«فقه» در میان اهل تسنن، چند شاخه شد و روش استنباطی هرکدام، چه بود؟

0 21

در میان اهل تسنن دو سیستم فقهی به وجود آمد: سیستم اهل حدیث که بیشتر میان فقهای مدینه معمول بود و سیستم رأی و قیاس که بیشتر میان فقهای عراق معمول بود.
روش اهل حدیث این بود که در مسائل، در درجه اول به قرآن رجوع میکردند، اگر حکم مسأله را در قرآن نمییافتند به حدیث پیغمبر مراجعه میکردند، اگر احادیث، مختلف بود، به ترجیح احادیث از نظر راویان سند میپرداختند،، اگر در حدیث نمییافتند و یا ترجیحی در میان احادیث مختلف به دست نمیآوردند به اقوال و فتاوای صحابه رجوع میکردند و اگر از این راه هم طَرْفی نمیبستند، کوشش میکردند به نحوی از اشاراتی که در نصوص هست چیزی استفاده کنند و بندرت اتفاق میافتاد که به رأی و قیاس متوسل شوند.
روش اهل قیاس غیر این بود. آنها اگر حکمی را در قرآن یا سنّت، قطعی نمییافتند به احادیث منقوله چندان اعتماد نمیکردند زیرا آنها را غالباً مجعول یا تحریف شده میدانستند. معتقد بودند که یک نفر فقیه در اثر ممارست در مقررات قطعی اسلامی، به روح قوانین اسلامی آشنا میشود و از روی مشابهات میتواند حکم مسأله مورد نظر را اکتشاف کند.
اهل رأی و قیاس معتقد بودند که «عدالت» و «مصلحت» میتواند راهنمای خوبی برای فقیه باشد. اینجا بود که فقیه خود را موظف میدید که درباره آنچه «مقتضای عدالت» است و آنچه مصلحت اقتضا میکند بیندیشد. اصطلاحاتی از قبیل «استحسان» یا «استصلاح» از همین جا پیدا شد.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.