منظور از «عبث» و «حکمت» چیست؟

0 25

انسان در کارهای عقلانی و منطقی خود، هدف و غرضی دارد و در برابر هر «چرا؟» یک «برای» دارد و اگر انسان، کاری که انجام دهد، در مقابل «چرا؟» «برای»نداشته باشد، آن کار لغو و عبث و بیهوده و پوچ تلقی میشود.
حکما اثبات کردهاند عبث واقعی ـ که کار انسان، عاری از هر گونه غرض و غایتی باشدـ هیچگاه از انسان صادر نمیشود و محال است که صادر بشود. همه عبثها نسبی است؛ مثلاً فعلی که از یک شوق خیالی و یک ادراک خیالی منبعث میشود و دارای غایتی متناسب با همان شوق و همان ادراک است، نظر به اینکه فاقد غایت عقلانی است آن را «عبث» میخوانیم؛ یعنی نسبت به مبدأی که از آن مبدأ پدید آمده عبث نیست، نسبت به مبدأی که از آن پدید نیامده و شایسته بود از آن پدید آید عبث است.
نقطه مقابل عبث، «حکمت» است. فعل حکیمانه فعلی است که حتی به طور نسبی نیز فاقد غایت و غرض نباشد و به عبارت دیگر، غرض معقول داشته باشد و علاوه بر غرض معقول داشتن، توأم با انتخاب اصلح و ارجح بوده باشد.
پس حکیمانه بودن فعل انسان، بستگی دارد به غایت داشتن و غرض داشتن آن، آن هم غایت و غرض عقل پسند که با تشخیص اصلح و ارجح توأم باشد؛ علیهذا انسان حکیم انسانی است که اولاً در کار خود، غایت و غرضی دارد، ثانیاً در میان هدفها و غرضها اصلح و ارجح را انتخاب میکند، ثالثاً برای وصل به غرض اصلح و ارجح، بهترین وسیله و نزدیکترین راه را انتخاب میکند.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.