صحنه ورود پیامبر به مکه و کعبه در جریان فتح مکه چگونه بود؟

0 16

پیغمبر اکرم(ص) با صفوف لشکریان اسلام حرکت کرد تا به نقطه «ذی طوی» رسید، همان نقطه مرتفعی که از آنجا خانه​های مکه نمایان است، پیامبر(ص) به یاد روزی افتاد که به اجبار از مکه مخفیانه بیرون آمد، ولی می​بیند امروز با این عظمت وارد مکه می​شود، لذا پیشانی مبارک را به فراز جهاز شتر گذاشت و سجده شکر بجا آورد.

سپس پغمبر اکرم(ص) در «حجون» (یکی از محلات مرتفع مکه که قبر خدیجه در آن است) فرود آمد و غسل کرد، و با لباس رزم و اسلحه بر مرکب نشست، در حالی که سوره «فتح» را قرائت می​نمود وارد مسجد الحرام شد و تکبیر گفت، سپاه اسلام نیز همه تکبیر گفتند، به گونه​ای که صدایشان همه دشت و کوه را پر کرد.

سپس از شتر خود فرود آمد، و برای نابودی بتها نزدیک خانه کعبه آمد، بتها را یکی پس از دیگری سرنگون می​کرد و می​فرمود «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ اِنَّ الَباطِلَ کانَ زهوقاً» [حق آمد و باطل زایل شد و باطل زایل شدنی است].

چند بت بزرگ بر فراز کعبه نصب شده بود که دست پیامبر(ص) به آنها نمی​رسید، امیر مؤمنان علی(ع) را امر کرد پای بر دوش مبارکش نهد و بالا رود، و بتها را به زمین افکنده بشکند، علی(ع) این امرا را اطاعت کرد.

سپس کلید خانه کعبه را گرفت و در را بگشود و عکسهای پیغمبران را که بر در و دیوار داخل خانه کعبه ترسیم شده بود محو کرد.

بعد از این پیروزی درخشان و سریع، پیغمبر اکرم(ص) دست در حلقه در خانه کعبه کرد و رو به اهل مکه که در آنجا جمع بودند فرمود و گفت «شما چه می​گوئید؟ و چه گمان دارید؟! درباره شما «چه دستوری بدهم»؟

عرض کردند ما جز خیر و نیکی از تو انتظار نداریم، تو برادر بزرگوار و فرزند برادر بزرگوار مائی! و امروز به قدرت رسیده​ای، ما را ببخش، اشک در چشمان پیامبر(ص) حلقه زد، صدای گریه مردم مکه نیز بلند شد.

پیغمبر اکرم(ص) فرمود من درباره شما همان می​گویم که برادرم یوسف گفت، «امروز هیچگونه سرزنش و توبیخی بر شما نخواهد بود ،خداوند شما را می​بخشد و او ارحم الراحمین است» یوسف/۹۲٫ و به این ترتیب همه را عفو کرد و فرمود همه آزادید، هر جا می​خواهید بروید.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.