معروفترین روایتی که در مورد اصحاب اخدود نقل کرده​اند، چه روایتی است؟

0 11

معروفتر از همه آن است که مربوط به «ذونواس» آخرین پادشاه «حمیر» (حمیر قبیله​ای بود از قبایل معروف یمن) در سرزمین «یمن» است.

توضیح اینکه «ذونواس» که آخرین نفر از سلسله گروه «حمیر» بود به آئین یهود درآمد، و گروه «حمیر» نیز از او پیروی کردند، او نام خود را «یوسف» نهاد، و مدتی بر این منوال گذشت، سپس به او خبر دادند که در سرزمین «نجران» (در شمال یمن) هنوز گروهی بر آئین نصرانیتند، هم مسلکان «ذونواس» او را وادار کردند که اهل «نجران» را مجبور به پذیرش آئین یهود کند، او به سوی نجران حرکت کرد، و ساکنان آنجا را جمع نمود، و آئین یهود را بر آنها را عرضه داشت و اصرار کرد آن را پذیرا شوند، ولی آنها ابا کردند حاضر به قبول شهادت شدند. اما حاضر به صرف​نظر کردن از آئین خود نبودند.

«ذونواس» دستور داد خندق عظیمی کندند و هیزم در آن ریختند و آتش زدند، گروهی را زنده زنده به آتش سوزاند، و گروهی را با شمشیر کشت و قطعه قطعه کرد، به طوری که عدد مقتولین و سوختگان به آتش به بیست هزار نفر رسید!

بعضی افزوده​اند که در این گیرودار یک تن از نصارای نجران فرار کرد و به سوی روم و دربار قیصر شتافت، و از ذونواس شکایت کرد و یاری طلبید.

«قیصر» گفت سرزمین شما از من دور است، اما نامه​ای به پادشاه حبشه می​نویسم که او مسیحی است و همسایه شما است، و از او می​خواهم شما را یاری دهد، سپس نامه​ای نوشت و از پادشاه حبشه انتقام خون مسیحیان نجران را خواست، مرد نجرانی نزد سلطان حبشه، نجاشی آمد، و نجاشی از شنیدن این داستان سخت متأثر گشت، و از خاموشی شعله آئین مسیح(ع) در سرزمین نجران افسوس خورد، و تصمیم بر انتقام شهیدان را از او گرفت.

لشکریان حبشه به جانب یمن تاختند و در یک پیکار سخت سپاه ذونواس را شکست دادند، و گروه زیادی از آنان کشته شدند، و طولی نکشید که مملکت یمن به دست نجاشی افتاد و به صورت ایالتی از ایالات حبشه درآمد.

آنچه در بالا در مورد اصحاب اخدود گفته شد موافق نظریه معروف و مشهو راست.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.