چگونه نماز انسان را از گناه باز می دارد ؟

نماز
0 29

اصـولا بـایـد تـوجه نمود که عامل اساسی برای بازداری انسان از خلاف و گناه , همان ایمان و یاد خداست . انـسـان غـافل از خدا به سرانجام اعمال و کردار خویش نمی اندیشد و برای ارضای تمایلات و غرایز سرکش خود حد و مرزی نمی شناسد . بـرعکس , یاد خدا , خدایی که از تمام کارهای کوچک و بزرگ ما آگاه است , خدایی که از آنچه در انـدیـشـه مـا می گذرد مطلع و با خبر است , ما را از خودکامگی و هوسرانی و مرز نشناسی باز می دارد . راه طـبـیـعی و موثر و پیوسته برای کنترل غرایز و خواسته های نامشروع , یاد خدا ,یاد مقام اولیای خدا , یاد کیفرهای خطاکاران و یاد پاداش فرمانبرداران اوست . قـرآن , مـردان خـدا را چـنین معرفی می کند : رجال لاتلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکراللّه و اقام الـصـلـوه و ایـتاء الزکوه ; مردانی که نه تجارت و نه معامله ای آنان رااز یاد خدا و بر پاداشتن نماز و ادای زکات غافل نمی کند . (۲) نـاگـفته پیداست غفلت از خدا و بی خبری از او موجب تیرگی عقل و خرد و کم فروغی نور وجدان می گردد . امـیـرمومنان علیه السلام برای یاد خدا اهمیت خاصی قائل شده و درباره آن چنین می گوید : ان اللّه جـعـل الـذکر جلاء للقلوب , تسمع به بعد الوقره و تبصر به بعدالعشوه و تنقاد به بعد المعانده ; خـداونـد یـاد خـود را صیقل و روشنایی دلهای بندگان قرار داده که در پرتو آن گوش آنها شنوا می شود و چشم آنها بینا می گردد وبه جای دشمنی و ستیزه جویی , فرمانبردار می شوند . (۳)عـلـی عـلـیـه السلام در این جمله ها غفلت را یک نوع کری و کوری برای دلها می داندکه موجب سرکشی و ستیزه جویی و دشمنی انسان با حق و حقیقت می گردد و در برابرآن , یاد خدا را مایه شنوایی و روشنی دل معرفی می کند که غرایز سرکش را مهارکرده و او را از ستیزه جویی با حقیقت باز می دارد . بـنابر این بیان , یک فرد غافل از خدا و کیفرها و پاداشهای او , بسان یک فرد کورو کری است که بر اسـب سـرکشی سوار باشد , بدون تردید اسب او را به سنگها خواهدکوبید و در میان دره ای پرتاب خواهد کرد , ولی افرادی که دلهایی بیدار و متذکردارند , واکنش اعمال خود را از نزدیک مشاهده می کنند , سخن حق را کاملا می شنوند ونفس سرکش را با یاد خدا مهار می نمایند . امـام بـاقـر علیه السلام در ضمن اموری که به یکی از دوستان خود سفارش می کند ,می فرماید : همواره به یاد خدا باشید , زیرا یاد خدا میان انسان و ارتکاب عمل خلاف , مانع و حائل می گردد . (۴)اصـبغ بن نباته می گوید امیرمومنان علیه السلام فرمود : در دو موقع به یاد خداباش , یکی هنگام مصیبت و دیگری وقتی که با گناه یا خلافی روبه رو می شوی ویاد خدا در موقع روبه رو شدن با گناه مهمتر است ; زیرا یاد وی میان انسان وگناه حائل می گردد . بـدیـهـی است توجه به خدا درجاتی دارد و هرگز در همه جا یکسان نیست , گاهی به مرحله ای می رسد که انسان را در برابر هر نوع گناه بیمه می کند و ارتکاب گناه به صورت یک محال عادی در مـی آید , آنان افرادی هستند که در پرتو یاد خدا قلوبی آرام , دلهایی بیدار , دیدگانی پر فروغ , گوشهایی شنوا و نفوسی فرمانبرداردارند . در بـسیاری از مردم , یاد خدا در درجه متوسطی قرار دارد , مثلا افرادی پیدامی شوند که در عین این که به برخی از گناهان آلوده می گردند , ولی به هیچ وجه حاضر نمی شوند خونی بریزند , مال یـتـیـمـی را بخورند و به ناموس کسی تجاوز کنند ;زیرا می دانند که کیفرهای الهی در این موارد بسیار سخت و سنگین است و وجدان آنهادر برابر این گناهان مقاومت می کند . گـاهی یاد خدا بقدری ضعیف و کم فروغ می گردد که فقط به صورت زمینه ای برای ترک گناه جلوه می کند , چه بسا عوامل نیرومندتری اثر این زمینه را خنثی می سازد , ولی هرگاه یاد خدا در همین صورت که ضعیف است و به اصطلاح علت ناقص است پرورش داده شود , می تواند انسان را از بسیاری از گناهان باز دارد . نـمـاز وسیله یاد خداست یکی از اسرار نماز این است که انسان را به یاد خدا می اندازد و خود قرآن یکی ازفلسفه های نماز را همین موضوع معرفی می کند , چنان که می فرماید : اقم الصلوه لذکری نماز را برای یاد من بپا دار . (۵) ناگفته پیداست از آنجا که نمازعبادت است و آن را باید به قصد قربت و برای خدا انجام داد , طبعا موجب یاد خداخواهد بود . گذشته از این , نمازگزار اذکار و جمله هایی بر زبان جاری می کند که همگی باعث توجه به خدا و مـایـه یـاد اوسـت ; مـثلا , سوره حمد را که در حال نماز می خوانیم ,متضمن ستایش خدا و بیان صفات و افعال او و سپس درخواستهای مختلف بندگان ازپیشگاه مقدس اوست و اذکار دیگر نماز نیز چنین است . اثری که نماز در روح و روان ما می گذارد , همان تقویت روح ایمان و توجه به خداست و این توجه هـمـان طـور کـه گـفتیم درجاتی دارد و درباره افرادی که از ارتکاب بسیاری از گناهان پروایی ندارند , یاد خدا نسبت به ترک گناهان , تنها به صورت یک زمینه است نه علت تامه . به عبارت دیگر , مقصود قرآن که می فرماید : نماز انسان را از گناه بازمی دارد این نیست که هر فـرد نمازگزار در برابر تمام گناهان معصوم می گردد ,بلکه مقصود این است که نماز موجب یاد خـدا و سبب توجه به مقام ربوبی می شود و اثرطبیعی چنین توجهی این است که در انسان زمینه روح اطـاعـت و تـرک گناه پدید آورد ,ولی در عین حال چه بسا ممکن است بر اثر ضعف توجه به خدا , عوامل نیرومندتری اثرآن را خنثی سازد . (۶)خلاصه این که اگر نماز , نماز باشد در همه کس تاثیر در برابر گناه خواهد گذارد . گـاهـی این تاثیر بسیار نیرومند و زمانی کمتر است و این با تفاوت گناهان و تفاوت نمازها تغییر پـیدا می کند , هر قدر نماز با روحتر و کاملتر باشد , اثر تربیتی و بازداشتن آن از گناه , نیرومندتر است . گذشته از این , نماز افراد نمازگزار را از بسیاری گناهان عملا باز می دارد و درعین حال زمینه را بـرای تـرک گـناهان دیگر آماده تر می سازد , زیرا نمازگزار ناچاراست که برای صحت و قبولی نـمـاز , از بسیاری از گناهان اجتناب ورزد ; مثلا , یکی از شرایط نماز , مشروع بودن و مباح بودن تـمـام وسایلی است که در نماز و مقدمات آن مانند آب وضو و غسل و مکان و لباس نمازگزار , به کار می رود . ایـن مـوضـوع تـدریـجا سبب می شود که گناهان بسیاری را ترک کند و در کار و کسب از هر نوع حرام اجتناب ورزد ; زیرا بسیار مشکل است که یک فرد تنها در امور مربوط به نماز , به حلال بودن آنها مقید شود و در موارد دیگر بی پروا باشد . شـاهـد این گفتار این است : کسانی که تارک نماز هستند , با ترک این فریضه ,بسیاری از فرایض دیـگـر مانند روزه , حج , زکات و خمس را ترک می کنند و فرقی میان حلال و حرام و پاک و ناپاک نـمـی گـذارند , ولی بر عکس کسانی که لااقل صورتی از نمازرا انجام می دهند , طبعا قسمتی از گـنـاهـان را به خاطر آن ترک می کنند تا چه رسد به افرادی که این فریضه را به صورت کاملتری انجام می دهند , آنان بیشتر گناهان و یاهمه آن را ترک می نمایند . (۷)خـلاصـه : نماز در تمام نمازگزاران یک نوع اثر تربیتی خواهد گذارد – خواه این اثر قوی و هـمه جانبه باشد یا ضعیف و کم فروغ – و این بستگی به چگونگی برگزاری نماز و آداب و روح آن دارد .

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.