آیات نسخ شده قران کدام ها هستند؟

0 360

آیات نسخ شده قران کدام ها هستند؟ آیات ناسخ را هم بیان کنید

آن ایاتی که

نسخ تلاوت شدند هم بیاورید.

کدام ایات و احکام ناسخشان در خود قران هست؟ کدام ناسخش در قرآن نیست؟( مثل سنگسار)

ارتباطی بین متشابهات قرآن و ناسخ و منسوخ هست؟

پیوستگی قران با وجود تناقض ناسخ و منسوخ و متشابهات حل شدنی است؟

یا باید با چیزی خارج قران جوابشان داده بشود مثل سنت پیامبر در این صورت قران کامل نیست و پیوستگی درونی ندارد

پس تدبر در قران به ما نشان میدهد که در قران پیوستگی نیست و تناقض و ناسخ و منسوخ هست و ادعای قران که میگوید در قران اختلاف نیست، غلط از اب در می اید.

یعنی باید قبول کنیم اختلاف هست و فقط با چیزی خارج از قران مثل سنت یا رفتار پیامبر توجیه میشود و نسخ ایاتش نشان داده میشود.

اقسام سه گانه نسخ:

۱. نسخ در تلاوت، نه در حکم:

آیاتی بوده که تلاوت آن نسخ شده و اکنون در قرآن نیست، ولی حکم آن میان مسلمانان جاری است. این قسم یقیناً باطل است.

۲. نسخ در تلاوت و حکم:

یعنی هم تلاوت آیه ساقط شده و دیگر در قرآن نیست و هم حکمش نسخ شده است. این گونه نیز باطل است.

۳. نسخ در حکم، نه تلاوت:

بدین معنا که هنوز تلاوت می‏شود و آیه در قرآن هست، ولی حکم آن ساقط شده است.

شیعه و محققان اهل سنت تنها قسم سوم را صحیح مى دانند.

این قسم، تنها قسمى است که نسخ در آن واقع شده است.

آیاتى از قرآن مجید که نسخ گردیده اند، نسخ فقط در ناحیه حکم آنها واقع شده است؛ اما لفظ آیه و تلاوت هم چنان در قرآن محفوظ مانده است.

آیات ناسخ و منسوخ:

با ضابطه مند شدن اصطلاح نسخ، دایره نواسخ قرآن محدود و محدودتر گردیده و نظر محققان متاخر خط بطلانى بر نظریه طرفداران فراوانى نسخ کشیده است به گونه اى که:

پیشینیان تا حدود پانصد آیه را منسوخ مى دانستند.(۱)

مصطفى زید در کتاب خود، موارد ادعایى نسخ را نزد متقدمان این گونه گزارش مى کند:

ابوعبدالله، محمدبن حزم ۲۱۴ مورد؛ ابوجعفر نحاس ۱۳۴ مورد؛ ابن سلامه ۲۱۳ مورد، و ابن جوزى ۲۴۷ مورد را از مصادیق نسخ دانسته اند. (۲)

سیوطى در الاتقان ضمن رد طرفداران کثرت نسخ، در یک بررسى در مورد آیات نسخ، از ابتدا تا انتهاى قرآن موارد معدودى را ذکر نموده است که عبارتند از:

سوره بقره شش آیه، آل عمران یک آیه، نساء دو آیه، مائده سه آیه، انفال سه آیه، نور دوآیه، احزاب یک آیه، مجادله یک آیه، ممتحنه یک آیه، مزمل یک آیه.

مجموعه آیات منسوخ نزد سیوطى، ۲۱ آیه است که در منسوخ بودن یک مورد هم تردید مى نماید. زرقانى نیز به پیروى از سیوطى همین آیات را مورد بررسى قرار داده است.(۳)

دکتر صبحى صالح پس از بیان این مطلب که محققان، آیات منسوخ قرآن را اندک مى دانند، به نظر سیوطى اشاره نموده مى گوید:

اگر بررسى نماییم، درمى یابیم آیاتى که پذیراى نسخند افزون بر ده آیه نخواهند بود. (۴)

آیه الله محمدهادى معرفت در بررسى هاى خود، تنها هشت آیه را منسوخ مى داند، که عبارتند از:

آیه نجوا، آیه عدد مقاتلان، آیه امتاع، آیه جزاى فاحشه، آیه توارث به ایمان، آیات صفح، آیات معاهده و آیات تدریجى بودن تشریع قتال.(۵)

آیه الله خوئى، جز یک مصداق براى نسخ قائل نیست و آن آیه نجوا است(۶). (۷)

چه چیز می تواند ناسخ آیه باشد؟

۱. نسخ قرآن به قرآن

در این مورد بحثى وجود ندارد که صحیح است و واقع هم شده است.

۲. نسخ قرآن به خبر واحد

چنین نسخى ممکن نیست؛ چون یکى از شرایط دلیل ناسخ، همسنگ بودن با دلیل منسوخ است.

۳. نسخ قرآن به سنت قطعی، مانند خبر متواتر

در این مورد دانشمندان اختلاف نظر دارند. بعضى قائل به جواز، و برخى دیگر قائل به منع شده اند.

تجویزکنندگان نیز خود به دو گروه تقسیم شده اند: آنان که قائل به وقوع چنین نسخى هستند، و آنان که مى گویند جایز است ولى واقع نشده است.

قائلان به جواز چنین استدلال کرده اند که نسخ قرآن به سنت، نه بالذات و نه بالغیر، محال نیست. ذاتا که روشن است.

استحاله بالغیر نیز ندارد چون، همان گونه که قرآن وحى الهى است، سنت نیز وحى از جانب خداست.

خداوند خود فرموده است: “وما ینطق عن الهوى ان هو الا وحى یوحى”. (۸)

زرقانى به دنبال این بحث چنین نتیجه گیرى مى کند:

نسخ قرآن به سنت مانع عقلى و شرعى ندارد؛ منتها چنین نسخى واقع نشده است و دلیل کسانى که قائل به وقوعند تمام نیست. (۹)

آیه الله خوئى در این مورد معتقدند:

حکم ثابت به وسیله قرآن، با سنت متواتر یا با اجماع قطعى، که کاشف از صدور نسخ از معصوم باشد، نسخ مى گردد.

این نوع نسخ، اشکال عقلى و نقلى ندارد. بنابراین اگر در موردى ثابت شد، قبول مى کنیم؛ و الا ملتزم به نسخ نخواهیم شد. (۱۰)

بنابر نظر مشهور، سنت متواتر و قطعی می تواند ناسخ آیه باشد، ولی با خبر واحد و امثال آن نمی توان آیه ای از قرآن را نسخ نمود.

البته مرحوم علامه طباطبایی(ره) در این زمینه می گویند: اصلا نسخ قرآن به وسیله حدیث معنا ندارد.(۱۱)

برخی شبهات منکران نسخ:

شبهه اول:

وجود آیات منسوخ در قرآن کریم، چه بسا سبب اشتباه مکلفان گردد؛ چرا که ممکن است در برخورد با آن آیات به گمان آن که آیه اى محکم است

به آن عمل نموده یا به مفاد آن ملتزم گردند. این امر اغرا به جهل، و از خداوند قبیح است.

پاسخ:

از آن جا که مصلحت هایى وجود داشته است که تشریع سابق با تشریع لاحق، نسخ گردد

و مکلفان خود مى دانند که در قرآن ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقید و محکم و متشابه وجود دارد،

شتاب در اخذ یک آیه و عمل به آن پیش از آن که نوع و حقیقت آن شناخته شود، بر کسى روا نیست.

به همین دلیل است که على(ع) در برخورد با آن قاضى از او مى پرسند: آیا تو که فتوا مى دهى، ناسخ قرآن را از منسوخ آن مى شناسى؟

شبهه دوم:

التزام به وجود آیات ناسخ و منسوخ در قرآن کریم، مستلزم وجود تنافى میان آیات قرآن کریم است و این امر با قول خداوند منافات دارد که مى فرماید:

“افلا یتدبرون القرآن ولو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا”

آیا در [معانى] قرآن نمى اندیشند؟ اگر از جانب غیر خدا بود، قطعا در آن اختلاف بسیارى مى یافتند.

شما به دنبال این مطالب هستید:

پاسخ:

اختلافى که در این آیه نفى مى گردد، اختلاف حقیقى و واقعى است؛ اما اختلاف آن گونه که در ناسخ و منسوخ وجود دارد، منافاتى با مفاد آیه ندارد.

منطقیان براى تناقض هشت وحدت را شرط دانسته اند که از جمله آنها وحدت زمان، ملاک و شرط است؛

در صورتى که هریک از این ها تغییر کند، دیگر تنافى و تناقضى وجود نخواهد داشت.

در ناسخ و منسوخ، تفاوت زمانى و از همه مهم تر تفاوت در ملاک حکم وجود دارد که با تعمق در آن روشن خواهد گردید که تنافى میان آنها، ظاهرى است.

شبهه سوم:

چه فایده اى بر وجود و ثبت آیاتى که نسخ گردیده اند، مترتب است؟

آیاتى که دیگر به حکم آنها عمل نمى شود، آیا هدف فقط، قراءت آنهاست که قاریان و مسلمانان در طول زمان آن را قراءت نمایند، بدون آن که به مفاد آن عمل نمایند؟

پاسخ:

اگر ثمره نزول آیات قرآن کریم تنها در حکم تشریعى آنها بود، این اشکال صحیح به نظر مى رسید.

اما باید دانست که تشریع یکى از اهدافى است که در نزول قرآن مد نظر بوده است.

بسیارى از آیات قرآن، اساسا حکم تشریعى را در بر ندارند. قرآن شناسان بر این باورند که آیات الاحکام از پانصد آیه تجاوز نمى کنند.

آن چه هدف اساسى از نزول آیات بوده هدایتگرى آن است. اگر در مواردى حکم تشریعى آیات برداشته شده است، بعد اعجاز و تحدى آن، هم چنان به قوت و ثبات اولى خود برقرار است.

شبهه چهارم:

“نسخ‏” در تشریعیات مانند “بدا” در تکوینیات، به مفهوم واقعى آن برخداوند مستحیل است

زیرا نسخ و بدا هر دو مفهومى یک سان دارند و آن‏ “پیدایش رأی جدید و دیدگاه نوین‏” که از قبل پیش بینى نشده است.

سپس با برخورد با موانع، تغییر رأى داده و تشریع یا تکوین جدیدى را آغاز مى‏کند.

این معنا مستلزم‏ جهل سابق است و با علم ازلى خداوندى منافات دارد.

پاسخ:

نسخ و بدا هر دو بر حسب ظاهرچنین مى‏ نمایند.

اما در علم ازلى الهى همین تغییر فعلى پیش بینى شده بوده است، و فقط بر مردم پوشیده بوده و در موقع خود روشن مى‏ گردد

و مردم چنین ‏مى‏ پنداشته‏ اند که تغییر رأیى حاصل گشته است.

مثلا تکلیفى که سابقا به گونه مطلق ‏تشریع گردیده، بر حسب ظاهر(اطلاق زمانى) گمان استمرار و تداوم مى ‏رفت

که ‏خداوند در وقت‏ خود روشن ساخت که از اول مقید بوده و اجل زمانى داشته که برمردم پوشیده بوده است و اکنون آشکار گشت.

هم چنین- در مورد بدا- تغییراتى که ‏در تکوینیات داده مى‏شود، همه از قبل پیش بینى شده بوده، و در وقت‏ خود روشن‏ مى‏ گردد.

لذا نسخ و بدا، هر دو ظاهرى‏ اند نه حقیقى.

إحکام و تشابه (محکم و متشابه)

إحکام در قرآن به سه معنا به کار رفته:

۱. استوار بودن گفتار یا کردارى که راه خلل و شبهه در آن بسته باشد. در مقابل‏ آن، متشابه قرار دارد، گفتارى نارسا یا کردارى شبهه انگیز.

۲.پایدار و ثابت ‏بودن، در مقابل ناپایدار. احکام ثابته در شریعت را محکم‏ گویند، در مقابل احکام منسوخه.

چنان چه در باب ناسخ و منسوخ اصطلاح‏ “إحکام‏” به کار مى‏رود و بر آیات غیر منسوخه ‏”محکمه” گفته مى‏شود.

۳. اتقان و دقت در عمل یا گفتار، که بر اساسى متین و مستحکم استوار بوده‏ باشد، آن را محکم یا مستحکم گویند.

چنان چه در سوره هود آمده: “کتاب احکمت ‏آیاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر”

آیات قرآنى تماما حساب شده و با کمال دقت وبر پایه‏اى مستحکم استوار گردیده، آن گاه در بخش‏هاى گوناگون بر پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله‏ نازل گردیده است.

إحکام، به معناى نخست صرفا در مقابل آیات متشابهه‏ به کار رفته؛ به معناى دوم، مخصوص آیات غیر منسوخه است؛ و به معناى سوم تمامى آیات قرآن را در بر مى‏گیرد.

نسخ مشروط

این گونه نسخ شاید براى برخى تازگى داشته باشد.

ولى با تأمل در بسیارى از آیاتى که منسوخ شمرده شده‏اند، مى‏توان دریافت که نسخ آن‏ها نسخ مطلق نبوده، بلکه به شرایط خاص همان دوران بستگى داشته است.

به این معنا که با تغییر آن‏ شرایط و بهبود وضع، حکم سابق منسوخ گردیده و حکمى متناسب با شرایط جدید تشریع گردیده است

و اگر احیانا همان شرایط زمانى و مکانى پیش آید، آیات‏ مربوطه از نو قوت گرفته و قابل اجرا است.

روشن‏ترین شاهد براى نسخ مشروط آیات صفح (عفو و گذشت) و چشم پوشى از آزار مشرکان و معاندان اسلام است.

مسلمانان صدر اسلام به ویژه در مکه دستور یافتند تا در مقابل آزار مشرکان خویشتن‏دارى کنند و صبر و بردبارى از خود نشان دهند

زیرا آنان در مکه در موضع ضعف قرار داشتند و در صورت مقابله به مثل، امکان ‏نابودى آنان مى‏رفت.

هم چنین در رویارویى با یهود مدینه ابتدا دستور گذشت آمد، ولى در عین حال ‏مشخص نموده که این گذشت موقت است

“فاعفوا و اصفحوا حتى یأتی الله بأمره”، پس‏ عفو کنید و در گذرید، تا خدا فرمان خویش را بیاورد.(۱۲)

ولى پس از قدرت یافتن ‏اسلام و توسعه یافتن توطئه‏هاى یهود پیرامون مدینه دستور جنگ با آنان صادر گشت.

این گونه آیات را با عنوان‏ “نسخ مشروط‏” مطرح ساختیم، بدین جهت که آیات منسوخه مربوط به شرایط خاص زمانى و مکانى خویش است

و چنان چه در رقعه ‏مکانى یا برهه زمانى آن گونه شرایط پیش آید، آیات صفح قوت یافته و حاکم خواهد بود. (۱۳)

________________________

(۱) الفوز الکبیر فى اصول التفسیر.

(۲) رساله ناسخ و منسوخ در قرآن و دیدگاه علامه، ص ۱۰۶ و ۱۰۷.

(۳) ر.ک: الاتقان، ج ۲، ص ۷۰۸ – ۷۱۲؛ مناهل العرفان، ج ۲، ص ۲۵۶ – ۲۷۰.

(۴) مباحث فى علوم القرآن، ص ۲۷۳ و ۲۷۴.

(۵) ر.ک: التمهید، ج ۲، ص ۳۰۰ – ۳۱.

(۶) البیان، ص ۳۷۳ – ۳۸۰.

(۷) ر.ک: درسنامه علوم قرآنی، جوان آراسته.

(۸) الاتقان، ج ۲، ص ۷۰۱؛ مناهل العرفان، ج ۲، ص ۲۳۷.

(۹) مناهل العرفان، ج ۲، ص ۲۴۴.

(۱۰) البیان، ص ۲۸۶.

(۱۱) ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱۵، ص ۱۶.

(۱۲) بقره، ۱۰۹.

(۱۳) ر.ک: استاد معرفت، علوم قرآنی.

منبع: پرسمان قرآن

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.