مقام علمی ابوریحان از دیدگاه استاد مطهری چگونه است؟

0 16

از ابو ریحان اثر فلسفی قابل توجهی که بدان وسیله بتوان به مقام فلسفیاش پی برد باقی نمانده است. ابوریحان خود فهرست تألیفاتش را داده است، در آنها اثر فلسفی قابل توجهی دیده نمیشود و آنچه هم بوده نایاب است و از دست رفته است. به علاوه ظاهراً ابوریحان بر خلاف بوعلی حوزهای نداشته و شاگردانی تربیت نکرده است تا از راه شاگردان بتوان اطلاعاتی در این زمینه کسب کرد. آنچه از ابوریحان در زمینههای فلسفی باقی مانده، اشاراتی است که در ضمن کتبش، مانند الاثارالباقیه و تحقیق ما للهند به مسائل فلسفی و آراء فلاسفه کرده است و دیگر، سؤالاتی است که از بوعلی درباره برخی مسائل کرده و پاسخ آنها را خواسته است.
نداشتن هیچ اثر فلسفی سبب شده که برخی اساساً او را فیلسوف ندانند و دخالت او را در مسائل فلسفی بیجا و ناروا تلقی کنند. شهر زوری در کنزالحکمه و بیهقی در تتمه صوان الحکمه صریحاً میگویند: «او در مسائل فلسفی وارد نبوده و نمیبایست در این مسائل دخالت میکرد.»
ولی در عصر ما گروهی به نقطه مقابل فکر میکنند. اینها ابوریحان را فیلسوفی میدانند که از معاصران خود پیشرفتهتر بوده است؛ زیرا دیگران پابند فلسفه ارسطویی بودهاند اما فلسفه ارسطویی ابوریحان را قانع نمیکرده است و به همین دلیل در مقام ایراد و اعتراض بر ارسطو که احدی جرأت و شهامت آن را نداشته است برآمده است.
عجیب این است که در پارهای کتب که اخیراً منتشر شده است و ابوریحان را فیلسوفی پیشرفتهتر از معاصرانش قلمداد میکنند، آنجا که سؤالات را که یگانه سند پیشرفتهتر بودن اوست نقل میکنند، نفهمیدهاند که محتوای سؤالات ابوریحان چیست و ابوریحان چه میخواسته است بگوید؟ گاهی میبینیم که همینگونه افراد در روزنامه مقالاتی مینویسند و به مقایسه میان ابوریحان و بوعلی و ماهیت تمدن اسلامی میپردازند!!
اینکه ابوریحان در فلسفه مقام والایی نداشته باشد به هیچ وجه از قدر و ارزش ابوریحان نمیکاهد. ارزش ابوریحان که جهان به اعجاب به او مینگرد به جهت اندیشههای فلسفی او نیست، برای یک سلسله تحقیقات و ابتکارات است که امروز آنها را «علم» مینامند نه «فلسفه»، و روز به روز هم قدر و ارزش ابوریحان بیشتر شناخته میشود. ضرورتی ندارد که ما برای اینکه ارزش ابوریحان را بالا بریم، برای او در رشتهای که کار زیادی نکرده و علاقهای در زندگی به آن نشان نداده است مقامی از پیش خود بتراشیم. همه چیز را همگان دانند.
به نظر ما اینکه ابوریحان سؤالات فلسفی خود را با بوعلی که بیش از ده سال از او کوچکتر بوده است و به قول خود ابوریحان در آن وقت «جوان فاضلی» بوده، طرح کرده است، دلیل بر این است که ابوریحان از نظر فلسفی ادعایی نداشته است.
ابوریحان به تمام معنی پژوهشگر بوده است. در شرح حالش میخوانیم که اگر با فقیهی مواجه میشد مسأله فقهی با او طرح میکرد و اگر با صاحب فن دیگری مواجه میشد کوشش میکرد از معلومات او استفاده کند.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.