معنای عصمت چیست؟

0 77

عصمت اسم مصدر از "عصم" است و عصم به معنای منع کردن و بازداشتن است.

این منع گاهی به نحو سلب اختیار است و گاهی به نحو فراهم کردن وسائل و مقدماتی است که فرد بتواند به اختیار خود از کار خودداری کند.[۱]
ابن زجاج از لغت شناسان معروف عرب، اصل عصمت را ریسمان معنی کرده که سپس توسعه معنایی پیدا کرده است و در معنای توسعه یافته به هر وسیله ‏ای که باعث حفظ چیزی شود، عصمت گفته می‏شود.[۲]
شیخ مفید از بزرگان علماء متقدم شیعه نیز عصمت را به معنای ریسمان گرفته است و فرموده عصمت مانند این است که به فردی که در حال غرق شدن است، ریسمانی داده شود تا به وسیله آن خود را نجات دهد.[۳]

بنابراین در معنای لغوی عصمت دو امر ملحوظ است:
اول) کمک از جانب غیر که برای دیگری محافظی و ریسمانی قرار دهد.
دوم) استفاده از ریسمان به اختیار خود. این معنا را روایات ما نیز تایید می‏کنند. چنانکه از امیر المؤمنین صلی الله علیه و آله و سلم وارده شده که فرمود «ان التقوی عصمه لک فی حیاتک؛[۴] تقوی نگهدارنده (ریسمان) تو در زندگانیت است»

اما معنای اصطلاحی عصمت نیرویی است که انسان را از وقوع در خطا و از ارتکاب گناه باز می‏دارد، این نیرو درونی است نه بیرونی و باعث می‏شود که انسان خطا و اشتباه و گناه نکند. به عبارت دیگر عصمت ملکه‏ای است نفسانی که انسان را از اینکه در خطاء واقع شود و مرتکب گناه گردد، باز می‏دارد.[۵] بنابراین عصمت مستند به اختیار آدمی است اما توفیق الهی هم می‏خواهد. یعنی معصوم به عصمت الهی (ریسمان الهی) معصوم است و اختیار او علت تامه ملکه عصمت نیست.[۶]

در تعریف فوق به چند مطلب اشاره شده است:
اول: عصمت "ملکه" است. ملکه در مقابل حال قرار دارد و عبارت است از صفت راسخ نفسانی زوال‏ناپذیر که در آن تغییری نیست. اما "حال" صفتی نفسانی است که ثابت و همیشگی نباشد. بنابراین عصمت صفتی است که در نفس رسوخ کرده و انسان را از گناهان باز می‏دارد، هر چند قدرت بر انجام گناه را از او سلب نمی‏کند.[۷]

دوم: عصمت، انسان را از خطاء و گناه باز می‏دارد. اما منظور از خطاء و اشتباه این است که انسان معصوم در گرفتن وحی و تبلیغ رسالت و تصمیمات خود و امثال آنها اشتباه نمی‏کند. به عبارت دیگر در دریافت حقیقت و تطبیق آن و بیان آن مصون از اشتباه است.
اما منظور از عدم ارتکاب گناه هم این است که چون گناه عبارت از هتک حرمت بندگی و مخالفت با دستورات حضرت حق است و در هر حال یا به زبان و یا در عمل با مقام بندگی منافات دارد، انسان معصوم در درون خود حالتی ثابت دارد که او را از افتادن در دره مخالفت باز می‏دارد و به او اجازه گناه و اشتباه نمی‏دهد.[۸]

سوم: این نیروی درونی و ملکه نفسانی در کسانی است که قابلیت و شأنیت آن را داشته باشند. مثلاً درباره ماشین حساب و رایانه نمی‏شود گفت که دارای ملکه‏ای است که به واسطه آن اشتباه نمی‏کنند یا حیوانات از گناه مصون هستند. یا حتی ملائکه از خطاء و اشتباه و گناه معصوم هستند. زیرا آنها شانیت گناه و قابلیت اشتباه ندارند و از ابتدای آفرینش به گونه‏ای خلق شده‏اند که خطاء و گناه درباره آنها معنی ندارد.بنابراین اختیار و فیض الهی دو رکن عصمت می‏باشند.

پیامبر اکرم و ائمه اطهار(ع) معصوم هستند، اما این عصمت ذاتی نیست. بنابر این، اسلام برای هیچ کس عصمت ذاتی قائل نیست زیرا همه ممکن الوجودند و در وجود و سعه رفتار و کردار خود محتاج به حضرت حق هستند.
و چنان قبلاً گفته شد: عصمت دو شرط اساسی دارد: فیض الهی و اختیار. که بدون این دو شرط عصمت حاصل نمی شود. پس حضرات معصومین(ع) با توفیق الهی و اختیار خود معصوم هستند و حتی فکر گناه و خطا نیز در محدوده جان آنها راه ندارد اما این عصمت بدون توفیق و فیض الهی ممکن نیست زیرا همه چیز بسته به فرمان حضرت حق – جل و علا – است.

[۱]. معجم مقاییس اللغه، ج ۴، ص ۳۳۱
[۲]. لسان العرب، ج ۱۲، ص ۴۰۵
[۳]. اوائل المقالات شیخ مفید، تصحیح‏دکتر مهدی محقق، انتشارات دانشگاه تهران ص: ۶۶
[۴]. غررر الحکم و در رالکم عبدالواحد آمدی با شرح فارسی تصحیح میر جلال الدین محدث ارموی. انتشارات دانشگاه تهران، ج ۲، ص ۵۰۹ همچنین ر. ج. حدیث شماره ۳۳۹۰، ج ۲، ص ۲۰۶.
[۵]. تفسیر المیزان، ج ۲، ص۱۳۴ و ۱۳۸ ذیل آیه ۲۱۳ سوره بقره‏.
[۶]. همان، ج ۲، ص ۴۴۵ ذیل آیه ۲۸۶ بقره و ج ۵ ، ص ۱۶۲- ۱۶۴ ذیل آیه ۳۳ سوره یوسف‏.
[۷]. پژوهشی در عصمت معصومان حسن یوسفیان و احمد حسین شریفی. ناشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول زمستان ۷۷، ص ۲۹.
[۸]. تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۱۳۶.

منبع : شهر سوال

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.