صوفیان برای تحقیر علم و تحقیقات علمی، حدیث معروف «لَیسَ العِلمُ بِکثرهِ التَعلیمِ وَ التَعَلُم بل نورٌ یَقدُفه الله فی قَلبِ مَن یَشاء» را دستاویز قرار داده، و به این وسیله دانش را محکوم می کنند، آیا برداشت آنان از این حدیث صحیح است؟

0 11

۱ ـ به فرض اینکه مراد از آن حدیث این باشد که انسان باید برای رسیدن به حقیقت علم، دست از تعلیم و تعلم کشیده و در گوشه خانقاه مشغول ذکر و ورد شود، تا اینکه از عالم غیب علم به صورت مرغی به قلب او پرواز کند، ولی آیا میتوان با این حدیث دست از آن همه آیات و اخبار که درباره اهمیت تعلیم و تعلم وارد شده، و آن را راه نجات و رسیدن به سعادت قرار داده است، بکشیم، اگر تعلیم و تعلم طریق کشف حقایق نیست، پس چرا اینقدر درباره مذاکره علم، و بحث و غور در مسائل علمی و حضور در مجلس عالم، و ثبت و ضبط علوم، و انتشار آن در میان مردم، تأکید شده است؟ مگر مکرر نشنیده اید که پیشوای بزرگ مذهب جعفری امام صادق(ع) مجلس درسی عظیمی داشت و عدد مجموع شاگردان آن حضرت به چهار هزار نفر می​رسید، اگر تعلیم و تعلم را راه وصول به حقایق نبود، چرا حضرت، این روش را تغییر نداده و مانند مراشد و خانقاه نشینها با آن شاگردان معامله نمی​کرد؟! آن بزرگوار، در آن مجلس تنها بیان احکام نمی نمود، بلکه هرگونه مسائل دینی و علمی و استدلالی و غیر استدلالی در آن مجلس مورد بحث واقع می شد، کسانی که با اخبار سر و کار دارند به خوبی این سخن را تصدیق می​کنند. ۲ ـ اگر تعلیم و تعلم، نور دانش را در دل روشن نمی‎کند، چرا آنهائی که سالها صورت بر خاک خانقاه گذارده​اند در مسائل علمی و آنچه مربوط به توحید و معاد و تفسیر قرآن مجید و فهم اخبار اهلبیت است، اینقدر عاجزند؟ اینها که علوم اصطلاحی و یونانی نیست که بگویند به آنها کار ندارند، چرا سخنان شیخ صفی الدین یا حسین بن منصور حلاج با سخنان علامه حلی و علامه مجلسی و سید مرتضی و شیخ انصاری قابل مقایسه نیست؟ اینک کتابهای آنها را… بردارید و مطالعه کنید و قضاوت نمائید و اگر اتفاقا در میان متصوفه کسانی پیدا شوند که اطلاعات دینی و علمی داشته باشند، مانند «غزالی» آنهم از برکت همین تحصیلات رسمی است! اشخاص دانشمند و تحصیل کرده وقتی می توانند به نتایج دانش برسند، و از منافع علم و روحانیت آن برخوردار شوند و دلهای آنها به نور علم روشن گردد، که دانایی را با تقوای و تهذیب اخلاق توأم نمایند و گویا مراد از آن حدیث شریف هم همین باشد که نباید تنها به تعلیم و تعلم اکتفا کرد، بلکه علاوه بر تعلیم و تعلم باید به تقوی و تهذیب اخلاق هم پرداخت تا نورانیت و فیوضات و برکات دیگری از ناحیه خداوند بر آنها افاضه شود.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.