عالم برزخ چگونه است؟

0 40

از کتاب و سنت استفاده می شود انسان در فاصله میان مرگ و رستاخیز زندگی محدود و موقتی دارد که برزخ و واسطه میان دنیا و آخرت است. انسان پس از مرگ از جهت اعتقاداتی که داشته و اعمال نیک و بدی که در دنیا انجام داده، مورد بازپرسی خصوصی قرار می گیرد و پس از محاسبه گذرا ، طبق نتیجه ای که گرفته شده، به زندگی شیرین و گوارا یا تلخ و ناگوار محکوم گردیده، با همان زندگی در انتظار روز رستاخیز به سر می برد.

انسان در زندگی برزخی بسیار شبیه است به حال کسی که برای رسیدگی اعمالی که از وی سر زده ، به سازمان قضایی احضار شود و مورد بازجویی و بازپرسی قرار گرفته ، به تنظیم و تکمیل پرونده اش بپردازد، آنگاه در انتظار محاکمه و بازداشت به سر برد.

روح انسان در برزخ به صورتی که در دنیا زندگی می کرد، به سر می برد. اگر از نیکان است، از سعادت و نعمت و جوار پاکان و مقربان درگاه خدا برخوردار می شود اما اگر از بدان است، در عذاب و همراهی شیاطین و پیشوایان گمراهی، روزگار می گذراند: "لَعَلِّى أَعْمَلُ صَلِحاً فِیمَا تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّهَا کَلِمَهٌ هُوَ قَآئِلُهَا وَمِن وَرَآئِهِم بَرْزَخٌ إِلَى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ‏ ؛[۱] شاید در آنچه از خود به جاى گذاشته ‏ام (از مال و…) کار نیکى انجام دهم. (به او گفته مى ‏شود:) هرگز. این گفته سخنى است که (به ظاهر) مى ‏گوید (ولى اگر برگردد، به آن عمل نمى ‏کند) و در پى آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته شوند."

دیدار ارواح با بستگان و اقوام

درباره دیدار با بستگان و اقوام، از روایاتی استفاده می شود اموات با هم در ارتباط هستند.[۲] از امام علی (ع) می پرسند: آیا مردگان با هم گفتگو و انس دارند؟ امام فرمود: "آری، اگر پرده از جلو چشم تو برداشته شود، آنها را می بینی که حلقه حلقه نشسته اند…".

در روایتی حمادبن عثمان از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند ، حضرت در جواب این سؤال که آیا ارواح مومنان با یکدیگر ملاقات می‌کنند ؟ فرمودند بله و از یکدیگر سؤال می‌کنند و یکدیگر را می‌شناسند وهنگامی که او (یکی از آن ها) را دیدی ، می‌گویی فلانی است. [۳]

برخی از روایات با تعبیر " یتزاورون" زیارت و ملاقات‌های ارواح با یکدیگر را بیان می‌کنند.[۴]

در بیانی دیگر از امام صادق(ع) نقل شده است که ارواح مومنان در کوه‌های رضوی،آل محمد را می‌بینند و از خوراکی‌ها و نوشیدنی‌های آنان بهره مند می‌شوند و در مجالسشان با آنان به گفت وگو می‌پردازند.[۵]

در برخی از روایات آمده است که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که وقتی یک شخص از دنیابرود، ارواح دیگران نزد او آمده و از آنان در باره کسانی که از دنیا رفته اند یا هنوز زنده اند سؤال می‌کنند، پس اگر گفت: زنده است، به او امیدوار شوند، ولی اگر گفت :مرده است می‌گویند سقوط کرده است (زیرا اگر سقوط نکرده بود و به عذاب الهی وارد نشده بود هم اکنون نزد ما بود) سپس به یکدیگر می‌گویند: او را ترک کنید و بگذارید تا از مرارت‌ها و سختی‌های مرگ آرامش یابد.[۶]
بنا بر این طبق این روایات، برزخیان همدیگر را بعد از مرگ می‌شناسند و امکان سخن گفتن با یکدیگر را دارند ویکدیگر را ملاقات می‌کنند.

اگر رفتگان و گذشتگان مؤمن باشند و انسان با ایمان از دنیا برود، می تواند در آن عالم، آن ها را ملاقات نماید. البته در برخی از روایات آمده که بعضی از انسان ها اصلاً عالم برزخ را درک نمی کنند.

عالم برزخ برای انسان های بسیار خوب و بسیار بد است و انسان های متوسط چندان عالم برزخ را درک نمی کنند. مانند اینکه بعضی از انسان ها به خواب می روند و هیچ چیز در خواب نمی بینند یا متوجه نمی شوند، اما انسان های دیگر خواب بسیار می بینند.

حالات مختلف آدمیان

از مجموع آیات و احادیث بر می آید که توقف افراد در عالم برزخ متفاوت است. در برزخ سه گروه با حفظ درجات زندگی مختلفی دارند:

۱ـ مؤمنان خالص که از نعمت های بهشتی به طور محدود بهره مندند و دعا می کنند که رستاخیر برپا شود.

۲ـ سردمداران کفر و ضلالت و نفاق، در عین این که صبح و شام بدن برزخی آن ها به آتش جهنم برزخی عرضه می شود، آرزو می کنند که قیامت برپا نشود.

۳ـ از برخی افراد در روایات به مستضعفان تعبیر شده است که ایشان نه از نعمت برخوردارند و نه از عذاب. این ها غالباً در حال خواب و یا غفلت و بی حسی به سر می برند، ولی در قیامت بیدار می شوند.

پس انسان نیکوکار در گذشته ای که در سایه رحمت خاصه خدا آرمیده است در بهشت برزخی جای گرفته و هرچه این سکونت طولانی تر گردد برای او لذت آفرین تر است. انسان گنهکار نیز برای تصفیه روح خویش و پا گذاردن به بهشت برزخی می بایست ابتدا در جهنم برزخی وارد گردد. چنین روحی بسته به نوع و مقدار آلودگی خویش مدتی را در این جهنم سپری می کند و آنگاه اگر پاک شد به بهشت قدم می نهد.
 

[۱]. مؤمنون(۲۳) آیه ۱۰۰.
[۲].شیعه در اسلام ، علامه طباطبائی ، ص ۱۶۲ و ۱۶۳.
[۳]. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار،ج۶ ، ص۲۳۴.
[۴]. همان،ص ۲۳۴ و ۲۴۲.
[۵]. همان، ج۶،ص۲۴۳.
[۶]. همان ص ۲۶۹ و محمدبن یعقوب کلینی، فروع کافی، ج۳،ص۲۴۴.

منبع : شهر سوال

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.