانید وضمیرش از نظر به غیر ساقی پاک واز حب شراب، اگرچه طهور است، مطهر ماند ؛زیراقلب اوچنان به حب ساقی شیفته بود که جایگاهی برای عشق به دیگری درآن یافت نمی شد .چنین دعایی سزاست که مغز همه عبادات باشد زیرا خود عبادتی صرف است که هیچ مجالی برای ظهور غیرمعبود درآن نیست وجز معبود درآن طلب نمی شود ومقصودی جزشناخت معبودبه خود معبود –ونه با چیز دیگری همچون ایات افاقی یاانفسی ـ درآن نیست!

پس دراین بخش ازدعا دلیل با مدلول متحداست ؛زیرا خدای سبحان با ذات خود برذات خویش دلالت می کند. برخلاف سایربخشهای دعا که یا استدلال برخدای سبحان است به وسیله ایات آفاقی ،که دراین حالت هریک ازمستدل ودلیل ومدلول درجایگاهی جدا از خدا قرارمی گیرند، و یا استدلال برخدای تعالی است به وسیله آیات انفسی ،که در این حالت اگرچه مستدل ودلیل متحد می شود اما هریک ازآن دواز مدلول جدا می گردد و معلوم است که دلیل اگرعین مدلول نباشد ممکن نیست که بتواند بر آن کاملا دلالت کند، برخلاف موردی که دلیل عین مدلول باشد؛ چنانکه دراین دعای رفیع همن نکته به چشم می خورد ؛زیرا امام حسین (ع)به خدا برخدا استدلال می کند واو رااز ذات آشکار ش می شناسد وحکم می کند به اینکه ظهوری برای غیر خدای تعالی نیست تا آشکارکننده خداوند باشد.

خلاصه آنکه ، دعای عرفه برهان صدیقین را به حکمای متأله اسلامی تعلیم دادو عرفا رانیز به شهود تشویق کرد ومتعبدان را هشدار داد و سالکان را بیدارکرد تا در وادی ایمن دوست قدم گذاشته وراهی رابپیمایند که عین هدف است ؛زیرا از خدا به خدا رسیدن یعنی از مقصد به مقصود نائل آمدن.

صحرای عرفات

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.