جهت پیشگیری از گناهانی که بوسیله زبان سر میزنند چه باید کرد؟

0 32

۱ ـ سکوت ـ در روایات به ما دستور داده اند در جائی که لازم نیست، سخن مگوئید، زیرا هر چه حرف زیادتر، احتمال خطا و گناه بیشتر است، همچنانکه هر چه نوشتن بیشتر، غلط و اشتباه بیشتر اگر انسان دست به قلم نشود و چیزی ننگارد دچار اشتباه نمی‎شود و اگر هم حرفی نزند دچار لغزش و خطا و معصیت نمیگردد.
سکوت نشانه عقل است، البته سکوتی که بر طبق موازین و در جای خود باشد، برای همین جهت است که مولی علی (ع) آن امیر کلام میفرمایند که «اِذا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْکَلامُ» (نهج البلاغه، کلمات قصار کلمه ۶۸٫) [عقل زمانی که کامل شد، کلام کم میشود.]
۲ ـ اول تفکر سپس تلفظ ـ داروی دیگری که برای این مریض تجویز شده، آن است، که قبل از سخن گفتن فکر کند، تا مصداق این کلام شود (کم گوی و گزیده گوی چون دُر) دو تعبیر در روایات اهل بیت (ع) دیده میشود الف ـ «لِسانُ الْمُوْمِنِ وَراءَ قَلْبِهِ وَقَلْبُ الْمُنافِقِ وَراءَ لِسانِهِ» (بحار الانوار جلد ۷۱/۲۹۲) [زبان مومن پشت قلب او، و قلب منافق پشت زبان اوست] یعنی مؤمن واردات در قلب را از فیلتر و دستگاه تصفیه قلب میگذراند، و بعد به روی نوار زبان منتقل میکند، ولی منافق بر عکس است، اول حرفی را میزند و سپس میاندیشد و لذا در بسیاری از موارد سخنانش موجب پشیمانی اوست.
ب تعبیر دومیکه در روایات دیده میشود این است «لِسانُ الْعاقِلِ وَراءَ قَلْبِهِ وَقَلْبَ الْاَحْمَقِ وَراءَ لِسانِهِ» (نهج البلاغه کلمات قصار کلمه ۳۹) [زبان عاقل پشت قلب او، و قلب احمق پشت زبان اوست] بازگشت هر دو تعبیر به یک مطلب است زیرا در واقع مومن در تعبیر اول عاقل و منافق هم همان احمق است.
۳ ـ توجه به اینکه فضائی که در آن زندگی میکنیم، مثل ضبط صوتی برای ضبط اعمال و بالخصوص ضبط اصوات ما است. انسان اگر متوجه باشد، که صدای او ضبط میشود، سنجیدهتر سخن میراند، اگر چه نوار ضبط شده را هم کسی گوش ندهد، صرف توجه به اینکه صدا ضبط میشود، و احتمال این هست که کسی بشنود، انگیزهای در انسان ایجاد میشود. که منطبق با معیارهای صحیح صحبت کند.
فضای اطراف ما ضبط صوت الهی است، که حتی کوچکترنی حرف را هم ضبط کرده، و اگر خداوند اراده کند، در «یَوْم تبلی السرائر» [روزی که سریره ها و نهان ها آشکار میشود] این نوار ضبط شده به سمع ما میرسد.
۴ ـ توجه به اینکه افرادی موکل هستند اعمال ما را عموما و صحبت های ما را خصوصا بنویسند و در رأس آنها بزرگ و عظیمیکه «لا تَاخُذُهُ سَنَهٌ وَلا نَوْم» بقره/۲۲۵ [چرت و خواب او را نمیگیرد] نظاره گر است، اگر انسان توجه به این معنی پیدا کند، که عالم در محضر خداست هیچوقت قولی و یا عملی بر خلاف رضای آن بزرگ که ولی نعمت اوست، انجام نمیدهد.
۵ ـ توجه به اینکه سخنان ما جزو اعمال ماست، بعضی باور ندارند، که حرف جزء عمل است، میگویند حرف باد هواست عمل آن است که مثلاً سیلی به صورت کسی بزنی، در حالی که اینها غافلند از اینکه حرفی که پشت سر فلان شخص میزند، از هزاران سیلی برای او ضررش بیشتر است، باید باور کنیم که حرفها در زمره اعمال مورد بررسی و مکافات قرار میگیرد، حرف خوب در زمره اعمال خوب، و حرف بد در زمره اعمال بد.
وقتی پیامبر اکرم(ص) به علی(ع) میفرمایند «لاَنْ یَهْدِیَ الله عَلی یَدَیک رَجُلاً خیر لک مِما طَلَعَتْ علیه الشمسُ وغَرُبَت» (بحار الانوار ۲۱/۳۶۱) [هدایت کردن خدا کسی را به دست تو بهتر است برای تو از هر چه خورشید بر آن طلوع و غروب میکند] مسلما منحرف کردن یکنفر هم ولو با حرف، گناهش عظیم است.
شیعه و سنی نقل کرده اند که معاذ بن جبل گفت با پیمبر اکرم(ص) در سفر بودم، روزی صبح کردم در حالی که نزدیک آن حضرت بودم و با هم راه میرفتیم، از ایشان خواستم که عملی را به من بیاموزند که مرا داخل بهشت کرده و از آتش جهنم دور گرداند، آن حضرت شروع به صحبت کرده کلماتی فرمودند تا رسیدند به این جمله که آیا میخواهی تو را به ملاک و ریشه نصائحی که کردم رهنمون سازم، گفتم بله یا رسول الله فرمودند نگاه دار این را، و اشاره به زبانشان کردند. (معاذ بن جبل در ذهنش شاید مثل امثال ما اینطور بود، که حرف باد هواست) عرض کرد «یا نَبیَّ اللهِ وَاِنّا لَمُواخِذوُنَ بِما نَتَکَّلُم بِهِ؟» [آیا ما بواسطه آنچه میگوئیم مورد محاسبه و مکافات قرار میگیریم] پیامبر(ص) فرمودند «ثَکَلَتْکَ اُمُکَ یا مَعاذ» [مادرت به عزایت بنشیند ای معاذ]
سپس فرمودند «وَهَلْ یَکُبُّ النّاسَ فِی النارِ عَلی وُجُوهِمِ (اَوْ عَلی مُناخِرِهِمْ) اِلاّ حَصائِدُ اَلْسِنَتِهِمْ» (ترغیب جلد ۳/۵۲۸) [آیا غیر از این است، که محصولهای زبانهای مردم، مردم را روی صورت به آتش میاندازند؟]
۶ ـ ملاحظه عواقب کار و ایمان به آن، ـ شرابخوار اگر بداند این ماده سست کنندهای که مینوشد از سر تا ناخن یا در خود و حتی در نسلهای بعدی او اثر سوء دارد، یا یک فرد معتاد اگر به عاقبت اعتیاد به هروئین دقیق بنگرد، و به آن ایمان داشته باشد که چه زندگی نکبت بار و فلاکت باری در انتظار اوست، فقر، بیماری، متلاشی شدن زندگی، محرومیت و غیره، همین موجب برگشتن وی از این راه کثیف و ظلمانی است.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.