جنگ بدر، چگونه آغاز شد؟

0 3

«ابو سفیان» بزرگ «مکه» در رأس یک کاروان نسبتاً مهم تجارتی که از چهل نفر با ۵۰ هزار دینار مال التجاره تشکیل می​شد از شام به سوی مدینه باز می​گشت، پیامبر(ص) به یاران خود دستور داد آماده حرکت شوند و به طرف این کاروان بزرگ که قسمت مهمی از سرمایه دشمن را با خود حمل می​کرد بشتابند و با مصادره کردن این سرمایه، ضربه سختی بر قدرت اقتصادی و در نتیجه بر قدرت نظامی دشمن وارد کنند.

ابوسفیان از یکسو بوسیله دوستان خود در مدینه از این تصمیم پیامبر(ص) آگاه شد و از سوی دیگر چون موقعی که این کاروان برای آوردن مال التجاره به سوی شام می​رفت نیز مورد چنین تعرض احتمالی قرار گرفته بود، قاصدی را به سرعت به مکه فرستاد، تا جریان را به اطلاع اهل مکه برساند، قاصد در حالی که طبق توصیه ابوسفیان بینی شتر خود را دریده و گوش آنرا بریده و خون به طرز هیجان​انگیزی از شتر می​ریخت و پیراهن خود را از دو طرف پاره​ کرده بود و وارونه سوار بر شتر نشسته بود تا توجه همه مردم را به سوی خود جلب کند، وارد مکه شد، و فریاد برآورد«ای مردم پیروزمند، کاروان خود را دریابید، کاروان خود را دریابید، بشتابید و عجله کنید، اما باور نمی​کنم به موقع برسید، زیرا محمد و افرادی که از دین شما خارج شده​اند برای تعرض به کاروان از مدینه بیرون شتافتند.

و از آنجا که بسیاری از مردم مکه در این کاروان سهمی داشتند مردم به سرعت بسیج شدند و حدود ۹۵۰ نفر مرد جنگی که جمعی از آنها بزرگان و سرشناسان مکه بودند با ۷۰۰ شتر و ۱۰۰ رأس اسب به حرکت درآمدند، و فرماندهی لشکر به عهده ابوجهل بود. از سوی دیگر ابوسفیان برای اینکه خود را از تعرض مسلمانان مصون بدارد، مسیر خود را تغییر داد و به سرعت به سوی مکه گام برمی​داشت.

پیامبر اسلام(ص) با ۳۱۳ نفر که تقریباً مجموع مسلمانان مبارز اسلام را در آن روز تشکیل می​دادند به نزدیکی سرزمین بدر، بین راه مکه و مدینه رسیده بود که خبر حرکت سپاه قریش به او رسید. در این هنگام با یاران خود مشورت کرد که آیا به تعقیب کاروان ابوسفیان و مصادره اموال و کاروان بپردازد و یا برای مقابله با سپاه آماده شود، جمعی مقابله با سپاه دشمن را ترجیح دادند، ولی گروهی از این کار اکراه داشتند، ترجیح می​دادند که کاروان را تعقیب کنند، دلیل آنها هم این بود که ما به هنگام بیرون آمدن از مدینه به قصد مقابله با سپاه مکه نبودیم و آمادگی رزمی برای درگیری با آنها نداریم در حالی که آنها با پیش​بینی قطعی و آمادگی کافی برای جنگ، به سوی ما می​آیند.

این دو دلی و تردید در این گروه هنگامی افزایش یافت که معلوم شد نفرات دشمن تقریباً بیش از سه برابر نفرات مسلمانان و تجهیزات آنها چندین برابر تجهیزات مسلمانان است، ولی با همه این حرفها پیامبر(ص) نظر گروه اول را پسندید، و دستور داد آماده حمله به سپاه دشمن شوند، هنگامی که دو سپاه با هم روبرو شدند، دشمن نتوانست باور کند که مسلمان با آن نفرات و تجهیزات کم به میدان آمده​اند، بلکه فکر می​کرد قسمت مهم سپاه اسلام در جایی مخفی شده​اند تا به موقع حمله خود را به طور غافلگیرانه شروع کنند، لذا شخصی را برای تحقیق فرستادند، اما به زودی فهمیدند که جمعیت همانست که دیده بودند.

از طرفی همانطور که گفتیم جمعی از مسلمانان در وحشت و ترس فرو رفته بودند، و اصرار داشتند که مبارزه با این گروه عظیم که هیچگونه موازنه​ای با آنها ندارد صلاح نیست، ولی پیامبر(ص) با این وعده الهی آنها را دلگرم ساخت و گفت خداوند به من وعده داده که بر یکی از دو گروه پیروز خواهید شد یا برکاروان قریش یا بر لشگرشان، و وعده خداوند تخلف ناپذیر است، به خدا سوگند گویا محل کشته​شدن ابوجهل و عده​ای از سران قریش را با چشم خود می​بینم، سپس به مسلمانان دستور داد که در کنار چاه بدر فرود آیند پیامبر(ص) قبلاً صحنه​ای از نبرد را در خواب دید که تعداد کمی از دشمنان در مقابل مسلمانان حاضر شده​اند و این اشاره و بشارتی به پیروزی بود، عین این خواب را برای مسلمانان نقل کرد و موجب تقویت روحیه و اراده آنها در پیشروی کردن به سوی میدان بدر گردید. البته پیامبر(ص) این خواب را درست دیده بود، زیرا نیرو و نفرات دشمن اگرچه در ظاهر بسیار زیادتر بود، ولی در باطن اندک و ضعیف و ناتوان بودند، و می​دانیم خوابها معمولاً جنبه اشاره و تعبیر دارند، و در یک خواب صحیح چهره باطنی مسأله خودنمایی می​کند.

در این گیر و دار ابوسفیان توانست خود را با قافله از منطقه خطر رهایی بخشد، و از طریق ساحل دریا (دریای احمر) از بیراهه به سوی مکه با عجله بشتابد و بوسیله قاصدی به لشکر پیغام فرستاد که خدا کاروان شما را رهایی بخشید من فکر می​کنم مبارزه با محمد در این شرایط لزوم ندارد، چون دشمنانی دارند که حساب او را خواهند رسید، ولی رئیس لشکر ابوجهل به این پیشنهاد تن در نداد و به بتهای بزرگ «لات» و «عزی» قسم یاد کرد که ما نه تنها با آنها مبارزه می​کنیم و بلکه تا داخل مدینه آنها را تعقیب خواهیم کرد و یا اسیرشان می​کنیم و به مکه می​آوریم تا صدای این پیروزی به گوش تمام قبائل عرب برسد.

سرانجام لشکر قریش نیز وارد سرزمین بدر شد.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.